خلاصه‌ی داستان کامل «داستان های موازی» اصغر فرهادی +متن نقد اسکرین دیلی بر فیلم؛ تحت‌تأثیر حواشی «قهرمان»؟

سینماروزان: با رونمایی از فیلم ۲ ساعت و ۲۱ دقیقه‌ای “داستانهای موازی”اصغر فرهادی در فستیوال فیلم کن۲۰۲۶، اولین نظرات درباره فیلم منتشر شده است.

نگاهی به آرای منتقدان نشریه انگلیسی اسکرین دیلی حکایت دارد از پیشتازی فیلم “سرزمین پدری”پاول پاولیکوفسکی لهستانی با ۳/۳ امتیاز.

فیلم ژاپنی “یادداشتهای ناگی”کوجی فوکادا در جایگاه دوم این نشریه(۲/۵) است، پس از آن فیلم “زندگی زن” چارلی بورگه توکت محصول فرانسه(۱/۹) قرار دارد.

در جدول اسکرین دیلی، فیلم “داستانهای موازی” فقط ۱/۷امتیاز آورده است…

جدول فعلی اسکرین دیلی
جدول فعلی اسکرین دیلی

ابتدا خلاصه داستان «داستان‌های موازی» را بخوانید:

نویسنده‌‌ای پا به سن گذاشته-سیلوی (ایزابل هوپر)- از پنجره‌ی آپارتمانش در پاریس به بیرون خیره شده و مجذوب غریبه‌ای به نام آنا/نیتا (ویرژینی افیرا) شده که در استودیویی صوتی در همان نزدیکی کار می‌کند.
این نویسنده برای همکاران آنا اسم‌هایی خیالی گذاشته و در حال نوشتن رمانی درباره‌ی یک مثلث عشقی مرگبار است که در آن آنا با کریستوف (پیر ناینی) قرار می‌گذارد و در عین حال با رئیس متأهل خود پیر(ونسان کسل) رابطه دارد.
وقتی سیلوی، یک خلافکار جوان و دوست‌داشتنی به نام آدام (آدام بسا) را استخدام می‌کند تا به او در نقل مکان از خانه‌اش کمک کند، آدام رمان او را که اکنون رها شده است، می‌دزدد، شیفته‌ی شخصیت‌های کتاب می‌شود و ترفندی می‌زند تا آنها را در زندگی واقعی ملاقات کند..‌.
آدام که زمانی به جرم جیب‌بری به زندان افتاده بود، بعد از سرقت رمان، با جا زدن خود به عنوان نویسنده‌ی کتاب با آنا( نیتا) دوست میشود اما نیتا به جای اینکه مجذوب نوشته‌های آدام شود، از آنچه رمان در مورد روابط عاشقانه مخفیانه بین او و همکارانش القا می‌کند، آشفته می‌شود.
نیتا با نگرانی، کتاب را به نیکولاس و تئو نشان می‌دهد و باعث ایجاد تنش بین آنها می‌شود.
در نهایت، کارکنان استودیوی صوتی متوجه می‌شوند که آنها قهرمانان ناخواسته‌ی یک رمان هستند اما خیال‌پردازی سیلوی از زندگی‌ آنها، پر و پیمان‌تر از چیزی است که واقعاً اتفاق می‌افتد…

 

اسکرین دیلی در نقدی به قلم تیم گریرسون با تیتر «پیچیده و سطحی» درباره «داستانهای موازی»، این فیلم را کنایه‌ای دانسته به درگیری اصغر فرهادی در ماجرای حقوقی فیلم «فروشنده»؛ ماجرایی که یکی از هنرجویان فرهادی برایش رقم زد و مدعی شد که طرح اصلی فیلم برای اوست. فرهادی گرچه در نهایت از این ماجرا تبرئه شد ولی حواشی آن ادعا، تا مدتها او را گرفتار کرد.

فیلم داستانهای موازی اصغر فرهادی
فیلم داستانهای موازی اصغر فرهادی

سینماروزان، فرازهایی از نقد اسکرین دیلی را ارائه داده است:

هنر و زندگی در «قصه‌های موازی» در گفتگو هستند، کاوشی جذاب اما در نهایت نومیدکننده در مورد اسرار داستان‌سرایی.

اصغر فرهادی با اقتباسی آزادانه از فصل ششم مینی‌سریال لهستانی «ده فرمان» ساخته کریستوف کیشلوفسکی – که با فرمان عدم ارتکاب زنا مرتبط است – ایزابل هوپر را در نقش رمان‌نویسی قرار می‌دهد که از همسایه‌هایی که او جاسوسی‌شان را می‌کند الهام گرفته و درامی را خلق می‌کند که حداقل در ابتدا بسیار جذاب‌تر از زندگی واقعیست.

کیشلوفسکی اغلب روایت‌هایی می‌ساخت که در آنها افراد متفاوت به طور غیرمنتظره‌ای با هم تلاقی می‌کنند و حالا اصغر فرهادی در «قصه‌های موازی» از همین تمهید فیلمساز فقید بهره میجوید. این فیلمساز ایرانی به انسان‌گرایی کیشلوفسکی اشاره دارد، اما این توالی مثلث عاشقانه و دزدی ادبی در نهایت در عین تلاش برای هوشمندانه شدن، گرفتار نوعی سطحیت میشود

در اوایل داستان‌های موازی صحنه‌هایی از رمان سیلوی را دراماتیزه می‌کند، زیرا افیرا، کسل و ناینی نسخه‌های تشدید شده افرادی را که بعداً ملاقات می‌کنیم، بازی می‌کنند. فرهادی کاملاً آگاهانه به این سکانس‌ها حال و هوای عامه‌پسند و جذاب می‌بخشد و استدلال می‌کند که روزمرگی زندگی به ندرت منعکس‌کننده‌ی جذابیت‌های مبتذل داستان‌های تخیلی است.

به محض اینکه فیلم خط داستانی رمان را کنار می‌گذارد، نیتا، نیکولاس و تئو(کارکنان استودیو) خود را درگیر نسخه‌ی خودشان از درام عاشقانه‌ی سیلوی می‌بینند یعنی زمانی که نیکولاس به شک می‌افتد؛ آیا آن دو نفر دیگر واقعاً درگیر یک قرار عاشقانه‌ی پنهانی هستند یا خیر؟

این موضوع بالقوه غنی است، چرا که چندین شخصیت فیلم با حسرت به زندگی دیگران نگاه می‌کنند یا سناریوهای تخیلی هیجان‌انگیزی خلق می‌کنند و البته «قصه‌های موازی» خود فیلمی است که بر اساس یک فیلم ساخته شده است.

فرهادی که پیش از این تمایل به کاوش در زمینه‌های روایی تاریک‌تر داشته است، برای یک بار هم که شده به جای کاوش در اعماق روح شخصیت‌هایش، از لذت‌های ساده داستان‌سرایی لذت می‌برد. و از آنجا که فرهادی خود در سال ۲۰۲۲ در جریان فیلم «قهرمان» در نیویورکر به سرقت ادبی متهم شد – اتهاماتی که در سال ۲۰۲۴ در ایران از آنها تبرئه شد – اشارات فیلم به سرقت ایده (که در نسخه اصلی ده فرمان وجود ندارد) را می‌توان تفسیری کنایه‌آمیز از رسوایی خود او دانست که به خوبی دراماتیزه شده است.

در «داستانهای موازی» مخاطب باید با یک طرح پیچیده دست و پنجه نرم کند ولی این پيچيدگي ها، غیرواقعی به نظر می‌رسد به خصوص وقتی فیلم به ناآرامی‌های در حال شکل‌گیری بین نیتا، نیکولاس و تئو در زندگی واقعی می‌پردازد؛ اغلب اوقات، شخصیت‌ها مانند مهره‌های شطرنج عمل می‌کنند که با انباشته شدن اتفاقات منظم و پیچش‌های شبه‌طنز، به دور صفحه هل داده می‌شوند.

رویکرد شیرین فرهادی در بازی با آدمها، کیفیت بازیگری را تعدیل می‌کند، به طوری که هوپر در نقش نویسنده‌ی در حال تقلا کمی سست است و افیرا در یک نقش دوگانه‌ی تک‌بعدی که در آن هم زیبایی جذاب و هم روح معصوم رنج‌دیده را بازی می‌کند، گرفتار شده است و وقتی «قصه‌های موازی» نزدیک به پایان، تغییر لحن می‌دهد تا غافلگیری غریبی را آشکار کند، ساختار شیرین فیلم نمی‌تواند این تکانه را تحمل کند.

فرهادی مانند سیلوی می‌خواهد داستان‌های جذاب را از میان خرت و پرت‌های روزمره استخراج کند، اما انگار تخیل او به اندازه‌ی تخیل سیلوی قدرتمند نیست!!!