مستندهای استراتژیک مرکز گسترش چه شد؟/پرسشِ رضا استادی مستندساز و منتقد سینما

سینماروزان: رضا استادی مستندساز و منتقد سینما با طرح سوالی درخصوص مستندهای ساخته شده توسط مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با موضوع جنگ دوازده روزه به خبرگزاری ایرنا گفت: تصور می‌شد با آغاز جنگ رمضان این آثار برای نمایش به شبکه‌های سیما عرضه خواهد شد اما متاسفانه ده روز پس از جنگ،این آثار در یکی از پلتفرم‌ها عرضه شد و تماشاگر علاقه‌مند باید با مراجعه به این پلتفرم‌ها و پرداخت حق اشتراک،آن‌ها را تماشا کند؛ موضوعی که با شرایط امروز تناسبی ندارد و نشانه‌ای از عدم درک واقعیت‌های رسانه‌ای این روزها است.

استادی گفته است: ضرورت این جنگ و جنگ‌های فناورانه‌ای از این دست ایجاب می‌کند محتوای تولیدی از کف میدان به سرعت منتشر شود.بدیهی است عدم انتشار به موقع،این محتوا را کهنه و فاقد اثر می‌کند و در شرایط پس از جنگ رمضان نیز محتوای تولید شده درباره جنگ دوازه روزه دیگر جذابیتی برای مخاطب نخواهد داشت.
این نویسنده با محکوم کردن صریح حمله آمریکا و اسرائیل به کشورمان نوشته است: حالا نیروهای دفاعی به عنوان چشم و چراغ و فخر کشورمان؛ علاوه بر دفاع جانانه ضربه‌های جانکاهی به دشمن امریکایی- صهیونیستی وارد و اسفند ۱۴۰۴ را به یکی از قله‌های پُرافتخار تاریخ ایران تبدیل کرده‌اند. در چنین شرایطی صدا و سیما منسجم‌تر از گذشته به روایت این اتفاق‌ها می‌پردازد.گویی یک عقل جمعی خردمند اداره این رسانه را در این روزها به عهده گرفته. کمتر موضوعی در این رسانه نادیده گرفته می‌شود.در برنامه‌ای ناگهان می‌بینیم که مستندسازی با دوربینی کوچک خود را به تنگه هرمز رسانده و وضعیت کشتی‌های متوقف در این آبراه حیاتی را به تصویر می‌کشد.در مستندی دیگر در میدان فردوسی تصاویر ویرانی حاصل از حمله هوایی را به همراه توضیحات نیروهای امدادی می‌شنویم.همچنین در شبکه‌ای دیگر مجری برنامه‌ای اجتماعی وارد خانه‌های ویران شده می‌شود و با ساکنان این منازل به گفت و گو می‌نشیند.

استادی با اشاره به انتشار فراخوان‌هایی برای ثبت و ضبط وقایع این روزها در قالب فیلم مستند و روایت از سوی نهادها این سوال را مطرح می‌کند که :در این روزها با وجود گوشی‌های با کیفیت و دوربین‌های جمع و جور،مستندساز و نویسنده چه محتوایی می‌تواند تولید کند که در مقابل این حجم انبوه تصویر و روایت جذابیت داشته باشد؟آیا مستندساز و نویسنده حرفه‌ای هم باید همین مسیر ساده و دم دستی را در پیش بگیرد؟

استادی با تاکید بر لزوم «مداخله هنری» سازنده آثار در تولید محتوای مستند و داستان درباره این ایام می‌گوید: در حوزه ادبیات داستانی و حتی مستند در موضوع جنگ هشت ساله،حجم فراوانی از آثار جذاب با محتوای خاطره و روایت تولید شده اما تعداد آثار شاخص و جذاب داستانی حتی به تعداد انگشتان دو دست نیز نمی‌رسد و محدود است به چند نام مانند زمین سوخته (احمد محمود)،شطرنج با ماشین قیامت (حبیب احمدزاده)،سفر به گرای ۲۷۰ درجه (احمد دهقان)، در شعله‌های آب(مرتضی مردی‌ها).کتاب‌های خاطرات به مرور محدود به مخاطبان خاص می‌شود اما رمان امکان ارتباط با نسل‌های مختلف و حتی مخاطب غیر ایرانی را دارد. در چنین شرایطی صرف «روایت» وظیفه ذاتی رسانه‌هایی مانند تلویزیون است و هنرمند باید به دنبال روایت‌های خلاق و پرداختن به ریشه‌ها و نگاه عمیق‌تر به موضوع‌ها باشد.هنرمند باید به دنبال بازنمایی چهره قهرمان‌های این دفاع میهنی باشد.باید در صورت لزوم حتی قهرمان سازی کند و از تخیل خود وام بگیرد و کشف‌هایی تاز به مخاطب خود ارائه کند.در سینمای مستند امکان انجام چنین فرایندی در قالب «مستند هیبرید»‌فراهم است.هرچند قلم و دوربین در روایت این حماسه‌ها ناتوان است اما اگر هنرمند ایرانی بتواند تنها بخش محدودی از این اتفاق را منعکس نماید؛ کاری کرده کارستان.