• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
چهارشنبه 8 مهر 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه گزارش

روایتی خواندنی از دیدار کیمیایی با کیارستمی روی تخت بیمارستان

25 فروردین 1395
در گزارش
0 0
A A
0
روایتی خواندنی از دیدار کیمیایی با کیارستمی روی تخت بیمارستان

مسعود کیمیایی و عباس کیارستمی

سینماژورنال: می‌شد زیر لب زمزمه کرد: «باد با خود خواهد برد، شکوفه‌های گیلاس را، تا سپیدی ابرها»* همان هنگام که نم‌نمِ بارانِ بهار، پنجره عریض بیمارستان را خیس کرده بود؛ و دو رفیقِ دیرین- عباس کیارستمی و مسعود کیمیایی- با هم «ضیافت» برپا کردند، در اتاقی که «تولد نور» را به خود دیده بود؛ اتاقی کُنجِ بیمارستان که کیارستمی پس از روزها خواب مصنوعی، در آن سرانجام چشم گشوده بود تا باز از پشت شیشه رنگی عینکش، به تماشا بنشیند؛ به تماشای «رنگ‌ها»، «زندگی و دیگر هیچ».

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “شرق” بر بالین مردی که «طعم گیلاس» را در کاممان نشاند، آنچه کم‌رنگ می‌نمود و هیچ به چشم نمی‌آمد، بیماری بود و درد؛ انگار درد جغرافیای نامعلومی باشد، فرسنگ‌ها دورتر از هنرمندی که هنوز روی تختِ مریضخانه آرمیده؛ هنرمندی که در یک‌ماه گذشته دردهای سختی به خود دیده اما حالا دیگر خبری از درد نیست و باز کلمه و کتاب، در حوالی‌اش پرسه می‌زنند.

زود از روی تخت بلند شو که حالا حالاها باید فیلم بسازی

مسعود کیمیایی با کیارستمی خوش‌وبش می‌کند و لبخندهای مکرر بر صورت هردو این آغازگران موج‌نو هنر ایران می‌نشیند. کیمیایی که پیش از نوروز نیز به عیادت کیارستمی رفته، گواهی می‌دهد که امروز، حال او خیلی بهتر است؛ دست‌هایش را می‌گیرد و چنان از گرمای زندگی در شریان‌های رفیقش می‌گوید که این گرما در لحن خودش نیز هویدا می‌شود. به شوخی می‌گوید: «زودتر از روی این تخت بلند شو، که حالاحالاها باید فیلم بسازی، باید اسکار بگیری و اسکارت را به من تقدیم کنی» و هر دو می‌خندند.

کیارستمی همچنان نگاه می‌کند و لبخند می‌زند
کیمیایی همان‌طور که دست کیارستمی را در دست دارد، سطرهایی که برای او نوشته را می‌خواند: «کیارستمی بدون‌شک آخرین بازمانده دوره‌ای از تفکر در ساخت یک سینمای خاص و ماندنی است؛ نسلی که خواست و کوشید تا به اندازه نوه‌های خود، دنیای شیرین و مخوف دکمه‌ها را بیاموزد. سفرهای کوتاه و تعجب‌ساز با دکمه‌ها برود اما بُرد با او بود که در حالِ خود ماند و از تمامِ این دکمه‌ها به ایستگاه اول آن یعنی دیجیتال سفر کرد و ماند تا هم‌وزن تفکر باقی بماند. عباس کیارستمی سینمای دیجیتال را وسیله کرد و به تفکر و فهم قدیمی که فراوان داشت پیوند زد. اگر هرکدام از این دو سمت زیاد و کم می‌شد، ارباب جایزه‌ها و تقدیرها و القاب‌ به وجود نمی‌آمد. عباس کیارستمی همین تفکر وسیع را در ابعادی دیجیتالی به‌ظاهر، جای داد. حاصل، آنکه دیجیتال منفجر شد و رفت و سینمای عباس کیارستمی ماند. تفکر هر آنچه را که فتح کند غبطه‌برانگیز است».

کیارستمی همچنان نگاه می‌کند و لبخند می‌زند، ساکت است و این سکوت سرشار از ناگفته‌هاست.

این هم پولاد ماست
صحبت‌های بین دو دوست، فراتر از احوال‌پرسی‌های وقتِ عیادت است. وقتی کیارستمی می‌خواهد پسرش، بهمن، را به کیمیایی معرفی کند، با طنازی می‌گوید: «این هم پولاد ماست». از همان لحظه اول، سینما، سوژه حرف‌هاست. کیمیایی از بهمن کیارستمی می‌پرسد: «فیلم تازه شروع نمی‌کنی؟»

و بهمن کیارستمی که زندگی‌اش از کودکی با سینما گره خورده، با ماجرای این‌روزها هم برخوردی سینمایی دارد و شوخ‌طبعانه پاسخ می‌دهد: «حتما شروع می‌کنم، هروقت این فیلم به فاین‌کات رسید!» و باز لبخند بر لبان دو دوست جاری می‌شود.


این‌بار عباس کیارستمی‌ است که از کیمیایی می‌پرسد: «فیلم شروع نکرده‌ای؟» و کیمیایی می‌گوید: «قاتل اهلی را ٢٠روز دیگر جلو دوربین می‌برم» و کیارستمی با شنیدن نام فیلم تازه دوستش، دوباره می‌خندد. حتما خاطره روزهای «قیصر»، «رضا موتوری» و «سربازهای جمعه» برایش زنده می‌شود؛ روزهایی که تیتراژ فیلم‌های کیمیایی را ساخت.


روی میز کنار تخت، به‌جای سرم و دارو، چند کتاب جا خوش کرده‌اند؛ بین این کتاب‌ها «گیتا» هم هست، کتابی به قلم محمدعلی موحد، عرفان‌پژوه و نویسنده‌ای که در روزهای گذشته نیز بر بالین کیارستمی حاضر شده و حال او را پرسیده بود.

خواب مصنوعی هم سخت بود و هم عجیب
در بین گپ‌وگفت‌های صمیمانه عصر بهار، به وقتِ بیست‌وچهارمین روز فروردین، وقتی پرستار برای احوالپرسی وارد اتاق می‌شود، کیارستمی در لابه‌لای حرف‌هایش با کیمیایی از تلاش پرستارش نیز تشکر می‌کند و قدردان اوست.


وقتی از «خواب مصنوعی»، که در روزهای بیماری او برای دوستدارانش یک «کابوسِ طبیعی» بود حرف به میان آمد، گفتیم که خیلی‌ها منتظرند تا کیارستمی از روی تخت بلند شود و خواب‌هایی که در این مدت دیده را برای عاشقان سینما قاب بگیرد.  از او پرسیدیم حتما «خواب مصنوعی» خیلی هم سخت بود؟ و پاسخ شنیدیم: «هم سخت بود و هم عجیب. چون پر از خواب‌های عجیبی بود که نمی‌شد در میانه‌شان بیدار شد».

خیلی‌جاها را می‌شناسم که ماهانه از من پول می‌گیرند
باز هم حرف از سینماست، حرف از انتظار برای روزهایی که سوژه این فیلم‌ساز، همین دوره عجیب بیماری‌اش باشد؛ رفاقتی که با سینما گره خورده، احوال‌پرسی‌اش هم به زبان سینماست. کیمیایی وقتی حرف از شروع فیلم جدیدش می‌زند، خطاب به کیارستمی می‌گوید: «من هیچ‌جایی را نمی‌شناسم که ماهانه پول به من بدهد اما خیلی‌جاها را می‌شناسم که ماهانه از من پول می‌گیرد. پس باید برای دویدن، دوید. اما همیشه که نمی‌توان دوید. چه‌کسی گفت بنویس و بساز، و چه‌کسی گفت بمان و بمان؟ و هیچ‌کسی نگفت، بیا اینجا در خانه بمان. اما من، من و تو و دوستانمان خواستیم بمانیم و ماندیم» و ماندن بود که برای این دو فیلم‌ساز ماندگاری آفرید. هر دو ماندند و ساختند و پای آرمان‌هایشان ایستادند. هر دو تمنای زندگی دارند، می‌خواهند حالاها بمانند تا زندگی را قاب بگیرند. پس از خداحافظی و ترک اتاق، لابد وقتی کیارستمی نظاره‌گر «شیشه باران‌خورده» اتاق است، کیمیایی در راه‌پله بیمارستان می‌گوید: «ما هستیم تا بسازیم، ما این‌طور نمی‌میریم. شاید گاهی هم به بیمارستان بیاییم اما از آن بیرون می‌آییم، چون مانده‌ایم که بسازیم».
در حیاط بیمارستان، سنگ‌فرش‌ها خیس از طراوتِ بارانند، طبیعت نیز لبخندِ دو دوست را به جشن نشسته شکوفه‌ها حتما خیال می‌کنند: «باد ما را با خود خواهد برد»، شاید تا سپیدیِ ابرها.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=20925
image_print
برچسب ها: بیمارستانرضا موتوریسربازهای جمعهسرطانعباس کیارستمیقیصرگیتامحمدعلی موحدمسعود کیمیایی
نوشته قبلی

با اقدام غیرحرفه‌ای بازیگر زن نقش فرعی⇐پایان “شهرزاد” لو رفت+عکس

نوشته‌ی بعدی

همکاری بهرام رادان با اخوی مجیدی+عکس

مطالب مرتبط

هم باحجاب است و هم مدافع پدر ایرانی!/توصیف سمپاتیک رسانه سوپراصولگرا از فیلم «مراقب»

هم باحجاب است و هم مدافع پدر ایرانی!/توصیف سمپاتیک رسانه سوپراصولگرا از فیلم «مراقب»

23 شهریور 1405

سینماروزان: گرچه برخی رسانه‌های اصولگرا از ابتدای حضور فیلم مراقب محسن قرایی در فستیوال ونیز علیه این فیلم و سازنده‌‌اش...

مهرگان فیلم، "تهران کنارت" و موفقیت سینمای آلترناتیو 

مهرگان فیلم، “تهران کنارت” و موفقیت سینمای آلترناتیو 

8 شهریور 1405

سینماروزان: سخت بود پیش بینی اقبال به فیلم "تهران کنارت" ساخته علی بهراد آن هم در دوران رکود پساجنگ رمضان....

فیلم اسکورت

توقیف “اسکورت” به‌خاطر کشف حجاب “بیداد”؟/رسانه‌ی اصولگرا مدعی شد 

29 مرداد 1405

سینماروزان: در آستانه ی اکران فیلم اسکورت -که از معدود آثار مناسب پرده ی عریض سالهای اخیر سینمای ایران است-رسانه...

نوشته‌ی بعدی
ممنوعیت پخش “خندوانه” با حضور بهرام رادان

همکاری بهرام رادان با اخوی مجیدی+عکس

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • فیلم داستانهای موازی ساخته اصغر فرهادی

    چرا «داستانهای موازی» به یک فیلم عربی بدل شده؟/یادش بخیر خان‌دایی جون…

    155 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 62 توئیت 39
  • اغاز به کار سامانه “بلیت”

    48 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 19 توئیت 12
  • «خانوم والده» در اولین هفته اکران ۵۰ میلیاردی شد

    23 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • فراستی و مساله‌‌ی فیلم “جانشین”/آرمان درویش یا شکیب شجره؟

    22 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • محفل فالوئرگیری لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن در فیلم «بُت»+ویدئو

    21 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • امیر جدیدی در ویتنام چه میکند؟⇐معمای دیزی درباز و حیای گربه 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • هم باحجاب است و هم مدافع پدر ایرانی!/توصیف سمپاتیک رسانه سوپراصولگرا از فیلم «مراقب»

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • فقط شکل کار؟/چرا سریال «کارآگاه علوی۳» کاملا مأیوس‌کننده و پر از غلط است؟

    15 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

انتقادات تند حسن هدایت- خالق «کارآگاه علوی»- از سازندگان فصل سوم سریال: کودکانه رفتار کردند!/بیخود اصرار داشتند احمد نجفی در سریال بماند/بهنام تشکر به درد نقشهای دو و سه میخورد و نه نقش اصلی!/چرا آدمهای سریال با لباس عروسی بیرون می‌آیند؟/امیدوارم تولید را ادامه ندهند

بازگشت با یک مأموریت تازه!/سریال «بچه زرنگ» در فیلمنت

تلاش برای افزایش اعتبار جشنواره فیلم کودک و نوجوان/در نشست خبری جشنواره کودک۳۸ مطرح شد

فیلم کوتاه «جمیل» به یاد کودکان میناب و غزه به اسپانیا رفت

معرفی فیلمهای مسابقه جشنواره کودک۳۸

سماع بانیپال شومون برای فیلم “بت”حمید نعمت‌الله؟➕ویدئو 

توضیحات بیژن مرتضوی درباره بازگشت به ایران

آرشیو کامل تلویزیون چگونه فروش رفت؟/از فیلم ممنوعه‌ی گوگوش تا شوخی خصوصی امام!

رونمایی از مستند «موج باش» در سینما فرهنگ

شب و روز کابوس در سریال “بی برادر”/مجید صالحی در راه بهروز وثوقی؟+ویدئو 

تبلیغات

ویژه ها

کارگردان «گراندسینما» و «دلاوران کوچه دلگشا» در گفتگویی تفصیلی بیان کرد⇐خانه سینمایی که توانایی حل مشکل بیمه بیکاری را هم ندارد به چه دردی میخورد؟/چرا سینماداران را از نظر علمی ارتقا ندادیم؟؟/عجیب است که سازمان سینمایی با رانتخواران اکران کاری ندارد!/ دلمان خوش به جوایزی است که از جشنواره های درجه چندم می گیریم و غافلیم از اینکه حتی یک هزارم گیشه جهانی هم به ما نمیرسد!/به جز پولشویان، برخی ارگانهای متصل به بیت المال هم در افزایش نجومی دستمزد بازیگران، نقش داشته‌ند!
خبر وسط

انتقادات تند حسن هدایت- خالق «کارآگاه علوی»- از سازندگان فصل سوم سریال: کودکانه رفتار کردند!/بیخود اصرار داشتند احمد نجفی در سریال بماند/بهنام تشکر به درد نقشهای دو و سه میخورد و نه نقش اصلی!/چرا آدمهای سریال با لباس عروسی بیرون می‌آیند؟/امیدوارم تولید را ادامه ندهند

7 مهر 1405

سینماروزان: فصل سوم سریال کارآگاه علوی اخیرا روی آنتن تلویزیون رفته و چنان که باید نتوانسته مورد توجه مخاطبانی قرار...

ادامه مطلب
بازگشت با یک مأموریت تازه!/سریال «بچه زرنگ» در فیلمنت

بازگشت با یک مأموریت تازه!/سریال «بچه زرنگ» در فیلمنت

7 مهر 1405

سماع بانیپال شومون برای فیلم “بت”حمید نعمت‌الله؟➕ویدئو 

6 مهر 1405
توضیحات بیژن مرتضوی درباره بازگشت به ایران

توضیحات بیژن مرتضوی درباره بازگشت به ایران

6 مهر 1405
آرشیو کامل تلویزیون چگونه فروش رفت؟/از فیلم ممنوعه‌ی گوگوش تا شوخی خصوصی امام!

آرشیو کامل تلویزیون چگونه فروش رفت؟/از فیلم ممنوعه‌ی گوگوش تا شوخی خصوصی امام!

5 مهر 1405
شب و روز کابوس در سریال “بی برادر”/مجید صالحی در راه بهروز وثوقی؟+ویدئو 

شب و روز کابوس در سریال “بی برادر”/مجید صالحی در راه بهروز وثوقی؟+ویدئو 

5 مهر 1405
قدرت نادیده‌ی فیلم «اسکورت» کجاست؟ ⇐تولد فردین؟ تبعات سوسیالیسم؟ یا …؟

قدرت نادیده‌ی فیلم «اسکورت» کجاست؟ ⇐تولد فردین؟ تبعات سوسیالیسم؟ یا …؟

4 مهر 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم