مرگ عنایت بخشی؛ بازیگری که داریوش اقبالی را از پا درآورد!   

سینماروزان/حامد مظفری: عنایت بخشی بدمن دوست داشتنی سینمای ایران در ۸۰ سالگی فوت شد.

 

عنایت‌الله بخشی زاده ۱۳۲۴ طالقان بود و بازیگری را در سنین نوجوانی زیر نظر حمید سمندریان فرا گرفت و کار نمایش را از اواسط دهه چهل به شکل حرفه‌ای در گروه هنر ملی به دعوت و سرپرستی عباس جوانمرد آغاز نمود. او در کنار کارهای هنری به نیروی هوایی نیز ملحق شد و با گذراندن دوره‌های آموزشی در آنجا به تدریس الکترونیک و زبان انگلیسی پرداخت.

بخشی پس از ده سال خدمت در نیروی هوایی به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و در «اداره تئاتر» بر کار نمایش تمرکز بیشتری یافت. بازی در مرده‌های بی‌کفن و دفن نوشته ژان پل سارتر و به کارگردانی حمید سمندریان، پهلوان اکبر می‌میرد به کارگردانی عباس جوانمرد، میراث و ضیافت و سُلطان مار به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضائی و مجلس زن‌کشی به کارگردانی داوود میرباقری برخی از نمایش‌های مهم اوست.

همسو با کار تئاتر عنایت بخشی در طی شش دهه کار بازیگری، در آثار سینمایی و تلویزیونی متعددی نقش‌آفرینی نمود. پرویز صیاد، ساموئل خاچیکیان، محمد متوسلانی، سیروس الوند، مهدی فخیم‌زاده، حسن فتحی، سیدضیاءالدین دری، و سیروس مقدم از جمله کارگردانانی هستند که بخشی با ایشان همکاری داشت.

عنایت بخشی شاید به خاطر فرم خاص چشم و ابرو از همان قبل از انقلاب به گزینه ای مطمئن برای ایفای نقش‌های منفی و به اصطلاح بدمن بدل شده بود؛ از آقای هالو و سری فیلم‌های صمد گرفته تا تنگسیر، مسلخ، گوزن‌ها و…، عنایت بخشی عمدتا بدمن‌ی بود که تا زهرش را نریزد، ول‌کن معامله نیست. او در فیلم فریاد زیرآب چنان داریوش اقبالی-بازیگر جوان اول- فیلم را از پای درآورد که خود داریوش سالها بعد در گفتگویی با رسانه‌ای لس‌آنجلسی یکی از دلایل اصلی مخاطب ‌پسند بودن فیلم را همین حضور بخشی در قطب منفی دانسته و گفته بود: اگر بخشی نبود، شاید آن قدرها فیلم نمی‌گرفت.

مرگ عنایت بخشی
مرگ عنایت بخشی

عنایت بخشی با وجود بدمن بودن، بسیار ماهر در شخصیت سازی بود و تجربیات تئاتری و البته همان عقبه‌ی منفی بودن-دربرابر فردین و ناصر و…‌ که بابت شمایل قهرمانی سرکوب شدند-کمکش کرد که بعد از انقلاب و با حذف بسیاری از مظاهر فیلمفارسی باز در سینما بماند و بتواند نقش منفی بازی کند؛ سناتور، بالاش، بازجویی یک جنایت، مشت، پیراک، یوزپلنگ، مدرک جرم، جدال، شکار، ترن و…، ازجمله فیلم‌های پرمخاطب سال‌های ابتدایی انقلاب بودند که قطب منفی خود را با بخشی، جذاب کردند.

عنایت بخشی که قبل از انقلاب در چند نمایش بیضایی کار کرده بود، بعد از انقلاب و با پیشنهاد خودش نقش راننده کامیون لمپن فیلم “مسافران” را برعهده گرفت؛ گرچه بیضایی شأن وی را بالاتر از این نقش میدانست ولی همان راننده هم با شمایل بخشی، دیدنی‌تر شد و بعد از “روز واقعه” که متن بیضایی بود، بخشی در “سگ کشی”بیضایی نیز نقش صبوری-تاجر فرشی را بازی کرد که همچنان شلیک صدای مهیبش در ادای دیالوگ: “دارش میزنم به دار قالی!” در خاطرمان است.

بخشی به غیر از یک همکاری دیگر با کیمیایی در فیلم توقیفی “فریاد”، بعد از انقلاب با سیروس الوند هم یک همکاری متفاوت داشت در فیلم “رستگاری در هشت و بیست دقیقه”؛ فیلمی که همچنان یکی از ماندگارترین آثار سینمایی مرتبط با قتل‌های سریالی زنان است و بخشی نقش کوتاه اما به شدت هویت‌مندی را در آن عهده‌دار بود.

عنایت بخشی کار در تلویزیون را از اواسط دهه چهل و با تله‌تئاترهای عباس جوانمرد، نوذر آزادی و بهرام بیضائی، شروع کرد و در ادامه در سریال‌هایی مثل غارتگران، سربداران، بوعلی سینا، سایه همسایه، خبرنامه، مش خیرالله، امام علی(ع)، پهلوانان نمی‌میرند، مسافر ری، ولایت عشق، زیر تیغ، چمدان، تبریز در مه و معمای شاه ایفای نقش نمود.

عنایت بخشی در سال‌های اخیر فعالیت چندانی نداشت و آخرین فیلم‌هایش رفقای خوب و شاه‌نقش و آخرین سریالهایش بر سردوراهی، هست و نیست و محکومین بودند که برای شاه‌نقش دیپلم افتخار بازیگر مکمل جشنواره فجر۴۳ را گرفت.

عنایت بخشی با وجود تبحر در ایفای نقش منفی، هرازگاه ایفای نقش مثبت را هم انجام داد؛ یک بار در نقش آمیرزا در سریال سایه همسایه‌ی اسماعیل خلج و دیگری در نقش معلمی پاک‌سیرت در فیلم صاعقه‌ی ضیاءالدین دری. بخشی در فیلم روز واقعه نیز نقش خائف را بازی کرد؛ یک عرب جاهلی که در بزنگاه کنار حق می ایستد.

بخشی در اواخر دهه چهل با سیمین بازرجانی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های ابرش و آرش و یک دختر به نام بنفشه بود که البته بنفشه در ۲۵ سالگی فوت شده بود و ضربه روحی شدیدی به خانواده وارد کرد‌. همسر بخشی پس از ازدواج از وادی شعر و داستان به سینما و فیلمنامه‌نویسی روی آورد. فیلم‌نامه‌های فیلم‌های دخترم سحر و خفاش از آثار اوست.