نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی
سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در سالهای اخیر تئاتر ایرانی رویکرد متفاوتتری نسبت به جلب مخاطب داشته است و با گذر از جریان صرف آوانگارد به سمت الگوبرداری از الهمانهای قدیمی تئاتر ملی ایران و نمونههایی مثل “بنگاه تئاترال”(علی نصیریان) رفته که توسط هادی مرزبان روی صحنه رفت و به اجراهای متعددی رسید.
همانطور که سینمایفارسی در همه دورهها، جواب داده، مردم ایران اغلب نمایش با هویت ایرانی را ترجیح دادهاند به افههای شبهروشنفکری که به نام جریان متفاوت به خوردشان داده شده؛ در نمایش ایرانی موتیفهایی است که بیواسطه مخاطب را وادار به شادی ، تفکر و احیانا غم می کند و همین برای مخاطب ایرانی، بس است.
نمایش “برای فروش” به کارگردانی علی تصدیقی نیز هوشمندانه و بی ادعا، با چنین فرمول و الگوهایی روی صحنه رفته. داستان نمایش ساده و روان است و شخصیتها با توجه به ویژگیهایشان برای مخاطب قابل باورند.
“برای فروش” زندگی زوج میانسال- و گرفتار انبوه مشکلات اقتصادی- را روایت می کند که برای گرفتن ارث پدری که خانهای قدیمی است وارد خانه شده و و درام حول وحوش تقابل میان این زوج و ساکنین عجیب و غریب خانه شکل میگیرد.

به غیر از اشارات اجتماعی موجود در روابط آدمهای خانه و تلاشی که برای نقدهای سیاسی صورت گرفته، بازیهای نمایش عاملی هستند که مخاطب را جذب میکنند. نورا هاشمی،مهدی قناعت پیشه و نادر فلاح همگی با تلاش قابل توجهی نقشهایشان را رنگ آمیزی می کنند. محمد معتضدی با استفاده از لهجه تلاش میکند به نقشش جلوه دیگری ببخشد و حضور مهرانه مهین ترابی مخاطب را با خاطرات خوب گذشته او دوباره پیوند میزند و در نمایش حتی ارجاعی بامزه به خانه سبز و خاطرات مخاطب وجود دارد و در این ارجاع، مهینترابی حتی بازی قدیم خودش را هم نقد میکند.
“برای فروش” البته قدری مطول است و میشود برای اجراهای دوباره از برخی نماهای میانی کم کرد، ضمن اینکه مایههای تقابل زوج داستان با روح سرگردان حاضر در خانه که شکل و شمایلی از آثار وحشت-را در بازی با نور و صدا- به اثر داده، به شدت جای گسترش بیشتری دارد.
“برای فروش” ابایی ندارد که در زیرلایه داستان مفرح، پیام دهی مستقیم خود درباره خطر فراموشی گذشته و نابودی خاطرات و میراث را داشته باشد و یادآور شود که بهجای مثال زدن از این و آن، برای حرکت رو به جلو باید به تاریخ فرهنگی خود تمرکز کرد. شوخی با گرایشات مختلف آدمهای هر جامعه از دیگر نیشترهایی است که “برای فروش” میزند تا یادآور شود نمیتوان ژست تمدن چند هزار ساله و تاریخ غنی را گرفت و حتی گرایش همسایه را به رسمیت نشناخت. “برای فروش” در عین اینکه فرصتی است برای تمدد اعصاب جامعهای که دو جنگ را پشت سر گذاشته، اندرزهای خرد خود را با پرهیز از شعار طرح کرده و تلاش میکند مخاطب را راضی نگه دارد.