• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
شنبه 25 بهمن 1404
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه خبر وسط

ماجرای کافه‌داری آقای بازیگر در دل جنگ ۱۲روزه! 

3 تیر 1404
در خبر وسط, یک سکانس سینمایی
43 0
A A
0
سجاد افشاریان در کافه آپ‌آرت‌مان

سجاد افشاریان در کافه آپ‌آرت‌مان

سینماروزان: مطابق عادتی که دارد، دستش را روی سینه گذاشته و تعظیم می‌کند و بعد هم با همان لحن همیشگی می‌گوید: «قدم‌تان به چشم‌های من» سجاد افشاریان در دل جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران، سنگری را در مرکز تهران حفظ کرده و ماندن پای وطن را اینطور معنا بخشید.

 

به گزارش سینماروزان و به نقل از روزنامه فرهیختگان، اینجا کافه آپ‌آرت‌مان در خیابان ایرانشهر است، عصر یکی از همان روز‌هایی که رژیم جعلی و کودک‌کش، به خیال خودش تهران را خلوت کرده، به این کافه دوست داشتنی رفتیم. همه صندلی‌ها پر و کافه شلوغ است. بچه‌هایی که حدس می‌زنم همه دهه هشتادی هستند بین میز‌ها می‌چرخند و سفارش‌ها را می‌گیرند. روی یکی از میز‌ها در همان سالن اصلی می‌نشینم و منتظرم تا افشاریان را ببینم و قصدم را برای رفتن به کافه بگویم.

 

اطرافم را نگاه می‌کنم و از دختری که ایستاده تا سفارش بگیرد، از وضعیت حیاط می‌پرسم و می‌گوید: «شلوغه شلوغ! جا نداریم. یه کم صبر کنید، می‌تونید برید داخل حیاط.» تشکر کردم و گفتم همین جا راحتم. سجاد افشاریان که وارد کافه شد. سر همه میز‌ها می‌ایستاد و با همه خوش‌وبش می‌کرد. چشم در چشم که می‌شویم لبخندی می‌زنم و می‌گویم: «می‌خواهم از این نقطه قشنگ شهر گزارش بنویسم.»

 

لبخندی می‌زند و می‌گوید: «به من لطف می‌کنی. فقط اگر اجازه بدهی من آن طرف مهمان دارم. دوباره برمی‌گردم.»

 

سری تکان می‌دهم و محو تماشای آدم‌ها می‌شوم. میز جلویی، سه پسر جوان هستند که به نظر می‌رسد دهه هشتادی باشند، سرگرم گوشی‌های‌شان هستند، اما انگار نت ضعیف است و برای همین تصمیم می‌گیرند، بازی کنند. یک نفر تنها در میز روبه‌رو نشسته و یکی از خبر‌های جعلی این روز‌ها را بلند می‌خواند. یکی از پسر‌های میز جلویی برمی‌گردد سمتش و می‌گوید: «خدایی با خواندن این خبر، خودت خنده‌ات نگرفت؟» همه از این جواب می‌خندند و مردی که خبر را خوانده هم می‌خندد.

 

دختر همچنان کنارم ایستاده، صدایش می‌کنم و خودم را معرفی می‌کنم و می‌گویم: «می‌خوام باهات مصاحبه کنم.» روسری روی سرش را درست می‌کند و کنارم می‌نشیند و می‌گوید: «یعنی الان برای تلویزیون مصاحبه می‌کنید؟» می‌خندم و می‌گویم: «نه روزنامه.»

کافه داری سجاد افشاریان در دل جنگ ۱۲روزه
کافه داری سجاد افشاریان در دل جنگ ۱۲روزه

سری تکان می‌دهد و موافقتش را اعلام می‌کند. خودش را آرامیس معرفی می‌کند و می‌گوید 21 ساله است. می‌پرسم: «چرا اینجا ماندی؟» کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «خب اینجا (کافه آپ‌آرت‌مان) را خیلی دوست دارم. مثل خونمونه. اصلاً نمی‌تونم فکر کنم دیگه اینجا نباشم!» قبل از اینکه سؤال بعدی را بپرسم، می‌گوید: «البته این را بگویم که خانواده‌ام خیلی راضی نیستند و نگرانند، اما من اینجا را خیلی دوست دارم. تهران را دوست دارم. نمی‌توانم در این شرایط کاری نکنم وقتی خانه‌ام به من احتیاج دارد.»

