• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
پنجشنبه 16 بهمن 1404
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه گوناگون

مهتاب کرامتی: کارگردانهای ما در پایان باز غرق شده‌اند!/از نیمه‌های “عصر یخبندان” حس کردم حالم بد است

29 تیر 1394
در گوناگون
2 0
A A
0
مهتاب کرامتی و ژاله صامتی فردا شب در پردیس شکوفه

عصر یخبندان

سینماژورنال: مهتاب كرامتي در فيلم “عصر يخبندان” يكي از نقش‌هاي سخت خود را ايفا كرده است.

به گزارش سینماژورنال او در نقش زن معتاد به شيشه، كانون خانواده خود را دستخوش فروپاشيدگي مي‌كند و تبعات اين معضل اجتماعي را به تصوير مي‌كشد. فرازوفرودهاي حسي‌اش در رفتار و چهره، تماشاگر را با خود همراه مي‌كند.

فرانک آرتا در “شرق” با او به‌خاطر ايفاي نقش “منيره” در “عصر یخبندان” به گفت‌وگو نشسته است.

مهتاب کرامتی در ابتدای گفتگو به انتقاد از برخی فیلمسازان ایرانی پرداخته است که در پایان باز غرق شده اند و سنت داستان گویی برای مخاطبان را فراموش کرده اند.

کرامتی که در “عصر یخبندان” در نقش یک زن معتاد ایفای نقش کرده در جایی از گفتگو هم به این مساله اشاره کرده که درگیری در نقش باعث شده بود بلحاظ جسمی از میانه های فیلم به بعد وضعیت نامناسبی را تجربه کند.

سینماژورنال متن کامل گفتگوی کرامتی را ارائه می دهد:

  دلیلتان برای بازی و حضور در فیلم عصر یخبندان چه بود؟
شما با دغدغه‌های من در انتخاب نقش، فیلم و فیلم‌نامه آشنا هستید. حتما می‌دانید سلیقه و گرایش من به فیلم‌های خاص و هنری‌تر است. یعنی فیلمی که حرفی برای گفتن داشته باشد که حتی ممکن است مخاطبان کمتری را دربر بگیرد. ولی برای ماندگاری در سینما، یک بازیگر باید تماشاگر، اقتصاد سینما و خیلی چیزها را در نظر بگیرد. ضمن اینکه در این سال‌ها فیلم‌نامه‌ها و کارگردان‌های ما در یک‌سری فیلم‌ها غرق شده‌اند که اگر بخواهیم به‌طورمثال داستان آن را در یک خط تعریف کنیم شاید نتوانیم؛ داستان‌هایی با پایان‌های باز که در نهایت مخاطب را سرگشته می‌کند. و وقتی مخاطب از شما می‌پرسد که سرانجام و پایان این فیلم چه شد؟ پاسخ درخوری نخواهیم داشت. البته مطلق به این قضیه نگاه نمی‌کنم. تا جایی ممکن است این سبک و شکل کار جذابیت هم داشته باشد. اما گاهی می‌بینیم خود کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس هم نمی‌دانند که چگونه پایان فیلم را به اتمام برسانند! شاید یکی از دلایلش به‌خاطر برخی مسائل ممیزی باشد و… ولی اینها می‌تواند فیلمی را به تصویر بکشد که درنهایت تماشاگر را خسته کند. بنابراین فکر می‌کنم سینمای ما به مرحله‌ای رسیده است که نیاز به داستان دارد. مخاطب ما می‌خواهد داستان بشنود. می‌خواهد با فیلمی روبه‌رو شود که ابتدا و انتهاي قصه، جذابیت داشته باشد و وقتی از سینما بیرون می‌آید احساس نکند که دچار پوچی شده، فریب خورده یا وقتش تلف شده است. با این نگاه من به فیلم عصر یخبندان نگاه کردم. فکر می‌کنم مصطفی کیایی بلد است داستان بگوید و دغدغه‌های اجتماعی را در درون فیلم خود مطرح کند و هم‌زمان به مخاطب هم فکر می‌کند. این به نظر من هنر می‌خواهد. خوشبختانه مصطفی کیایی رگ خواب سینمای ایران و مخاطبان را یاد گرفته است. الان نام او برندی است که تماشاگران دوست دارند فیلم‌های او را ببینند. هرچند تا امروز فیلم‌های زیادی نساخته، اما همین تعداد فیلم، داستان دارند و تماشاگر می‌داند با چه فیلمی طرف است. به نظر من همین داستان‌گویی امتیاز ویژه‌ای است که فیلم‌های ایشان دارند.
  از همان ابتدا نقش منیره را به شما پیشنهاد دادند؟
پیش از آن من فقط آقای کیایی را یک‌بار در تئاتر دیده بودم ولی از قبل فیلم‌هایشان را دیده بودم و با کارهایشان آشنایی داشتم. وقتی فیلم‌نامه به من پیشنهاد شد دلم می‌خواست نقشی که به من پیشنهاد می‌شود مورد قبول من باشد. اما در ابتدا ایشان درباره نقش چیزی به من نگفتند. گفتند شما فقط فیلم‌نامه را بخوانید و بعد با هم صحبت می‌کنیم. من عادت دارم زمانی که فیلم‌نامه را می‌خوانم، یک‌بار به‌طور کامل فقط روی داستان و تمام شخصیت‌ها متمرکز می‌شوم. چون خیلی از مواقع وقتی فیلم‌نامه را می‌فرستند، می‌گویند به فلان نقش خاص توجه ویژه داشته باشید. ولی در مورد این فیلم‌نامه این‌طور نشد.
  پیچیدگی روابط داستان و شخصیت‌ها شما را سرگردان نکرد؟
ابدا. بعد از مدت‌ها فیلم‌نامه‌ای می‌خواندم که احساس خوبی نسبت به آن داشتم. ضمن اینکه برایم مهم بود در فیلمی پربازیگر ببینم برای من چه نقشی در نظر گرفته شده است و سایر همکاران و بازیگران چه کسانی هستند. روز اولی که به دفتر تولید رفتم، تخته‌ سفیدی روی دیوار نصب بود و اسم تمامی شخصیت‌ها را روی آن نوشته بودند و تقریبا جلو تمام کاراکترها خالی بود و با خودم گفتم که چقدر بازیگر در این فیلم وجود دارد و چقدر سخت است انتخاب تک‌تک آنها.
  انتخاب بازیگران کار سختی بود؟
بله. سخت است که شما بخواهید برای تمام این شخصیت‌ها، افراد متخصص، حرفه‌ای و درست انتخاب کنید و از ایده‌آل‌های خودتان هم عدول نکنید. تا اینکه به من گفتند که برای نقش منیره به شما فکر کردیم که برای من خیلی جذاب بود. در همان موقع من برای بازی در دو فیلم دیگر قول همکاری داده بودم. هرچند نقشم کوتاه بود. اما متوجه شدم که نقش منیره شوخی‌بردار نیست و باید روی این کار متمرکز شوم.
  این نوع اعتیاد و گریم شما را اذیت نمی‌کرد؟ چون تصویر شما روی بیلبوردهای تبلیغاتی ثبت می‌شود. با این موضوع چگونه کنار آمدید؟
من با این موضوع از خیلی وقت پیش کنار آمده بودم. تجربه و پرونده کاری‌ام به‌راحتی این موضوع را نشان می‌دهد. اگر بخواهیم به تلویزیون برگردیم، سریال «خاک سرخ» که آن زمان از سن من بسیار بیشتر و شخصیت زن عرب بود و کاملا یک چهره دیگری بود و روزهای آخر هم به شوخی می‌گفتیم که سطل گل هم بعد از گریم، روی ما می‌ریزند و می‌گویند جلو دوربین بروید! برای همین هم من از این موضوع به هیچ عنوان نمی‌ترسم. برای اینکه به نظر من یک گریم درست، اتفاقا به بازیگر کمک می‌کند. فکر می‌کنم که این دغدغه هر بازیگری است که نقش متفاوتی را ایفا کند. البته باید بگویم اکثر فیلم‌هایی که پیشنهاد می‌دهند، بیشتر به خود من نزدیک است، ولی منیره از من خیلی دور بود. من تجربه نقش معتاد را در فیلم کاهانی داشتم. پس آن ریسک را کرده بودم. اما در این فیلم من فرصت بیشتری برای ارائه نقش داشتم. من احساس کردم که اگر ما این داستان را درست تعریف کنیم، کار ویژه‌ای برای اجتماع و آگاه‌سازی افکار عمومی کرده‌ایم که این جزئی از دغدغه‌های من است و من هم که برای این‌گونه مسائل سرم درد می‌کند. چون باید دل‌نگران باشیم از اینکه الان اعتیاد دیگر به یک قشر خاص محدود نمی‌شود و تمامی طبقات اجتماعی را دربر گرفته است. پس باید کاری انجام دهیم. قرار هم نیست که راه‌حل بدهیم. فقط باید مطرح کنیم که برای دورشدن از این معضل باید محیط پیرامونمان امن باشد. همه‌چیز به امنیت زندگی شما برمی‌گردد که همان محیط خانواده است که باید آن را حفظ کنیم. زمانی که این باور به‌وجود بیاید، قطعا شما از خیلی از این آسیب‌های اجتماعی مصون می‌مانید. فیلم این مسائل را مطرح می‌کند و دیگر اینکه بخشش را یاد بگیریم. بخشیدن خیلی به آرامش و امنیت در زندگی کمک می‌کند.
  نقشی که بازی کردید معتاد به هروئین و… نیست، معتاد شیشه‌ای است. چگونه به ایفای درست این نقش رسیدید. حالت‌ها، عرق‌کردن‌ها و عصبیت‌های شما براساس چه الگو و معیاری بود؟
آقای کیایی زمان نوشتن فیلم‌نامه تحقیقات کامل را انجام داده بودند. من هم مطمئن بودم همه آن چیزی را که نوشته‌اند سندیت دارد. اما حالا من بایستی خودم را به آن شخصیت نزدیک می‌کردم. به همین دلیل سراغ این قشر از خانم‌ها رفتیم و چنین آدم‌هایی را به عینه دیدیم.
  یعنی خودتان هم تحقیقات میدانی کردید؟
بله. افرادی که قبلا دچار اعتیاد و حالا پاک شده بودند خیلی به من کمک کردند. برایم جالب بود که تجربیات همه آنها به یک گونه است.
  از چه نظر؟
مثلا سؤال می‌کردیم زمانی که شما مواد می‌کشیديد، اولین حسی که به شما دست می‌داد چه بود؟ همه آنها به حالات و تجربیات واحدی اشاره می‌کردند. یا اینکه می‌پرسیدیم چگونه به مواد دسترسی پیدا می‌کرديد؟ می‌گفتند ما وقتی به خیابان می‌رفتيم تعداد زیادی آدم از کنار ما رد می‌شدند و متوجه می‌شدیم که چه کسانی معتاد یا موادفروش هستند! یعنی آنها خیلی راحت همدیگر را پیدا می‌کردند.
  بر اساس چه معیاری همدیگر را پیدا می‌کنند؟
من نمی‌دانم به چه شکل است. ولی همدیگر را پیدا می‌کنند. برای من هم  خیلی عجیب بود و نمی‌دانم چطور همدیگر را راحت می‌شناسند. البته وقتی شما، زمان بیشتری اعتیاد دارید و مواد مختلف را هم امتحان می‌کنید یعنی هر چه که به دست شما بیاید استفاده می‌کنید، با چم‌و‌خم کار هم بیشتر آشنا می‌شوید. بعضی مواقع فروپاشی، زمانی اتفاق می‌افتد که شما همه چیز را مصرف می‌کنید. اما ما بالاخص در مورد مصرف شیشه تحقیق می‌کردیم. مثلا زمانی که مواد به آنها نمی‌رسید، در آنها حس پرخاشگری تشدید می‌شد. در آن موقع شما نمی‌توانید با معتاد شوخی کنید. اگر احتیاج به مواد داشته و پول نداشته باشد، به‌راحتی هرکاری می‌کند مثل کیف‌قاپی و… یا زمانی که مواد استفاده می‌کنند دائما عرق می‌کنند. انگار تمام مدت آب بدن آنها در حال اتمام است. این مواد، به خاطر تعریق زیاد آب بدن، آنها را می‌کشد و دائما عطش دارند. اکثرا تن آنها بو می‌دهد. و از بوی بدن آنها کاملا متوجه اعتیادشان می‌شوید.
  در تاریخ سینما فیلمی هست به نام «می‌خواهم زنده بمانم» که سوزان هیوارد در آن بازی کرد. می‌گفتند که آنقدر در نقش فرو رفته بود که حتی حالت جنون به او دست داده بود. یا کسی مثل ویوین لی در فیلم «اتوبوسی بنام هوس» که آن‌قدر در نقش فرو رفت که تأثیرات انکار‌ناپذیری بر روح و روانش گذاشت. این شخصیت به چه میزان تأثیر بر روح و روان شما گذاشت؟
این نقش به‌شدت روی من تأثیر گذاشت. اصولا من بازیگر حسی هستم. یادم می‌آید با فرهاد اصلانی صحبت می‌کردیم و قرار بود فیلم جدیدی را با هم بازی کنیم. گفتم آقای اصلانی من هنوز از فیلم عصر یخبندان خسته هستم. چند ماه گذشته اما هنوز درگیر آن هستم. او هم گفت که دقیقا همین اتفاق برایش افتاده. یعنی تأثیر آن، این‌قدر عمیق بوده است. آن اضطراب و هیجانی که من برای ایفای این نقش داشتم روی من اثر گذاشته است. مثلا  وقتی این افراد مواد می‌زنند، خیلی با وسواس آرایش می‌کنند. یک‌ساعت آن را طول می‌دهند که دقیق و مرتب باشند. ولی زمانی‌که حالشان بد است چیز دیگری می‌شوند. تمام این بالاوپایین‌های حسی روی من تأثیر گذاشت. مثالی می‌زنم؛ من اصولا آدمی هستم که فشار خون پایینی دارم. پزشکان هم می‌گویند عادی است. از نیمه کار احساس کردم که حال من بد است. البته این حال بد به من کمک کرد. ولی در نیمه‌های کار، قبل از اینکه سر صحنه بروم، گفتم قبل از آن به اورژانس بروم و بررسی کنم که این بدی حال من از چیست و ببینم پزشک به من چه می‌گوید. آنجا فشار خونم را گرفتند. فشارم که در حالت عادی ٩ بود، ١٥ شده بود! یعنی من اصلا تابه‌حال چنین چیزی را تجربه نکرده بودم و این تا پایان فیلم با من بود. می‌رفتم چک‌آپ می‌کردم، آرام‌بخش می‌خوردم تا بتوانم کار کنم. البته بعد از اینکه صحنه‌ها را می‌گرفتیم و برمی‌گشتیم. این قضیه بیشتر تشدید می‌شد. برای اینکه تعداد پلان‌هایی که این بالاو پایین‌های حسی و عصبیت‌ها را داشت در فیلم بسیارزیاد بود. ما بازیگران زمانی‌که فیلم‌نامه را می‌خوانیم و سکانس‌ها را بررسی می‌کنیم، مثلا می‌گوییم فلان سکانس سخت است و فلان سکانس راحت، تقسیم‌بندی‌هایی با خودمان داریم که همگی آنها باارزش‌اند. ولی در این فیلم سکانس‌های سخت من تمام نمی‌شد. البته خوشبختانه مصطفی کیایی کنار من بود. پابه‌پای من اشک می‌ریخت و استرس داشت، پابه‌پای من برافروخته و عصبانی می‌شد، درواقع این نقش را با همدیگر بازی کردیم.
 

عصر یخبندان
عصر یخبندان

حضور فرهاد اصلانی چگونه بود؟
بی‌نظیر بودند. در این فیلم من اولین‌بار بود که با ایشان کار می‌کردم، ایشان بازیگر بسیارخوب، باتجربه و همراهی هستند. من کارهای ایشان را بسیار دوست دارم. از همان ابتدا دوست داشتم بتوانیم با یکدیگر هماهنگ شویم. البته من آدم آرامی هستم ولی ممکن است در یک فیلم دو بازیگر نتوانند در کنار یکدیگر به هماهنگی برسند. خوشبختانه این اتفاق خیلی راحت افتاد و دیدم که فرهاد اصلانی از من خیلی جلوتر است. ایشان فقط سر پلان‌های خودش نمی‌آمد، بلکه تمام مواقع در صحنه حضور داشت. خیلی از مواقع دوستان به‌شوخی به آقای کیایی می‌گفتند بازیگر محبوب شما، فرهاد اصلانی است. او هم می‌گفت برای اینکه فرهاد اصلانی زمانی که پلانی هم برای بازی ندارد، اینجا پیش من نشسته و به‌عنوان یک ناظر و همراه به من کمک می‌کند.
  الان از آن حالت‌ها منفک شدید؟
خیلی بهتر هستم. فیلم را چند بار دیده‌ام. ولی هنوز هم زمانی‌که فیلم را می‌بینم و از سالن بیرون می‌آیم، احساس می‌کنم تحت‌تأثیر نقشم هستم. هنوز هم زمانی‌که فیلم را می‌بینم با آدم‌های آن گریه می‌کنم. هنوز هم فکر من را مشغول می‌کند که این پلان‌ها چه چیزهایی را پشت خود داشت و ما چه میزان تلاش کردیم. البته برخی از صحنه‌ها کوتاه شدند که این اتفاق در همه فیلم‌ها می‌افتد و می‌بینید که در تدوین به نفع فیلم حذف شده است. شاید احساس می‌کنید که بچه شما را از شما گرفته‌اند. ولی بابت همان صحنه‌ای که من در ماشین با آهنگ محسن یگانه می‌خوانم، شب تا صبح برای فیلم‌برداری وقت گذاشتیم. باور می‌کنید اصلا به خاطر ندارم که آن صحنه را چگونه رانندگی کردم. نمی‌دانم که چگونه به من اطمینان کردند و در ماشین کنار من نشستند. برای اینکه من هیچ چیزی را نمی‌دیدم از بس که در حس نقش فرو رفته بودم.
  به شما خیلی فشار آمد؟
بله. ولی الان که نتیجه کار را می‌بینم بسیار راضی هستم. برای اینکه شما احساس می‌کنید دارید خلق می‌کنید و مسیری را که طی می‌کنید درست است. من هنوز نتوانسته‌ام از عصر یخبندان جدا شوم و ایفای چنین نقش سختی، مخصوصا با توجه به این که از نتیجه کار راضی هستم، مرا مقداری مشکل‌پسندتر کرده است.
  توقعتان از خودتان بالا رفته است؟
بله. خیلی زیاد.
  یکی از سکانس‌های جالب فیلم، دعوایی بود که بین شما و بابک (فرهاد اصلانی) در پارک اتفاق افتاد. این سکانس چگونه شکل گرفت؟
جای شلوغی بود. ابتدا من و فرزندم وارد آنجا می‌شدیم. سکانس‌های طولانی داشتیم. گشت‌وگذار و پیداکردن همدیگر و تمام این تنش‌ها و نقطه اوج آن زمانی بود که هر دو ما با هم رودررو می‌شویم. فرهاد اصلانی با همراهی درخشانش در من حسی را به‌وجود آورده بود که خیلی از لحظات همان موقع خلق شد و آن صحنه کاملا باورپذیر و تأثیرگذار شد.
دست و پاچلفتی بودنش هم جالب بود.
بابک دست‌وپا چلفتی نیست. در این نقش، انسانیتی در درون او وجود دارد. با آمدن و ورودش در صحنه، نیکی وارد قصه می‌شود که ستودنی است. به خاطر خوب‌بودن او هست که این اتفاق برای او می‌افتد. او تنها کسی است که تلاش مطلق می‌کند که زندگی خود را در این فیلم نگه دارد. به نظرم در این فیلم، بابک، نماینده عنصر نیکی و بخشش و به نظر من از همه زیباتر است و تماشاچی بیشتر احساس می‌کند که این مرد به فراموشی دچار نشده، بلکه خودش را به فراموشی زده است که زندگی خود را نجات بدهد. اینجاست که می‌گویم فیلم ما، اگر شعاری دارد، شعارش این است که اشتباهات یکدیگر را ببخشیم. چون درکنارهم‌بودن امن‌تر است و حال آدم را بهتر می‌کند.
 امکان هم داشت اکت‌های نقش شما در جاهایی گل‌درشت به نظر برسد؟
این چیزی بود که نگران آن بودم و همیشه با کارگردان صحبت می‌کردیم. اینکه نقش من منزجرکننده نشود؛ یعنی به قول شما گل‌درشت بازی نشود.
سخت‌ترین سکانسی که بازی کردید چه بود؟
همه آنها. حتی سکانس‌هایی که من احساس می‌کردم سخت نیستند! البته زمانی‌که فیلم‌نامه را خواندم احساس کردم که فیلم، فیلم خوبی می‌شود، ولی زمانی‌که فیلم را دیدم، به نظرم حتی از فیلم‌نامه جلوتر هم بود.
  بازخوردهای مردم نسبت به بازی شما چگونه بود؟
شاید درست نباشد که من این را بگویم، ولی خوشبختانه بازتاب‌‌ها صددرصد و به‌شدت مثبت بوده است.
  یعنی نتیجه‌ای را که می‌خواستید، گرفتید؟
خدارو شکر بله. به نظر من فیلم عصر یخبندان، تازه در ابتدای راه است. مسیر طولانی را در پیش دارد که درست دیده شود. امیدوارم مردم فیلم را ببینند. چون حمایت مردم می‌تواند به دیده‌شدن فیلم کمک کند. اما به نظر من این فیلم عمری طولانی و مسیر طولانی‌تری خواهد داشت. ولی این را هم بگویم که تمامی گروه و عوامل در موفقیت فیلم مؤثر بودند و گروه بازیگران همگی خوب بازی کردند. البته با یادآوری اینکه اگر عوامل پشت صحنه به این خوبی نداشتیم بازی بازیگران دیده نمی‌شد.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=6987
image_print
برچسب ها: عصر یخبندانفرهاد اصلانیمصطفی کیاییمنضور لشکری قوچانیمهتاب کرامتی
نوشته قبلی

از رفتار تند تنابنده با بازیگران تا افزایش میزان H2O در “پایتخت”

نوشته‌ی بعدی

سونامی کن؛ سوژه معرکه‌گیری آقای هواشناس!/زیرنویس‌هایی که می‌توانست جان مردم را نجات دهد…

مطالب مرتبط

خرید بلیت جشنواره فیلم فجر از پیام‌رسان آیگپ

خرید بلیت جشنواره فیلم فجر از پیام‌رسان آیگپ

9 بهمن 1404

سینماروزان: علاقه‌مندان به تماشای فیلم‌های حاضر در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر می توانند با مراجعه به «پیام‌رسان آیگپ» برای تهیه...

اسامی آثار راه‌یافته به بخش «رادیو» جشنواره میراث‌فرهنگی اعلام شد/ معرفی هیئت داوران

اسامی آثار راه‌یافته به بخش «رادیو» جشنواره میراث‌فرهنگی اعلام شد/ معرفی هیئت داوران

8 بهمن 1404

سینماروزان: اعضای هیئت داوران و آثار پذیرفته شده بخش «رادیو» در چهارمین جشنواره بین‌المللی چندرسانه‌ای میراث‌فرهنگی معرفی شدند. در بخش...

جواد عزتی در سریال وحشی

سریال «وحشی۲» و تباهی/چگونه خسرو، داود اشرف را به سمت تاریکی کشاند؟

6 بهمن 1404

سینماروزان: خسرو از شاخص‌ترین شخصیت‌های «وحشی» به حساب می‌آید؛ شخصیتی که خونسردی، بارزترین ویژگی‌اش به حساب می‌آید. تحول قهرمان چه...

نوشته‌ی بعدی
سونامی کن؛ سوژه معرکه‌گیری آقای هواشناس!/زیرنویس‌هایی که می‌توانست جان مردم را نجات دهد…

سونامی کن؛ سوژه معرکه‌گیری آقای هواشناس!/زیرنویس‌هایی که می‌توانست جان مردم را نجات دهد...

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • جشنواره فجر

    معرفی فیلم‌های اصلی جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی حامیان تولید/بالای پنجاه درصد متعلق به ارگانهاست!/تقریبا نیمی از جشنواره در اختیار فیلم اولیهاست!

    58 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 23 توئیت 15
  • انصراف هفت فیلم از جشنواره فیلم فجر۴۴؟/از فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده و رضا عطاران تا هوتن شکیبا و امیر جدیدی و…؟/رسانه‌ی شهرداری گزارش داد

    47 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 19 توئیت 12
  • سایه‌ی پررنگ پروژه‌های پلیسی-امنیتی-قضایی بر جشنواره فیلم فجر۴۴+خلاصه داستان کامل ۳۳ اثر حاضر در جشنواره

    40 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 16 توئیت 10
  • انصراف فیلمِ الناز شاکردوست از حضور در فجر۴۴!؟!+متن بیانیه کارگردان در انصراف از فجر۴۴

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • فیلم «برمودا» ؛ اولین توقیفی جشنواره فيلم فجر۴۴!/سر تراشیده‌ی طناز طباطبایی دردسر شد!+ویدئو و تصاویری از فیلم

    32 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • انصراف فیلم «خجستگانی که در جنگ ملاقات کرده‌ام» از جشنواره فیلم فجر۴۴؛ هفت ساعت بعد از بلیت‌فروشی!

    32 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم “خیابان جمهوری”: گوگوش و طلبه‌هایش؟/ تهران دوست‌نداشتنی با مجری “ایران دوست‌داشتنی”؟! 

    32 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم «نیمه شب»(به کارگردانی محمدحسین مهدویان): مناسب پخش در بخش شبانگاهی تلویزیون همشهری!/در خدمتِ چابک‌سازیِ دبیر فجر۴۴!؟

    31 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 12 توئیت 8

آخرین مطالب

درباره‌ی فیلم «دختر پری خانوم»(ساخته‌ی علیرضا معتمدی): پسر مینو خانم!/زیبایی لوله‌ی زنگ زده‌ی مغروق

درباره‌ی فیلم «مارون»(ساخته‌ی امیراحمد انصاری): رقیبِ غبار میمون؟/پاورقی بخوان سید!

چرا فیلم «مازراتی» با بازی پژمان جمشیدی به جشنواره فیلم فجر۴۴ راه پیدا نکرد؟

درباره ی فیلم “کوچ”(ساخته محمد اسفندیاری): ساده بودی مثل… 

درباره‌ی فیلم «سرزمین فرشته ها»(به کارگردانی بابک خواجه پاشا): فیلمِ برازنده!

درباره‌ی فیلم «گیس»(ساخته محسن جسور): شُل و وِل!

تغییر سه‌باره/فیلم رزرو هم نرسید/فیلم هیات رییسه انجمن بازیگران در کنداکتور فجر۴۴

درباره‌ی فیلم «اسکورت»(ساخته‌ی یوسف حاتمی‌کیا): اجرای مهیج درد!/زیستِ بسیجی‌وار بانوی شوتی و سرباز متمرد!؟/مدعی چندین سیمرغ 

نقش شهاب حسینی در تولید فیلم همسر سابق! 

درباره‌ی فیلم «نیمه شب»(به کارگردانی محمدحسین مهدویان): مناسب پخش در بخش شبانگاهی تلویزیون همشهری!/در خدمتِ چابک‌سازیِ دبیر فجر۴۴!؟

تبلیغات

ویژه ها

سعید جلیلی با همسر سابق شهاب حسینی در جشنواره فیلم فجر۴۴!+عکس
خبر

سعید جلیلی با همسر سابق شهاب حسینی در جشنواره فیلم فجر۴۴!+عکس

7 بهمن 1404

سینماروزان: پریچهر قنبری همسر اول شهاب حسینی با فیلم «تقاطع نهایی شب» به جشنواره فیلم فجر۴۴ می‌آید.   سعید جلیلی-کارگردان...

ادامه مطلب
جشنواره فجر

سایه‌ی پررنگ پروژه‌های پلیسی-امنیتی-قضایی بر جشنواره فیلم فجر۴۴+خلاصه داستان کامل ۳۳ اثر حاضر در جشنواره

5 بهمن 1404
طناز طباطبایی در فیلم برمودا

فیلم «برمودا» ؛ اولین توقیفی جشنواره فيلم فجر۴۴!/سر تراشیده‌ی طناز طباطبایی دردسر شد!+ویدئو و تصاویری از فیلم

4 بهمن 1404
جشنواره فجر

معرفی فیلم‌های اصلی جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی حامیان تولید/بالای پنجاه درصد متعلق به ارگانهاست!/تقریبا نیمی از جشنواره در اختیار فیلم اولیهاست!

4 بهمن 1404
رضا رویگری

جریان همکاری مشترک رضا رویگری با داریوش و شجریان و… چه بود؟+عکس

2 بهمن 1404
تست انتخاب بازیگر علیرضا امینی برای ساخت سریال ترسناک “احضار” با حضور رضا رویگری و لیلا بلوکات+مشاهدات “خانم جیم” از روند برگزاری تست+توضیحات رضا رویگری درباره ارزیابی‌اش از توانایی علاقمندان حاضر در تست

مرگ رضا رویگری؛ بازیگر خوش‌مشربِ ایرانی‌ترین شمایل آثار تاریخی!

1 بهمن 1404
پيش بيني سينماژورنال به حقيقت پيوست⇐ اعتراف صريح افخمي: اگر كانديداي مجلس شوم، صلاحيتم تأييد نخواهد شد

یک تهیه‌کننده؛ بازیگرِ فیلم تازه‌ی بهروز افخمی!/«دکتر فون گویر» با زبان عبری-انگلیسی به فجر۴۴ نمیرسد!

29 دی 1404
سامانه جامع رسانه‌های کشور
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم