سینماروزان/ احمد محمداسماعیلی:
+شروع فیلم با نماهایی حسابشده از کشتار در غزه و زیر آوار ماندن زنان و کودکان بیگناه. در ابتدا انذار میدهد که چقدر جنگ، شوم و بیرحم است و در ادامه از چگونگی حیات دائمی در لوای جنگ میگوید.
+موضوعی روز ، جهانی و گسترده با محوریت پرداختن به کودکان و روحیات و خلقیاتشان در دنیای خشن و بی رحم جنگ را برگزیده. کودکانی که بی گناه هستند و وارد جنگی هولناک و تکان دهنده شده اند و جنگ باعث بلوغ زودرسشان می شود.
+فیلم را می توان در زمره فیلم های شاعرانه – جنگی مثل فیلم «عروج» ساخته لاریسا شپیتکو فیلمساز روسی در دهه هفتاد میلادی ارزیابی کرد. فیلمی که بسیار به گرافیک تصویری با قاب بندی های زیبا و چشم نواز علیرضا برازنده وابسته است و شاید بتوان گفت این موثرترین بخش فیلم است.
-مشکل عمده فیلم، چگالی پایین درام و شاعرانه نشان دادن همه جیز و دلخوش کردن به قاب بندی های زیبا از خلوت قهرمان زنی است که تنها و بی پناه مانده اما در فضای تلخ جنگ بیرحمانه غزه این تنوع تصاویر زیبا و چشم نواز، چه رهاوردی برای کلیت فیلم دارد؟ شاید کم ملات بودن فیلم نامه و تخت بودنش باعث شد منوچهر محمدی-تهیهکننده- برای اثر گذاری روی مخاطب برود به سمت رویکرد شاعرانه از جنگ؟
چه میشد اصلا کل فیلم را با همان کودکان و بدون حضور زن تنها پیش برد؟ چیزی شبیه به فیلم بازی بزرگان کامبوزیا پرتوی، بهتر جواب نمیداد؟
خط روایی فعلی جاهایی یادآور فیلم یدو(مهدی جعفری) است؛ که انگار پاسخی دیرهنگام به باشو… بود؛ با یک تفاوت و آن هم در تصمیم گیری نهایی.
-مشی ضدّصهیونیسم؟ چنین معنایی به سختی از فیلم متبادر میشود. بیشتر در حال تماشای گردهمایی لطیفی هستیم که تحت خشونت جنگ شکل گرفته و هرچه جلوتر هم میرود گرمتر هم میشود. شاید برای همین است که پایان، با کشتار کامل قهرمانان داستان روبروییم.
–پرسش؟
-سازنده فیلم نگفته بود که سینمای ایران باید به جهانی شدن فکر کند و استاندارد جهانی داشته باشد؟؟ دو فیلم قبلیش که جهانی نشدند و حالا همین فیلم که زبانش عربی است و سوژهاش هم ظاهرا جهانی، میتواند پا را از مرزهای جغرافیایی ایران بیرون بگذارد و در کشورهای عرب زبان منطقه، بازار داشته باشد؟

–واقعیت؟
دهشت اتفاقات به وقوع پیوسته در غزه را نمیشود بازسازی کرد چون همان راش های مستند به جامانده از هر تصویر ذهنی دیگری، گزندهتر است! در این شرایط یا نباید چنین فیلمی را تولید میکرد یا میشد با همین جزیینگری در صحنه آرایی و فیلمبرداری، یکی از وقایع نادیدهی تاریخ معاصر را بازسازی کرد.
+بازی سولاف فواخرجی، بازیگر زن سوری فیلم بسیار حسی و در خدمت کارت پستال های زیبایی است که برازنده، بسته. فواخرجی به خوبی فضای کودکانه ی کار را درک کرده و خوب توانسته با بازیگران کودک تعامل حسی داشته باشد. شانسِ سیمرغ بازیگری زن.
+علیرضا برازنده به عنوان مدیر فیلمبردار دیگر شانس دریافت سیمرغ است؛ پردهی عریض، قابهای عریض میخواهد و برازنده توانسته شماری از ایدههای ذهنی خود در بازی با نور و رنگ ذیل جنگ را به خوبی مصور نماید.
-امیدواری؟
نیمهشب مهدویان نتوانست حتی یک سکانس رئالیستی از عین جنگ دوازده روزه نشانمان دهد اما سرزمین فرشتهها چندین بار اقدام به بازسازی تصویری بمباران غزه میکند و در این برگردان تصویری ابدا خسّت ندارد.








