 

می‌پرسم چرا دوست داشتی در این شرایط کنار سجاد افشاریان در کافه بمانی؟ کمی مکث می‌کند و می‌گوید: «من زمانی که به اینجا آمدم آقای افشاریان را نمی‌شناختم، تئاتر و سینما را دوست داشتم اما خب شناختی از او نداشتم. تا اینکه یکبار من و خواهرم را به یک تئاتر دعوت کردند و با جست‌وجویی که در اینترنت کردم، متوجه شدم که کارگردان و تهیه‌کننده تئاتر هستند. ارادتی که به او دارم در کلمات نمی‌گنجد. نمی‌توانم اینجا نباشم.»

می‌گویم در حرف‌هایت گفتی اینجا برایت خانه است… هنوز سؤالم تمام نشده که تأکید می‌کند: «خیلی زیاد.» ادامه می‌دهم حالا یک دشمن جنایتکار به کشورمان به خانه‌مان حمله کرده، چه جوابی برای این دشمن داری؟ لبخندی می‌زند و می‌گوید: «اول باید بگویم که من اصالتاً اهل تاجیکستان هستم. با اینکه شرایط رفتن از تهران را نداشتم. اما فکر کردم اگر شرایطش هم بود، کلی دلتنگ می‌شدم. الان که تهران را کمی خلوت می‌بینم، قلبم می‌گیرد و امیدوارم که زودتر تمام بشود و دوباره برگردیم به همان روز‌های شلوغ و پر از ترافیک تهران. اینجا وطن من است. خانه‌ام. فکر بیرون رفتن از آن را نمی‌توانم، بکنم.»

 

دخترک که حالا می‌دانم رگ و ریشه‌اش تاجیک و ایرانی است، بلند می‌شود تا به کار‌هایش برسد، رفته‌رفته که به عصر می‌رسیم، فضا شلوغ‌تر می‌شود، حیاط هنوز هم جایی برای نشستن ندارد. در حال نگاه کردن هستم که سجاد افشاریان روبه‌رویم می‌نشیند، یاد پیام‌هایی که این مدت برای وطن منتشر کرده می‌افتم. لبخندی می‌زنم و می‌گویم شروع کنم؟

 

سری تکان می‌دهد و می‌پرسم چرا سجاد افشاریان کافه‌اش را تعطیل نکرده و تهران مانده است؟ این شاید سؤال خیلی‌ها باشد. می‌گوید: «باید بمانیم. حرف بزنیم. الان زمانی است که مردم احتیاج دارند، بشنوند. من متوجه شدم ما برای وطن، مملکت، سرزمین، خاک و وطن‌پرستی کم‌کاری کردیم. همین شد که شروع کردم. خیلی ابلهانه است فکر کنیم که آدمی مانند نتانیاهو با آن میزان پلیدی، بتواند ناجی ما باشد!» حرف‌هایش را تأیید می‌کنم و می‌گوید: «از یک جایی احساس کردم، باید رویه را عوض کنم و از وطن بگویم، اینکه چقدر جواب می‌دهد را فکر نکردم، فقط احساس کردم همان‌طور که در تئاتر‌ها و شعر‌ها می‌گفتم وطن، می‌گفتم مملکت باید این‌ها را برای آدم‌ها پررنگ کنم، اینجا حرف سرزمین است، حرف آب و خاک است.»

 

از باز بودن کافه‌اش می‌پرسم و می‌گوید: «بعد از اینکه این اتفاق افتاد، تصمیم گرفتم که اینجا را باز نگه دارم، به هیچ کس نگفتم برو یا بمان. اما اینجا را دوست دارم و می‌خواهم باز باشد. مادرم زنگ می‌زند، نمی‌خواهم ثانیه‌ای نگران باشد. بار‌ها گفته مادر با اتوبوس به شیراز بیا، اما دست و دلم نمی‌رود که اینجا را ببندم. الان تمام بچه‌هایی که اینجا کار می‌کنند، هیچ کدام پرسنل من نیستند. مثلاً یک نفر برایم نوشت، من تجهیزات پزشکی کار می‌کنم اما یک سال کافه کار کردم، بیام؟ قبول کردم. یک نفر دیگر نوشت، من بلدم آرت بزنم. یکی صبح جلوی کافه هندوانه گذاشت. همه این محبت‌ها زنجیروار پیش می‌آید و من را امیدوار می‌کند.»

 

 

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=88764
image_print
برچسب ها: سجاد افشاریانکافه آپ‌آرت‌مان
نوشته قبلی

جبران ریزش ۹۰درصدی گیشه‌ی سینماهای «ایران» با نیم‌بها کردن بلیت در «تهران»!؟

نوشته‌ی بعدی

فصل دوم «۱۰۰۱» ساخته می‌شود/ رشید امشب مهمان محسن کیایی است

مطالب مرتبط

مسعود فراستی: سر این فیلم را بُریدند!/بایکوت فیلم جانشين به‌خاطر اسپانسر جشنواره؟؟

مسعود فراستی: سر این فیلم را بُریدند!/بایکوت فیلم جانشين به‌خاطر اسپانسر جشنواره؟؟

24 بهمن 1404

سینماروزان: همان ‌طور که مسعود فراستی پس از تماشای فیلم «جانشین» با تحلیل ساختاری و محتوایی این فیلم، پیش بینی...

مرگ اسفندیار شهیدی؛ مدیر فیلمبرداری که از همراهی با چمران رسید به “او یک فرشته بود” 

مرگ اسفندیار شهیدی؛ مدیر فیلمبرداری که از همراهی با چمران رسید به “او یک فرشته بود” 

24 بهمن 1404

سینماروزان: اسفندیار شهیدی فیلمبردار در ۸۰ سالگی مرحوم شد. اسفندیار شهیدی زاده ۱۳۲۴ در تهران و دانش‌آموخته فیلمبرداری از کالج ملی فیلم...

بیست کیلو کاهش وزن در یک سال/عنایت بخشی همچنان در احتضار

بیست کیلو کاهش وزن در یک سال/عنایت بخشی همچنان در احتضار

24 بهمن 1404

سینماروزان: یک سال بعد از زمانی که عنایت بخشی در اختتامیه جشنواره فجر۴۳ روی سن رفت و بابت بازی در...

نوشته‌ی بعدی
فصل دوم «۱۰۰۱» ساخته می‌شود/ رشید امشب مهمان محسن کیایی است

فصل دوم «۱۰۰۱» ساخته می‌شود/ رشید امشب مهمان محسن کیایی است

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • جشنواره فجر

    معرفی فیلم‌های اصلی جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی حامیان تولید/بالای پنجاه درصد متعلق به ارگانهاست!/تقریبا نیمی از جشنواره در اختیار فیلم اولیهاست!

    63 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 25 توئیت 16
  • انصراف چند فیلم از جشنواره فیلم فجر۴۴؟/از فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده و رضا عطاران تا هوتن شکیبا و امیر جدیدی و…؟

    49 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 20 توئیت 12
  • سایه‌ی پررنگ پروژه‌های پلیسی-امنیتی-قضایی بر جشنواره فیلم فجر۴۴+خلاصه داستان کامل ۳۳ اثر حاضر در جشنواره

    40 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 16 توئیت 10
  • انصراف فیلمِ الناز شاکردوست از حضور در فجر۴۴!؟!+متن بیانیه کارگردان در انصراف از فجر۴۴

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم «نیمه شب»(به کارگردانی محمدحسین مهدویان): مناسب پخش در بخش شبانگاهی تلویزیون همشهری!/در خدمتِ چابک‌سازیِ دبیر فجر۴۴!؟

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم “خیابان جمهوری”: گوگوش و طلبه‌هایش؟/ تهران دوست‌نداشتنی با مجری “ایران دوست‌داشتنی”؟! 

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • فیلم «برمودا» ؛ اولین توقیفی جشنواره فيلم فجر۴۴!/سر تراشیده‌ی طناز طباطبایی دردسر شد!+ویدئو و تصاویری از فیلم

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • انصراف فیلم «خجستگانی که در جنگ ملاقات کرده‌ام» از جشنواره فیلم فجر۴۴؛ هفت ساعت بعد از بلیت‌فروشی!

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8

آخرین مطالب

مسعود فراستی: سر این فیلم را بُریدند!/بایکوت فیلم جانشين به‌خاطر اسپانسر جشنواره؟؟

مرگ اسفندیار شهیدی؛ مدیر فیلمبرداری که از همراهی با چمران رسید به “او یک فرشته بود” 

بیست کیلو کاهش وزن در یک سال/عنایت بخشی همچنان در احتضار

آقای زالو ۱۴۰میلیارد/یوز ۹۰میلیارد/کفایت مذاکرات ۶۶/۵میلیارد/جیمز باند ۲۳میلیارد/دختر برقی ۲۰میلیارد/جهیزیه ۱۹میلیارد/افسانه سپهر ۸میلیارد+آمار کامل فروش

مرگ روح‌انگیز شمس؛ منشی صحنه‌ی سینما

در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟جوایز اصلی جشنواره «ملی»فجر به فیلمِ «عربی زبان»!/پزشکیان از «نامردی» گفت!/یک خواهر ‌و برادر، جایزه گرفتند!/ذبح «استخر» و «خواب» به‌پای ارگان‌ها؟!

درباره‌ی فیلم‌ «استخر»(ساخته‌ی سروش صحت): دامادِ حضرت نوح!/رازِ انگشت اشاره!

مورد عجیب کاندیداهای جشنواره فیلم فجر۴۴/آهنگساز سریال «پایتخت»: اصلا فیلمی نداشته‌ام ولی کاندیدا شده‌ام!

مردانه‌ی ارگانی؛ معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداهای جشنواره

درباره‌ی فیلم «مولا»(ساخته‌ی عباس لاجوردی): به‌احترامِ آقازاده‌ی دبیر؟

تبلیغات

ویژه ها

مسعود فراستی: سر این فیلم را بُریدند!/بایکوت فیلم جانشين به‌خاطر اسپانسر جشنواره؟؟
خبر

مسعود فراستی: سر این فیلم را بُریدند!/بایکوت فیلم جانشين به‌خاطر اسپانسر جشنواره؟؟

24 بهمن 1404

سینماروزان: همان ‌طور که مسعود فراستی پس از تماشای فیلم «جانشین» با تحلیل ساختاری و محتوایی این فیلم، پیش بینی...

ادامه مطلب
مرگ اسفندیار شهیدی؛ مدیر فیلمبرداری که از همراهی با چمران رسید به “او یک فرشته بود” 

مرگ اسفندیار شهیدی؛ مدیر فیلمبرداری که از همراهی با چمران رسید به “او یک فرشته بود” 

24 بهمن 1404
بیست کیلو کاهش وزن در یک سال/عنایت بخشی همچنان در احتضار

بیست کیلو کاهش وزن در یک سال/عنایت بخشی همچنان در احتضار

24 بهمن 1404
مرگ روح‌انگیز شمس؛ منشی صحنه‌ی سینما

مرگ روح‌انگیز شمس؛ منشی صحنه‌ی سینما

23 بهمن 1404
در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟جوایز اصلی جشنواره «ملی»فجر به فیلمِ «عربی زبان»!/پزشکیان از «نامردی» گفت!/یک خواهر ‌و برادر، جایزه گرفتند!/ذبح «استخر» و «خواب» به‌پای ارگان‌ها؟!

در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟جوایز اصلی جشنواره «ملی»فجر به فیلمِ «عربی زبان»!/پزشکیان از «نامردی» گفت!/یک خواهر ‌و برادر، جایزه گرفتند!/ذبح «استخر» و «خواب» به‌پای ارگان‌ها؟!

22 بهمن 1404
امین حیایی در پشت صحنه فیلم استخر

درباره‌ی فیلم‌ «استخر»(ساخته‌ی سروش صحت): دامادِ حضرت نوح!/رازِ انگشت اشاره!

22 بهمن 1404
مردانه‌ی ارگانی؛ معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداهای جشنواره

مردانه‌ی ارگانی؛ معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداهای جشنواره

22 بهمن 1404
سامانه جامع رسانه‌های کشور
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم