• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
یکشنبه 18 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه یادداشت

یک رسانه اصولگرا در تحلیلی بر سریال رمضانی “برادرجان” محصول شبکه سه متذکر شد⇐طی 10 سال گذشته، صدها مدیر آمده‌اند و رفته‌اند ولی باز هم در هر نوبه مناسبی در تیتراژ سریال‌های مناسبتی می‌خوانیم: موسسه فرهنگی هنری وصف صبا، سعید نعمت‌الله!!!/چرا هر چقدر هم به رویه پرتنش، پردیالوگ و پراضطراب نعمت الله انتقاد منتشر می‌شود، هیچ کدام از مدیران رسانه ملی این انتقادات را به دمپایی زیر میزشان هم حساب نمی‌کنند!!؟؟/مدیران تلویزیون تا گویش لاتی-لمپنی سعید نعمت‌الله را جهانی نکنند، دست از چنین ساختار مستأصلی نخواهند کشید؟؟/اگر نعمت‌الله چنین آثاری را در هر کشور دیگری می‌نوشت و تلویزیون ملی آن را پخش می‌کرد، به توسعه و اشاعه خشونت در خانواده، متهم نمی‌شد؟؟!/وقتی بودجه یک سریال‌ را از رسانه ملی دریافت می‌کنند و به اندازه «یک ریال» قصه عرضه نمی‌کنند و یک قصه بیهوده را کش می‌دهند، آیا حق الناس را در گرانمایه‌ترین ماه خدا تلف نکرده‌اند؟/چرا درهای تولید در رسانه ملی به روی جمعیت جوان کشور باز نمیشود تا حاصل کار متنوعتر باشد؟؟

8 خرداد 1398
در یادداشت
1 0
A A
0
برادرجان

برادرجان

سینماروزان: اوضاع کیفی سریالهای رمضانی رسانه ملی تعریفی ندارد و در این میان سریال رمضانی شبکه سوم با عنوان “برادرجان” هم بخاطر تکرار مکررات ناشی از نگاه کلیشه زده نویسنده اش بدجوری محل نقد و نظر است.

خبرگزاری اصولگرای “مشرق” در تحلیلی بر سریال “برادرجان” برخی از مهمترین ایرادات این سریال را مرور کرده است.

متن کامل تحلیل “مشرق” را بخوانید:

مهمترین موضوع قابل بحث درباره محتوای کلیشه‌ای سریال «برادرجان» به قلم سعید نعمت‌اله، توضیحات غیر نمایشی در متن، عدم چهارچوب‌‌بندی ساختاری، گونه ضد روایت و نچرخیدن چرخ‌های درام است.

در واقع سریا‌ل‌هایی که سعید نعمت‌اله در این سال‌ها نوشته، فاقد روایت‌های فرعی است. در صورتیکه روایت‌های فرعی و شاخه‌های مختلف داستانی است که موجب قوام داستانی یک سریال می‌شود. عمده سریال‌های که توسط نعمت اله نوشته شده‌اند، به هیچ عنوان سریال نیستند.

اگر سکانس اول سریال جراحت با فیلمنامه‌ای از سعید نعمت‌الله را به خاطر بیاوریم، لطیفه (ثریا قاسمی) یک نفس گذشته و آینده سریال و موضوعات خانوادگی‌اش  را تشریح می‌کرد و بیش از 10 دقیقه به دنبال تشریح خویش و موقعیت خانواده‌اش است.

نویسنده مورد اشاره، یکی از شبه مولفان کیمیایی‌زده سیماست که تصورش از خلق درام توصیف گذشته، حال و آینده شخصیت‌ها به واسطه مونولوگ و گاهی هم دیالوگ است و در میان کلی دیالوگ و مونولوگ گاهی به کنش دراماتیک، توجه می‌کند و فیلمنامه‌های ایستا و مصلوب شده‌اش، گاهی بر پشته کارگردان به حرکت درمی‌آید.

در طول هر سریال “به فرموده”‌ به نگارش درآمده نعمت‌الله، عالیجناب به ندرت جرقه‌های دراماتیک غیرضروری را استفاده می‌کند و جدل‌های سنتی خانوادگی، جای پویش‌های مدرن دراماتیک ملودرام را می‌گیرد. به همین دلیل در سریال “برادرجان” با یک چرخه استیصال دراماتیک مواجه هستیم که در ادامه اشاره بسیار قوی به این چرخه دراماتیک خواهیم داشت.

با آغاز سریال«برادرجان»، رد و بدل شدن دیالوگ‌ها میان چاوش (حسام منظور) و آراز (سجاد افشاریان) و کریم بوستان و ستار، ساختار خانوادگی یک موقعیت دراماتیک، برای مخاطب ترسیم می‌شود. جدل میان دو خانواده بر سر مسائل مالی است که طی سی قسمت ارائه می‌شود. سئوالی که مطرح می‌شود این است که این طرح چه میزان جذابیت‌های دراماتیک می‌تواند داشته باشد؟

پرده اول مبتنی بر جدل جذابیت دارد، اما وقتی شخصیت‌ها وارد خاله‌بازی روتین و همیشگی نعمت‌اله می‌شوند و این یکی به خانه دیگری می‌رود و لغزلنترانی حواله و نثار دیگری می‌کند و دیگری متعاقبا به محل خانه و کسب دیگری می‌رود و مشابه همان واکنش را بروز می‌دهد، این رفت و آمد فرمولیزه تا دوسوم زمان سریال پخش شده را دربرگرفته است.

دعوای دو خانواده‌ای که ریشه‌های عاطفی مشترکی دارند، در چند قسمت متوالی، شعله‌ور و تکرار می‌شود و محتوای تازه‌‌ و یا خط روایی‌ جدیدی به متن سریال اضافه نمی‌شود.

«کریم بوستان» (علی نصیریان) در قسمت دوم وقتی مطمئن می‌شود نمی‌تواند اموالش را پس بگیرد به سراغ چاوش(حسام منظور) می‌رود تا پولی را برای خرید کلیه همسرش فراهم کند و مقداری از سرمایه‌ سوخته‌اش احیا شود. چاوش چک را به شرطی می‌دهد که جدل 15 ساله میان آن‌ها پایان یابد. اینجاست که به عقلانیت کریم بوستان شک می‌کنیم، کلیه داشتن و نداشتن مرز باز یک میان مرگ و زندگی است. همسری که زجر می‌کشد، اهمیت فراوانی دارد یا حقانیت 15 ساله کریم بوستان؟ با همان فرض‌های دراماتیک منطق واکنش کریم بوستان با توجه به عدم نتیجه‌گیری برای بازپس گرفتن حقوق از دست رفته‌اش در مقابل چاوش بی‌منطق است و از قبول چک در قسمت دوم امتناع می‌کند. او پول را می‌خواهد یا اثبات حقانیتش را؟! «استیصال متسلسل» مولفه‌ای است که در تمامی سریال‌های نعمت‌اله موج می‌زند. کریم بوستان در قسمت دوم از گرفتن چک امتناع می‌کند اما در قسمت 17 به حجره چاوش می‌رود تا همان چک را بازپس گیرد. همین رفت و برگشت کریم بوستان، اثبات کننده «استیصال متسلسل» نعمت الهی است.

به هر حال این دو واکنش از کریم بوستان تناقض در شخصیت پردازی را نشان می‌دهد. تناقض در کنش و واکنش اغلب شخصیت‌های سریال موج می‌زند و در این شرایط ناظران سیما، در پشت جعبه جادو، افراد منفعلی به نظر می‌رسند که زیر لغزلنترانی‌های آب‌دار سریال، چهار‌چوب‌مندی سریال را گم کرده‌اند، یا اینکه کارت بلانش “مجری طرح، وصف صبا” آنقدر برای مدیران سیما عزیز است که نسبت به ضعف‌های بنیادین سریال عنایت و توجهی ندارند. این اتفاق در حالی می‌افتد که سایه وصف صبا، بر تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در شبکه سه سایه‌ بسیار سنگین است.

وقتی جنبه‌های عقلانی- انسانی در مورد تصمیم‌گیری شخصیت‌ها در متن سریال زیر سئوال می‌رود، زوایای نمایشی –تزیینی، مبتنی بر دیالوگ در سریال اضافه به نظر می‌رسد. به عبارت دیگر مولفان و مدیرانی  که رای به ساخت چنین سریالی داده‌اند، مخاطبانی که این سریال را تماشا می‌کنند، به معنی واقعی گیر آورده‌اند.

مرحله دوم این استیصال متسلسل دراماتیک را باید در ادامه التهاب میان کریم بوستان (علی نصیریان) و چاوش دنبال کنیم که هیچ نقطه‌گذاری معینی ندارد و در ده قسمت طی یک جدل حاد ادامه پیدا می‌کند تا اینکه چاوش حاضر می‌شود، سهم از دست رفته کریم بوستان را بازگرداند و با پیدا شدن یک دستخط قائله سهم‌خواهی خانوادگی باید به پایان برسد و واکنش‌های چاوش نشان می‌دهد که او موضوع بازپس‌دهی را پذیرفته است. پس از 10 قسمت که چاوش به صورت ظاهری پذیرفته‌، سهم بوستان را بدهد، دعوای خیلی ابلهانه و کودکانه ستار وضعیت جدل این دو خانواده را به حالت نخست بازمی‌گرداند. آیا این مسیر روایی عقلانی است؟ آیا رفتار دوگانه آراز و گردش به چپ و راست میان دو خانواده، گویای کاراکتر‌های پر از تناقض این شخصیت‌ها نیست؟

10 قسمت دیالوگ و مونولوگ در متن سریال وجود دارد، بدون اینکه روایت در بردار درام حرکت کند و یا دارای شاخصه روایی پویایی باشد. داستان از خانه «کریم بوستان» به میدان میوه‌تره‌بار و از حجره چاوش به خانه بوستان! سئوال قابل اعتنای بی‌پاسخی وجود دارد که لهجه و لحن مشترک همه این افراد چاله میدانی (تحت تاثیر سینمای کیمیایی) است، چه افرادی که داخل میوه‌ وتره‌بار کار می‌کنند، چه زنان سریال که زنان خانه‌اند. چند درصد مردم ایران اینچنین با یکدیگر حرف می‌زنند؟ مدیران تلویزیون تا این گویش، لاتی- لمپنی را با وصف صبا و سعید نعمت‌الله جهانی نکنند، دست از چنین ساختار مستاصلی نخواهند کشید. به هر حال ضعف و آگاهی تخصصی مدیران سیما، مدیران گروه فیلم سریال را دیالوگ‌های پرطمطراق از این دست پنهان می‌کند و اغلب مدیران مرعوب یا شیفته چنین دیالوگ‌هایی هستند.

اگر ناظران پخش سریال، از قسمت سوم تا چهاردهم را دور می‌ریختند، در حد فاصل این دو قسمت اتفاق خاصی در متن داستان نمی‌افتاد. این «استیصال متسلسل» در ادامه به ایستایی سریال دامن می‌زند و به پاشنه آشیل آن تبدیل می‌شود. سریال برادرجان توسعه دهنده خشونت خانوادگی استو کاسه پرخون چشم‌ شخصیت‌ها را می‌نمایاند و این میزان خون  از این چشم به آن چشم (از چاوش به کریم بوستان) حتی دراماتیک هم نیست. در ساختاری که عنوان استیصال متسلسل را بدان نسبت دادیم برای آب بستن در سریال‌ شخصیت‌ها تغییر می‌کنند و دوباره به جای اصلی خودشان باز می‌گردند.

در کدام شبکه تلویزیونی استانداری چنین روایتی که حرکت نمی‌کند و شخصیت‌ها مثل مار دور خودشان می‌پیچیند، عزم تولیدش وجود دارد.  نوعی عقب‌ماندگی و واماندگی در شخصیت‌ها وجود دارد که همان ضعف‌ها با دیالوگ‌های پرطمطراق تبدیل به سریال شده است.

در ادامه تشریح استیصال متسلسل باید به بخش دیگری از سریال اشاره کنیم. کریم بوستان آراز را به خانه‌اش می‌برد، آب و دانه می‌دهد و کنارش می‌خواباند و قرار می‌شود، آراز در مورد حق تلف شده‌ کریم بوستان شهادت بدهد، تا پدرش آرام گیرد. در همان قمست با یک جدل خواهر همه چیز را فراموش می‌شود، گو اینکه این تصمیم آراز بود که برود شهادت بدهد تا پدرش آرام گیرد اما به کریم بوستان می‌گوید، قسم را از روی من بردار. حتی خود آراز هم بی‌خیال این ماجرا شده است. دو قسمت دیگر که می‌گذرد دوباره هوس گواهی دادن و لیلا تواما به سر لیلا می‌زند. مخاطب دائما با تغییر واکنش شخصیت‌ها مدام روی یک چرخ بی‌هدف می‌گردد.

کریم بوستان 15 سال منتظر این فرصت است که حقش را بگیرد و با شهادت آراز به سهمش برسد. با علم به اینکه چاوش مخالف شهادت است. عزم بوستان بسیار جزم است ناگهان در دیالوگی عقب‌مانده می‌گوید که نمی‌خواهد بانی اختلاف میان دو برادر شود و کریم بوستان بی‌خیال می‌شود اما دو قسمت بعد دوباره برای بازپس‌گیری حقش اقدام عاجل قضایی می‌کند.

«آراز» لیلا را فراموش می‌کند و قید ازدواج با او را می‌زند دو قسمت بعد فیلش هوای هندوستان می‌کند و با لیلا کارش تا ازدواج پیش می‌رود و با در نظر گرفتن چنین مصادیقی، ساختن چنین سریالی پایمال کردن حق‌الناس نیست؟ بودجه ملی، وقت ملی مخاطبان روزه‌دار، آیا سرمایه‌هایی (حق الناس) برای تلف کردن بابت سریالی نیست که کل قصه‌اش را می‌توان در 18 کلمه تعریف کرد. برادرجان مثل اغلب تولیدات سیما، سریال نیست، بلکه یک ریالی سیاه است.

وقتی به جای سریال، یک‌ریالی‌ سیاه به مردم عرضه‌ کرد‌ه‌اند، حقوق مخاطبان را پایمال کرده‌اند و همچنان غرور به مدیران اجازه نمی‌دهند تا درک کنند این رسانه ملی است و عزم انتصابی‌ها بر این مدار استوار است که همه چیز خلاصه شود به «وصف صبا». وقتی به پایان رمضان هم برسیم با آراسازی و درصد مخاطبان از عوامل ساخت به خاطر کم‌فروشی و کم هنری تجلیل می‌کنند.

وقتی بودجه یک سریال‌ را از رسانه ملی دریافت می‌کنید و به اندازه «یک ریال» قصه عرضه نمی‌کنند و با تغییرات رفتاری مازوخیستی چند شخصیت کلیشه‌ای، یک قصه بیهوده را کش می‌دهند، آیا حق الناس را در گرانمایه‌ترین ماه خدا تلف نکرده‌اند؟ در واقع سریالی که قصه‌اش لاغر است و بیهوده کش پیدا می‌کند و مولفان سعی می‌کنند با حضور علی نصیریان را بپوشانند، حق‌الناس تلف شده است.

متاسفانه قصه سریال «برادرجان» یک ریال در آن پویایی نیست. اگر یک فیلمنامه سینمایی 90 دقیقه‌ای با کلی تنش، عربده، آه و فریاد و فغان ماتم به اندازه 10 قسمت گسترش بدهیم به سیاق شخصیت چاوش، پایمال کننده حق‌الناس خواهیم بود!

«نعمت‌الله» از رستگاران، زیر هشت، جراحت، شیدایی، دیوار، مادرانه، مدینه، میکائیل، پشت بام تهران، زیرپای مادر، عقیق، برادرجان، همینطور یک نفس و شکل هم، سریال نوشته است، بر اساس موقعیت‌های مشابه، بدون جذابیت دراماتیک.

اگر نعمت‌اله چنین آثاری را در هر کشور دیگری می‌نوشت و تلویزیون ملی آن را  پخش می‌کرد، قطعا به توسعه و اشاعه خشونت در خانواده، متهم می‌شد. اما در رسانه ملی، با گریز از وجوه دراماتیک منطقی، خشونت‌طلبانه‌‌ترین کنش‌های خانوادگی به عنوان سمبلی از ارزش با عنوان حق‌الناس ارائه می‌شود.

هر چقدر هم به رویه پرتنش، پردیالوگ و پر اضطراب نعمت الله انتقاد منتشر می‌شود، هیچ کدام از مدیران رسانه ملی این انتقادات را به دمپایی زیر میزشان هم حساب نمی‌کنند.

طی 10 سال گذشته، صدها مدیر و آمده‌اند و رفته‌اند باز هم در هر نوبه مناسبی در تیتراژ سریال‌های مناسبتی می‌خوانیم، موسسه فرهنگی هنری وصف صبا، سعید نعمت‌اله. صد مدیر دیگر هم تغییرکند، چون ساختار تولید در ید مجموعه‌ای خاص است، هیچ تغییری در محتوای آثار صدا و سیما حاصل نخواهد شد.

این مسئله که سند سریال سازی یک شبکه را پس از تحولات یک سال اخیر مدیریتی به نام  سه الی چهار تهیه‌کننده زده‌اند، آیا این رویه و ایجاد انحصار، جلوگیری از بروز هر استعداد جوانی که قدرت تالیف دارد، نیست؟

آیا انحصارگرایی در تولید، در شبکه سوم سیما، با شعار حق الناس سریال برادرجان همخوانی دارد؟ اینکه تمامی سریال‌های تلویزیون را در 10 سال گذشته 10 نفر مشخص به تعداد انگشتان دست می‌نویسند و تهیه‌می‌کنند، پایمال کردن استعدادهای جوان و نوظهور نیست؟

اگر درهای تولید در رسانه ملی به روی جمعیت جوان کشور باز شود و  استعداد‌های واقعی وارد دایره همواره  بسته، رسانه ملی شوند، قطعا حاصل کار تنوع خواهد بود. از همان قسمت نخست که نام نعمت‌اله در تیتراژ بود، می‌توانستیم حدس بزنیم که روایت این سریال، مثل تمامی آثار نعمت‌اله درباره انفصال خانوادگی است.

کلید تمامی قصه‌های و فیلمنامه‌هایی که قابلیت سریال شدن دارند، فقط در دستان سعید نعمت‌الله نیست. ستایش‌گرایان اشعار دراماتیک نعمت‌اله، طعم درام و نمایش واقعی را نچشیده‌اند و اگر چشیده بودند، محصول کارشان «برادرجان» نبود. حتی اسم‌ سریال‌ها حاوی یک مضمون فرامتنی است که همه برادرها در شبکه پخش کننده گردهم آمده‌اند.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=56112
image_print
برچسب ها: برادرجانسعید نعمت اللهمحمدرضا شفیعیوصف صبا
نوشته قبلی

انتصاب اعضای شورایعالی اکران بدون هر گونه نوآوری⇐با حضور مدیرعامل چندشغله خانه سینما+مدیر مادام العمر(؟) پردیس ارگانی آزادی+رییس منفعل شورای صنفی نمایش+مدیر پخشی که اکران را بلعیده+چند نفر دیگر

نوشته‌ی بعدی

درمیشیان، تهیه کننده موزیکال(؟) مهرجویی شد+صدور پروانه برای تهیه کننده شکست خورده اوج+همسر مدیرعامل ابوالمشاغل با ادای دین به کرم پور(؟!) پروانه گرفت!

مطالب مرتبط

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

16 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در سالهای اخیر تئاتر ایرانی رویکرد متفاوت‌تری نسبت به جلب مخاطب داشته است و با گذر از جریان...

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در چند دهه اخیر هم در تلویزیون و هم در سینما آثار متعددی درباره محیط زیست و تقابل...

رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

6 مرداد 1405

سینماروزان/حامد مظفری: شنیدن خبر رونمایی از سامانه تسهیم عواید فروش سینماها توسط رائد فریدزاده رییس سازمان سینمایی، دود از کله...

نوشته‌ی بعدی
یک مقام سینمایی به سینماژورنال: مشکل اکران “خانه دختر” و “نهنگ عنبر” در حال رفع است

درمیشیان، تهیه کننده موزیکال(؟) مهرجویی شد+صدور پروانه برای تهیه کننده شکست خورده اوج+همسر مدیرعامل ابوالمشاغل با ادای دین به کرم پور(؟!) پروانه گرفت!

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    100 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    96 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 38 توئیت 24
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • دستور اکران فیلم توقیفی نورالدین کیانوری و ناخدا افضلی+اکران دو فیلم دیگر

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • افشای نون‌دونی تازه‌ی ارگانی‌سازان خاموش⇐تور فیلمسازی شهدا!

    16 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • صدور پروانه برای یک روحانی!+صدور پروانه برای فرمانده‌ی آتش به اختیار+صدور سه پروانه دیگر

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

ادامه موفقیت‌های جهانی «ماه کوچولوی من»؛ حضور در جشنواره ماربیا اسپانیا

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

دو قصه فضایی تازه، با دوبله اختصاصی، در نمایش خانگی/ «اربابان جهان» و «شهر ستارگان» را فارسی ببینید!

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

دور جدید اجراهای نمایش کمدی «مادرکیو» در عمارت نوفل لوشاتو/ بازیگران معرفی شدند

تبلیغات

ویژه ها

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی
خبر وسط

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

16 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در سالهای اخیر تئاتر ایرانی رویکرد متفاوت‌تری نسبت به جلب مخاطب داشته است و با گذر از جریان...

ادامه مطلب
«مصادره» در آستانه 2میلیارد قرار گرفت/«به وقت شام» و «لاتاری» با انبوه سالن و تیزر در حسرت میلیارد/«خرگیوش» با حداقل سالن در مرز 300میلیون قرار گرفت/«فیلشاه» 100میلیون را رد کرد/«فراری» به 100میلیون هم نرسید+آمار کامل فروش

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

16 مرداد 1405
مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

15 مرداد 1405
چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405
ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

13 مرداد 1405
احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

12 مرداد 1405
لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

12 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم