• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
سه‌شنبه 20 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه گفتگو

مسعود کیمیایی: نه بیمه دارم، نه بازنشستگی/باید کار کنم تا نان بخرم!!!

24 مرداد 1395
در گفتگو
0 0
A A
3
آخرین پروانه ساخت 94 به “قاتل اهلی” مسعود کیمیایی رسید⇐عوامل فیلم قرارداد سفید امضاء کردند/یک خواننده رپ در فیلم ایفای نقش خواهد کرد!

مسعود کیمیایی

سینماژورنال: مسعود کیمیایی کارگردانی که این روزها درگیر فیلمبرداری تازه ترین اثرش “قاتل اهلی” است در تازه ترین گفتگویش که با “شرق” انجام شده از حال و هوای فیلمسازی در میانه دهه هفتم زندگی گفته است.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی که صاحب یکی از آموزشگاههای پرهنرجوی سالهای اخیر با نام “کارگاه آزاد فیلم” است در بخشی از گفتگویش از این گفته که نه بیمه دارد و نه بازنشستگی و باید کار کند تا نان بخرد.

متن تازه ترین گفتگوی کیمیایی را بخوانید:

هفتم مرداد تولد ٧٥ سالگی شما بود. شما آن زمان مشغول فیلم‌برداری جدیدترین فیلمتان، «قاتل اهلی»، بودید. حالا که فرصتی کوتاه پیش آمد که با شما گفت‌وگوی کوتاهی کنیم، این سؤال برایم پیش آمده؛ ‌از اینکه در ٧٥ سالگی فیلم می‌سازید، چه احساسی دارید؟
به دلیل کارکردن مداوم و به دلیل میان مردم بودن و اهمیت زبان که از نوجوانی در من بوده و گذشت این‌همه جابه‌جایی در بافت و ذات این سرزمینِ عزیز، بی‌تردید قضاوت‌هایی در عمرم تبدیل به نگاه و عقیده شده که تأثیر آنها را در فیلم و تألیفات ادبی‌ام می‌بینیم.
این دگرگونی‌های سرازیرشده که در پود این ملتِ اضطراب‌دیده، شگفتی‌های بسیار ساخته، بدون‌شک شکل تاریخی به خود می‌گیرد که این فرازها و فرودها را تاریخ هنر قضاوت خواهد کرد که سهم بزرگی در فهم تاریخ اجتماعی، سیاسی و حتی مبارزاتی ما دارد.
هر جست‌وجوگر هنرمندی می‌داند هیچ‌گاه بالغ نمی‌شود
در تألیف‌های سخت کوشیده‌ام، مثل «حسد بر زندگی عین‌القضات»، «جسدهای شیشه‌ای»، «سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند» و دیگر نوشته‌ها و فیلم‌های ساخته‌شده‌ام. این نگاه و بودِ مستقیم از قضاوت‌هایم می‌آید. هم آرمیده‌ها را در این سال‌های اخیر بشمارید. هرکدام بخشی از زیبایی دنیا بودند. قضاوت‌های پنهان و آشکار در انسان هنرمندِ دانسته، زندگی او را قضاوت خواهد کرد. قضاوت مهم‌ترین سرزمین پاک‌اندیش انسان است که هم برتری و برگزیدگی می‌سازد و هم افول. برای نوشتن یک شعر، نوشتن قطعه‌ای موسیقی و ساخت یک فیلم و بقیه، قضاوت‌ها دائم در تمام راهروهای حس و دانایی‌ات حضور دارند. یک قضاوت بد، یک قضاوت سیاه، شعرت را ناشعر می‌کند. قضاوت، ایمان انسان است که عقیده را مطمئن می‌گوید و دانسته و سزاوار.
سینمای ازدست‌رفته را نگاه کنید. هنر که از دست نرود. خاموش می‌شود. تغییر می‌کند. خواب می‌رود. اما هست. در حمله به ایران مجلس ترحیمِ موسیقی، زیاد شلوغ نشد. کاشی‌کاری آمد با تمام ملودی‌هایش. درآمد (اورتور) دارد. متنِ آوازی دارد. ضیافت آبی و سبز فیروزه‌ای است، ‌صاف منتقل شد به فرش، ‌همان درآمد، میان آن تصنیف باغ، گیاه و درخت، حتی با پرنده‌هایش. چهارگوش‌های درهم، حجم‌سازی در آن درهمی‌ها (دوره‌ای از نقاشی‌های سپهری) یا (اشر، ‌نقاش و معمار) که کسی از کسی تقلید نکرد. زمانه می‌گذرد. قضاوت‌ها می‌سازد که آفریده می‌شوند در این روزگار می‌توان «عارف» نبود و حفظ اسرار کرد. آن اسرار در قضاوت‌های حال به زمین آمده‌اند و فاش‌کردن‌شان حبس دارد.
در سؤال اول، پرسیده‌اید چه احساسی دارید؟ و… آن حرف‌های (قضاوتی) دشت وسیعی از انتخاب انسان امروز است، مثل تدوین، خواب تدوین شده هست اما می‌توان دوباره منظره‌های دیگری بر آن گذاشت و مناظری از آن منها کرد. کاری که در روز کرده‌ای را دوباره مونتاژ کن. آنها را که دوست نداری کم کن و رؤیای تمیزت را اضافه کن، در خانه، کار، پیاده‌رو، کارخانه، سینما، رانندگی، می‌شود یک زندگی دیگر که منظرهایی دارد که مال تو نیست. کارِ قضاوت سخت می‌شود.
گفتم سینما دارد از دست می‌رود، یا از دست رفته. انسان را در سینمای دهه ٤٠ و ٥٠ و تا ٨٠ ببین. آرزوهای انسانِ سینمای قدیم شریف بود. رؤیاهای زندگی آسیبی نداشت. حتی رؤیای چلمنی که قهرمان می‌شد، اگر هنوز هم این عقیده سوسیالیستی را دارید که قهرمان، جامعه رنجبر و کارگرنشین را فریب می‌دهد، آیا همان فریب زیباتر از تمام سینمای امروز نیست؟ بله فریب و ریاکاری است، اما قهرمانی مثل «شِین» می‌آید شهرت را تمیز می‌کند، چشم به خانواده‌ات ندارد، هرچه خوب دارد یاد پسرت می‌دهد، خونی شده می‌رود جایی دیگر. مردانِ بدِ هجومی را کشته است و دوست ندارد پسربچه‌ای او را ببیند، آدم‌کشی کار بدی است، اما بدی‌کشی کیف دارد. بدی‌کشی به جامعه رنجبر و کارگرنشین هم به‌دردبخور است -نه بیشتر- آنجا هم قهرمان است.
در همین فیلم «قاتل اهلی» با جوانی آشنا شدم که فیلم‌بردار است. اما فیلم‌برداری را از رفته به خاک، نعمت حقیقی آموخته است، آمد برای فیلم‌برداری، خیلی خوب، ترکیب و رنگ می‌داند. می‌دانم هیچ‌گاه از سفره فیلم‌برداری‌اش سیر نمی‌شود. این را گفتم که فیلم بد، فیلم‌برداری خوب به دردش نمی‌خورد. سالن خالی برای آهنگ‌ساز دست نمی‌زند. فیلم «قاتل اهلی» عذاب‌های مرد متدین قدیمی تهرانی است.
انسانِ امروز را نمی‌گویم. هنرمند امروز بسیار شیفته و بدهکار این دستگاه کامپیوتر شده. حتی از آن خلاقیت می‌خواهد. یاد فیلمی از جوزف لوزی افتادم (مستخدم)؛ مستخدمی استخدام یک مرد تنهای پول‌دار با تربیت انگلیسی و اشرافیتِ قدیمیِ بریتانیایی. مستخدم بسیار «بلد» است. آهسته و آرام با ارباب دوست می‌شود. کارهایش را بی‌تکلف انجام می‌دهد. گاهی به آقا ترحم دارد. گاهی دلسوز است. اما همیشه یک مستخدم. خلاصه کنم کار به جایی می‌رسد که مستخدم به جای آقا می‌نشیند. آقا تعظیم به مستخدم می‌کند. کفش‌هایش را واکس می‌زند… تا تنها راه رهایی این است، دوباره به اصل خودش برگردد؛ همان تربیتی که داشت. حالا حریف این بی‌پدرومادر می‌شود، همین مستخدم که به کلید برق می‌زدیم کمک انسان می‌شد، کامپیوتر. که آهسته ارباب شد.
انسان امروز «دچار» این دستگاه شده است، خیلی‌ها «دچار» می‌شوند، دچار عشق، دچار پول، دچار رفاقت و دچار کشتن و دچار زندگی… .
سینمای امروز به کف خیابان، به مردم پیاده‌رو، به آمده‌ها برای چاق‌کردن حاشیه‌ شهرها، به فحشا و علت‌ها، به بی‌خانگی کاری ندارد، ‌سینمای امروز روزنامه نمی‌خواند، موسیقی نمی‌داند. تدوین نمی‌شناسد. عشق را بلد نیست. ترجمه شده. دانایی قرض‌گرفتن را می‌داند. بدهکار می‌ماند. می‌زند به فضا و سفینه‌ها، فیلم‌های قدیم، ‌اتومبیل‌های قدیم. می‌شود تارانتینو، جدول فیلم‌های بزرگ تاریخ سینما همه از گذشته است. «پدرخوانده» جدیدترین آن است که آن هم تحت تقلید ١٠ تا فیلم نوآر ست. بهترینش را «ریچارد کَُنت» بازی می‌کند و «ادوارد جی. رابینسون». استادش«وینست شرمن» است که با خطوط در سیاه سفیدها چه‌ها می‌کند. انسان امروز قهرمانِ تمام‌وقت می‌خواهد. قهرمانِ نیم‌وقت نمی‌خواهد. آدمِ امروز تمام روز و شبش را احتیاج به قهرمان دارد، دکترهای نیمه‌‌وقت، خیلی‌ها را به انتظار گذاشته‌اند.
قهرمان نمی‌داند اول فکرکردن کجاست. فکرکردن دورش می‌کند. نباید اسیر انتخاب‌ها شود و شک. فکر هیچ ایستگاهی برای خستگی درکردن نیست. دشمنِ ارزیابی است. هنرمند و قهرمان، ریل‌های مشترکی دارند. بعضی از ایستگاه‌های فکرِ هنرمند شعر می‌نویسد و ادبیات. بعضی تبدیل به موسیقی و نقاشی تا همه. قهرمان از بیخ، این ارزیابی‌کردن‌ها را منهدم می‌کند.
هنرمند، قهرمان می‌خواهد و قهرمان را هنرمند می‌گوید، ‌در «تنهاکِشی»‌ها می‌خواهد همان تسلط را داشته باشد. در ایستگاه‌های فکر بماند و «چاله‌گردی» کند تا برسد به یک تحلیل، از موضوعی کسل‌کننده، کسل‌کننده نگذرد، «جسدهای شیشه‌ای» را پنج سال نوشتم.  «سرودهای مخالف» را چهار ‌سال نوشتم. «حسد…» را که این ١٠ سال را حاشیه‌نشینی کرده‌ام. من باید کار کنم تا نان بخرم. بازنشستگی ندارم. بیمه ندارم. ارث نرسیده. جایی که حقوق داشته باشم، ندارم. پس باید کار کنم. «جسدهای شیشه‌ای» طاقت‌فرسا نبود. پنج سال گرسنگی، جنگ، ‌حبس، ‌دردسر عشق‌رفتگی، ‌عشق‌مردگی، ‌رفیق‌مردگی. حقیقت‌ها دیر می‌آیند. بعد از آمدن هم کامل نیستند. کم ‌و کسر دارند. نگاه به این مجسمه‌های کائوچویی توی ویترین‌‌های کت‌وشلوارفروشی ردیفی بکن. چقدر کراوات دارند و پاپیون‌، کت‌وشلوارها سیاه و براق هستند، گردن آنها کراوات است و در خیابان هیچ مردی کراوات ندارد.
روزگاری، سلامتِ جنون معنی داشت. عقل از این جنون به وجد می‌رسید. خانم! مصاحبه‌ها جای خیلی از حرف‌ها نیست. مصاحبه‌ها بیشتر بدهکارِ ملاحظه و مدارا شده‌اند. اگر حرف‌هایت را مواظب باشی که به دروغ می‌رسی. تقلب می‌شود. نشانی حرف‌های مواظبت‌شده پر از تقلب می‌شوند. واژه مواظبت، احترام به سانسور می‌گذارد، حیف از درخت بلند و صبوری که در جنگلی دور گم شده باشد. روز از آنِ عشق نیست، در شب گشایی معلوم می‌شود، موسیقی و عشق در شب زبان باز می‌کنند. برای همین موسیقی صدای عقل ندارد. معرکه‌های زندگی در روز زنده و پول‌سازند.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=27124
image_print
برچسب ها: بازنشستگیبیمهجسدهای شیشه ایحسد بر عین القضات همدانیسرودهای بزرگقاتل اهلیمسعود کیمیایی
نوشته قبلی

جوابیه تدوینگر فیلمی با مضمون چندهمسری درباره حضور در جشنواره صلح⇐برای مستندسازی به جشنواره رفتم+نگاه سینماژورنال به چهار تناقض موجود در جوابیه

نوشته‌ی بعدی

رونمایی از معضلات یک دختر چاق با حضور معتمدآریا+عکس

مطالب مرتبط

چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

10 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: عرضه فیلم "صد سال به این سالها" در شبکه خانگی بعد از حدود بیست سال توقیف، در عین...

نمایش فراموشخانه

تابوشکنی زنانه در “فراموشخانه”/در گفتگو با آیلار نوشهری بازیگر نمایش مطرح شد  

31 تیر 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: نمایش "فراموش خانه" که با گارگردانی سهاب محبعلی روی صحنه رفته، برشی از تاریخ معاصر ایران است که...

جهانگیر کوثری+عادل فردوسی‌پور

افشاگری جهانگیر کوثری ⇐همه‌ را حذف کردند تا عادل فردوسی‌پور بالا بیاید!

9 تیر 1405

سینماروزان: جهانگیر کوثری از گزارشگران و مجریان توانای نسل اول پس از انقلاب که در سال‌های اخیر بیشتر تهیه‌کنندگی سینما...

نوشته‌ی بعدی
یادداشت دستیار مجیدی درباره فاطمه معتمدآریا و اتفاقات کاشان⇐هرکه می‌آید می‌زند و می‌رود

رونمایی از معضلات یک دختر چاق با حضور معتمدآریا+عکس

دیدگاه‌ها 3

  1. Faraakh az khaani می‌گوید:
    قبل 10 سال

    یک میلیون بار تکرار مکرّرات، مشگل این جناب، تمّام شدن دوران اوست …

    آخ و اوخ، ناله و گلایه، اون دوران چه خوب، حالا چه بد، فقط ما بودیم که سینما را می‌شناختیم ..

    شما در یک کلام دچار افسردگی ناشی‌ از خود هنرمند پنداریت هستی‌ ..

    فیلمهای اجتماعی نسل جوان امروز بارها بهتر از گوزنهای شماست. معلوم میشود از دور و برت هم خبر نداری ..

    اگر بیمه‌ و بازنشستگی هم داشتی یک بهانه دیگر پیدا میکردی که فیلم بسازی تا مردم بخاطر ترحم به شما تماشا کنند ..

    پیری تلخ است، فکر کن قیصر و فرمان زنده بودند و امروز جایی گدأیی میکردند …

    پاسخ
    • کابوکی می‌گوید:
      قبل 10 سال

      این آقا (Faraakh az khaani) چه مشکلی با کیمیایی دارد که هر موقع خبری از این فیلمساز در سایت منتشر میشود افاضات میفرمایند و متلک میاندازند.آ یا کیمیایی جای کسی را تنگ کرده .این همه فیلمسازجوان مشغول به کارند!

      پاسخ
      • Faraakh az khaani می‌گوید:
        قبل 10 سال

        کابوکی جان، افاضات و متلک نیست، “خود هنرمند پنداری و کبر و غرور پوشیده در پوسته‌ تواضع” نشان عجز و بدبختی ایشان و امثال اوست..

        سراغ داری جائی‌ ایشان باشد و نالهٔ “ما هنرمندان قدیم چه خوبیم و حالا همه مصنوعی هستند ..” سر ندهد.

        مشگل ایشان خرید نان نیست، بلکه گدأیی “ما را درک نکردند و قدر ندانستند …” است و بس ..

        خوشبختانه جوجه کباب ایشان هر شب برقرار است، شما نگرانش نباش …

        پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    100 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    96 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 38 توئیت 24
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • صدور پروانه برای یک روحانی!+صدور پروانه برای فرمانده‌ی آتش به اختیار+صدور سه پروانه دیگر

    16 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • افشای نون‌دونی تازه‌ی ارگانی‌سازان خاموش⇐تور فیلمسازی شهدا!

    16 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • درگذشت کاوه کاویان بازیگر سینما؛ وردست شیرین جمشید آریا/از آمریکا آمد ولی دلزده شد…

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

«ایده» هنرمندان ایرانی به هلند رسید

ادامه‌ی اقبال مخاطبان به “استخر” و تداوم اکران تا نیمه‌ی دوم سال

حبیب دهقان‌نسب؛ هنرپیشه‌‌‌ی تمام فصول!

«ماه کوچولوی من» بر سکوی بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی شیلی ایستاد

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

ادامه موفقیت‌های جهانی «ماه کوچولوی من»؛ حضور در جشنواره ماربیا اسپانیا

تبلیغات

ویژه ها

عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟
خبر وسط

عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

19 مرداد 1405

سینماروزان/حامد مظفری: فیلم "بی‌داد" تازه‌ترین ساخته سهیل بیرقی توسط خود کارگردان در یوتیوب بارگذاری شده و متعاقب آن انبوه کانال...

ادامه مطلب
ادامه‌ی اقبال مخاطبان به “استخر” و تداوم اکران تا نیمه‌ی دوم سال

ادامه‌ی اقبال مخاطبان به “استخر” و تداوم اکران تا نیمه‌ی دوم سال

18 مرداد 1405
حبیب دهقان‌نسب؛ هنرپیشه‌‌‌ی تمام فصول!

حبیب دهقان‌نسب؛ هنرپیشه‌‌‌ی تمام فصول!

18 مرداد 1405
نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

16 مرداد 1405
«مصادره» در آستانه 2میلیارد قرار گرفت/«به وقت شام» و «لاتاری» با انبوه سالن و تیزر در حسرت میلیارد/«خرگیوش» با حداقل سالن در مرز 300میلیون قرار گرفت/«فیلشاه» 100میلیون را رد کرد/«فراری» به 100میلیون هم نرسید+آمار کامل فروش

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

16 مرداد 1405
مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

15 مرداد 1405
چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم