سینماروزان/حامد مظفری: اینکه بر سر حضور نوید محمدزاده در یک تئاتر ارگانی حسابی سروصدا میکنند و نام تئاتر را به واسطه نام نوید بالا میآورند و بعد که تئاتر بهخاطر بریز و بپاش و بلیت گران، سیبل انتقادات شد، نوید را کنار میگذارند و بیانیه میدهند و او را متهم میکنند به اخلال در تمرینات، ظاهرا جوانمردی در حق نوید نیست.
آنها که نوید را آوردند تا نقش اول این نمایش باشد قطعا با خلق و خوی او آشنا بودند و لااقل تحقیقی کرده بودند که شیوه معاشرت او در تمرین و پشت صحنه را درک کنند وگرنه چرا نوید را آوردند؟ فقط برای اینکه از نام او در جهت برندینگ تئاتر خود استفاده کنند؟
اینکه نوید در جریان دو جنگ اخیر چه واکنشهایی #نداشت و اینکه یکباره قبل از این تئاتر، فلسطیندوست، شد در جای خود قابل نقد و تحلیل. اینجا بحث بر سر پروسهی شکل گرفته در تئاتری است که عنوانش نام یکی از آثار اولیه بهرام بیضایی است و سروصدایش هم بیش از هر چیز به خاطر حضور نوید محمدزاده است.
کل ماجرا از بریز و بپاش و ورود نوید،بلیت ۵میلیونی و درنهایت خروج نوید، یک بازی رسانهای بوده برای برند کردن این نمایش؟
ابدا پیرو ارگانیسازانی نیستیم که در کل عمر خود شیرهی بودجه های ارگانی را کشیدهاند و حالا در ماجرای اخیر، منتقد بریز و بپاش ارگانی شدهاند. آنها، هدف دیگری دارند و آن قدر عقبافتاده که مدام مردم مردم میکنند ولی اجراهای خودشان در سالنهای کوچک هم بی مشتری است و هر روز باید مهمان دعوت کنند تا توجیهی باشد بر بودجهی بر باد رفته.
اینجا بحث بر سر تئاتری است که با نوعی حاشیهسازی منفی علیه خود، شروع کرده و پیش رفته؟
این حاشیهسازیها، ناشی از کمتجربگی سرمایهگذاران است یا کل ماجرا از بریز و بپاش و ورود نوید،بلیت ۵میلیونی و درنهایت خروج نوید، یک بازی رسانهای بوده برای این نمایش؟ نوید هم که در جوابیهاش بر استفادهی ابزاری از خودش برای معرفی یک سامانه تازه بلیت فروشی تاکید کرده!
و این یعنی برند کردن سادهی نمایشی که اصلا روی صحنه نرفته! درست شبیه فعل و انفعالات آن سالامبورفروش سابق که در سالهای اخیر بر امور مختلف از راه اندازی هواپیمایی تا زدن پلتفرم و طراحی ارز دیجیتال و حتی اخیرا سرمایه گذاری در شبه جزیرهای شمالی را رسانهای کرده ولی خروجیاش در حد یک کانال خبری هم نیست!


































