چرا سریال «بدنام» توقیف شد؟ چرا خالق «بدنام» در کنداکتور جنگ رمضان است؟!

سینماروزان/حامد مظفری: سریال «بدنام» تازه‌ترین ملودرام حامد عنقا تنها پس از عرضه یک قسمت در فیلیمو گرفتار توقیف شد.

درباره‌ی توقیف سریال حرف و حدیث فراوان است و از همه مهمتر حضور یک بازاری زن‌باره در سریال-با بازی حسن پورشیرازی-!پرسوناژی که در ظاهر تابوشکنی قلمداد شده اما اتفاقا یکی از تیپ‌های تکرار شونده نه در سینما و تلویزیون بلکه در تاریخ هنرهای نمایشی ایران است و قدمتش به نمایش های تخته حوضی سالهای دور میرسد.

همان قدر که هَوَل بودن و هوسبازی تیپ بازاری در تخته حوضی، اسباب چوب زدن به این رفتار بوده و نه تقدیر، در بدنام هم قرار بوده این بوالهوسی به عنوان کرداری پلید، نهی شود.

به غیر از محمدرضا شریفی نیا که به کرات در آثار سینمایی-و از همه بیشتر دیده‌شده «دنیا»‌ی منوچهر مصیری- این تیپ را بازی کرد، یکی از چهار نقطه قوت کارنامه داریوش ارجمند-به غیر از ناخدا خورشید و مالک اشتر و حشمتِ ستایش- بازی در تیپ حاجی نقدی در فیلم سگ‌کشی بهرام بیضایی بود؛ یک دلال گور ظاهرا متشرع و باطنا هفت‌خط که حتی اجناس دلارزای خودش را نمی‌دید اما تا سر بالا آورد و گلرخ را دید، هوسبازی‌اش گل کرد و هم نمره‌ی شخصی‌اش را لو داد و هم آدرس باغچه‌ی پنهانی.

در همین صداوسیما ی جمهوری اسلامی، حسن فتحی سریالی به اسم «میوه ممنوعه» را ساخت متمرکز بر بوالهوسی پیرمردی بظاهر دیندار و متاهل.

از این مصادیق فراوان است و «بدنام» در نمایش تیپ ظاهرالصلاحان منافق، تابویی نشکسته. خط و ربط داستانی سریال علیه پشت پرده‌ی بیزنسمن‌های دنیادوستی است که برای دو همت بیشتر، همه چیزشان را به حراج میگذارند و اگر نشود این کژی‌ها را در سریال‌ها هم نقد کرد پس چه باید کرد؟

چرا سریال بدنام توقیف شد؟
چرا سریال بدنام توقیف شد؟

بدنام از نظر ساختار بصری اثری قابل تامل نشان داده و تعقیب و گریز خودرویی داخل اتوبان یا خودکشی از فراز برج- را به طبیعی‌ترین شکل ممکن و بالاتر از استانداردهای سینما و تلویزیون ایران به اجرا درآورده.

کیفیت بازی‌ها هم قابل اعتناست و در برهوت نبود بازیگر زن یک-به دلیل ممنوعیت‌های متعدد- اینکه ستایش رجایی‌نیا بعد از نقش مکمل در «غربت» به خوبی از پس نقش اول زن «بدنام» برمیاید، یعنی نوعی حساب‌شدگی در کشف و تحویل استعداد.

اینکه چنین سریال استانداردی توقیف میشود چندان به نفع کلیت صنعت هنرهای نمایشی ایران نیست‌ و فقط ریسک جاه‌طلبی را بالا میبرد و بقیه را به لاک تکرار می‌اندازد.

حامد عنقا تهیه‌کننده و طراح داستانی بدنام همین ایام جنگ رمضان روی آنتن صداوسیما بوده با فیلم «غریب»-درباره زندگی محمد بروجردی- که به غیر از شبکه های اصلی، مرتب از شبکه های استانی در حال پخش است و با اینکه تنها کار جنگی عنقا است ولی به‌مراتب بهتر از بسیاری آثار ارگانی.

عجبا که تازه‌ترین محصول این آدم-که اتفاقا خیلی زود علیه تجاوزگران به ایران موضع گرفت-توقیف میشود و آثار افرادی که همچنان وسط لحاف را ترجیح میدهند به موضع‌گیری له وطن خویش، بی یک پلان ممیزی در حال پخش از همین شبکه خانگی است…