• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
سه‌شنبه 27 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه گزارش

در تحلیل رسانه دانشگاه آزاد بر فیلم “مرد بازنده” مطرح شد ⇐اصلا از امنیتی‌ها بد نمی‌گوید یا نقدشان نمی‌کند!/امنیتی‌ها با پلیس فیلم مشکل ندارند!/ماجرای پلیس و امنیتی‌ها نظیر ماجرای موسی و خضر است!

14 بهمن 1400
در گزارش
0 0
A A
0
فیلم مرد بازنده

فیلم مرد بازنده

سینماروزان: “مرد بازنده” تازه ترین فیلم محمدحسین مهدویان ورای نظرات متفاوت در مساله رقابتی که میان نیروی انتظامی و نیروی امنیتی نشان می‌دهد، مورد مداقه قرار گرفته.

روزنامه فرهیختگان منسوب به دانشگاه آزاد در تحلیلی بر “مرد بازنده” مدعیاتی را طرح کرده درباره ربط پلیس فیلم با نیروهای امنیتی.

متن تحلیل فرهیختگان را بخوانید:

بلافاصله بعد از دیدن فیلم «مرد بازنده»، اولین الگویی که در خاطره و ذهن هر مخاطبی زنده می‌شود، مامورهای کله‌شق سینمای آمریکاست؛ همان پلیس‌ها یا نیروهای امنیتی آرمانخواهی که حتی وقتی اداره محل کار یا کل سیستمی که جزء آن هستند فاسد باشد، دست از آرمان خودشان برنمی‌دارند. این روشی است که سینمای آمریکا انتخاب کرده تا توسط آن بتواند هم نقد کند، نقدهای کوبنده و هم تمام سیستم متلاشی نشود. در این نوع فیلم‌ها ممکن است حتی شخص رئیس‌جمهور را فردی خائن و فاسد نشان بدهند اما یک مامور جزء می‌تواند پرچم آرمانخواهی را بالا نگه دارد و مهم آرمان است، پرچم است، نه اشخاص.

البته در مرد بازنده حتی یک مامور فاسد هم دیده نمی‌شود بلکه وظایف و نقش افراد و ادارات مختلف با هم فرق دارد اما تیپ مامور کله‌شقی که حتی وقتی مافوق‌هایش از او می‌خواهند کنار بکشد، فراتر از قانون یا هنجارهای اداری رفتار می‌کند، شبیه همان تیپ مألوف و شناخته‌شده سینمای آمریکاست. نسخه‌های آمریکایی زودتر به یاد می‌آیند، چون سینمای امروز آمریکا همچنان فعال و پویاست و سال‌ها از دوران اوج فیلم‌های پلیسی در فرانسه می‌گذرد؛ وگرنه ریشه‌های فرانسوی این فیلم هم کاملا جدی هستند. یک شخصیت دیگر که احمد خسروی خیلی به آن شبیه است را می‌توان کارآگاه مگره دانست؛ کمیسر معروف و افسانه‌ای ادبیات فرانسه که روی سینمای این کشور و بخش اعظم فیلم‌های جنایی و نوآرهای سوسیالیستی آن تاثیر عمیقی گذاشت. جرج سیمنون در داستان‌های کارآگاه مگره، به زوال بورژوای فرانسوی و ویژگی‌های طبقه نوکیسه این کشور هم ضمن پیش‌بردن ماجراهای جنایی‌اش توجه ویژه‌ای داشت. حتی این اتفاق عینا در یکی از داستان‌های مگره رخ داده بود که کمیسر، یک قاتل زن را فراری داد؛ قاتلی که اگرچه از لحاظ قانونی مجرم بود، اما به لحاظ وجدانی نمی‌شد مجرمش دانست. البته به نظر نمی‌رسد فیلمنامه مرد بازنده تحت‌تاثیر داستان‌های سیمنون نوشته شده باشد بلکه این فیلم از سینمای فرانسه تاثیر گرفته و اینچنین باواسطه از داستان‌های سیمنون هم متاثر بوده است.

یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های کارآگاه مگره که در فیلم‌های مختلفی از سینمای فرانسه و سایر کشورهای دنیا به تیپ پلیس‌های دیگر اضافه شد و ظاهرا از طریق آن فیلم‌ها به مرد بازنده سرایت کرده، غیبت‌های ناگهانی او برای حل پرونده‌هاست. مگره به همراه همسرش در سالن سینما، سالن اپرا یا رستورانی که محل برگزاری سالگرد ازدواج‌شان است، نشسته یا اینکه حتی با مادام مگره در سفر است اما ناگهان می‌شنود که سرنخی پیدا شده یا اتفاقی افتاده که حس می‌کند باید خودش برای پیگیری آن در محلی به‌خصوص حضور داشته باشد. همین می‌شود که ناگهان خلوت خانواده را ترک می‌کند و می‌رود. احمد خسروی هم دقیقا همین رفتار را انجام می‌دهد با این تفاوت که همسر او دیگر در قید حیات نیست و برخلاف مگره که نتوانسته صاحب فرزند شود، خانواده برایش در فرزندان خلاصه می‌شود.

خیلی از پلیس‌های سینما در سراسر دنیا با فرزندان‌شان چالش‌های جدی تربیتی و تفاهمی دارند و احمد خسروی هم مثل آنها یک ماجرای پدر و پسری دارد که البته به اندازه کافی ایرانی است و شاید بتوان نظیر آن را در فیلم‌های حاتمی‌کیا سراغ گرفت. تضارب نسل‌ها، تفاوت سبک زندگی و چیزهای مختلف دیگری که عمدتا مابه‌ازای ایرانی دارند، بین این پدر و پسر چالش‌هایی ایجاد کرده است. درکل از آنجا که روساخت و عناصر تکنیکی قصه مرد بازنده از فیلم‌های پلیسی نوآر فرانسه و نئونوآر آمریکا وام‌های فراوانی گرفته، باعث می‌شود خیلی‌ها تصور کنند با داستانی که شبیه داستان‌های خارجی است، طرف شده‌اند. با همه این احوال، مرد بازنده چیزهای دیگری هم دارد که نمی‌شود معادل خارجی برایشان پیدا کرد و کاملا ایرانی‌اند و محمدحسین مهدویان اکثر این موارد را از سینمای خودش وام می‌گیرد. عمده‌ترین جنبه کاملا ایرانی در این قصه، نیروهای امنیتی آن هستند.

مهدویان در ماجرای نیمروز به عالی‌ترین وجه توانسته بود تیپ‌های جالبی از نیروهای امنیتی ایران بسازد؛ تیپ‌هایی که نمی‌شد برایشان در CAI و mi6 یا نمایش‌های هالیوودی از نیروهای این دو نهاد، معادل‌هایی پیدا کرد و هرچند متعلق به دهه شصت بودند، برای امروز هم کاملا ملموس به نظر می‌رسیدند. حالا مهدویان درحالی داشت سراغ ساخت یک پلیس ایرانی می‌آمد که در حاشیه فعالیت این پلیس، نیروهای امنیتی هم فعال بودند. پلیس او از نوآر فرانسه و نئونوآر آمریکا وام می‌گرفت اما نیروهای امنیتی‌اش ایرانی بودند و از خود مهدویان وام گرفته بودند. البته این امنیتی‌ها به اندازه مردان امنیتی ماجرای نیمروز رئال نیستند و خودشان را به سطح باقی عناصر قصه رسانده‌اند، اما به هرحال ریشه در چیزی داخل سینمای ایران دارند.

امنیتی‌های مرد بازنده هم مثل سلف خودشان در ماجرای نیمروز، باهوشند و جلوتر از هرکسی، هر چیزی را می‌دانند اما عجولانه رفتار نمی‌کنند و حتی در فرم روساختی هم به دهه‌شصتی‌های ماجرای نیمروز شبیه هستند؛ مثلا کنار چرخ لبوفروشی با بقیه قرار می‌گذارند و… به عبارتی نسبت بین نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی این فیلم، یا به طور دقیق‌تر نسبت میان احمد خسروی (با بازی جواد عزتی) و رسول (با بازی بابک کریمی) را می‌توان به نسبت میان موسی و خضر تشبیه کرد. موسی بر اساس منطق خودش که منطق سلیمی هم هست، از رفتارهای خضر ایراد می‌گیرد و این ایرادها نابجا نیستند اما حکمتی کلان‌تر پشت آنهاست که اگر موسی بداند، مطابق همان منطق خودش با آنها مخالف نیست. اگر این تشبیه که بعید است لااقل به طور آگاهانه مدنظر خود نگارندگان فیلمنامه بوده باشد را جدی بگیریم، عصبانیت احمد و کشیده‌ای که به گوش اردلان (با بازی مجید نوروزی) می‌زند هم می‌تواند یادآور مشت معروف موسی باشد که باعث مرگ یکی از کارگزاران فرعون شد. اما مشکل مرد بازنده این است که در آن امنیتی‌ها به‌شدت مینی‌مال هستند و حضورشان در سایه است. حتی ممکن است مخاطبی که به اندازه کافی اصطلاحا پلیسی‌باز، یعنی علاقه‌مند به ادبیات و سینمای جنایی و جاسوسی نباشد، نتواند بین این نیروهای امنیتی و نیروهای پلیس تفکیک قائل شود و این قسمت از داستان برایش گنگ باقی بماند.

برای این دسته از مخاطبان باید توضیح بدهیم یک پلیس به‌طور اتفاقی در جریان بررسی یک قتل، سر‌وکارش به پرونده‌ای امنیتی درباره یک فساد اقتصادی می‌افتد و نیروهای امنیتی ناچار می‌شوند این پلیس را از ادامه پیگیری‌هایش منصرف کنند تا به روند کارشان صدمه نزند و تعقیب‌شوندگان این پرونده امنیتی را هوشیار نکند که رخنه‌هایشان لو رفته است. به‌عبارتی یک پرونده جنایی با یک پرونده کلان‌تر و پیچیده‌تر اقتصادی که نیروهای امنیتی پیگیر آن هستند، تداخل پیدا می‌کند. شاید مینی‌مالیسم، آن‌هم درجایی که با حل معمای داستان سروکار دارد، مناسب ژانر پلیسی نیست و ممکن است باعث سوءتفاهم و برداشت غلط مخاطب شود. این قسمت از کار بزرگ‌ترین مشکل مرد بازنده است؛ خصوصا که سوءتفاهمات ایجادشده برای مخاطب ممکن است باعث شوند او همین مینی‌مالیسم را با محافظه‌کاری اشتباه بگیرد. این فیلم اصلا از امنیتی‌ها بد نمی‌گوید یا نقدشان نمی‌کند که در این بدگویی یا نقد، محافظه‌کاری کرده باشد.

سبک کارگردانی مهدویان هم که با نماهای باز، دوربین روی‌دست و نوع خاصی از قاب‌بندی که بیشتر حال و هوای مستند یا خبری دارد، قابل‌شناسایی است، چندان به قواره فیلم‌های پلیسی نمی‌خورد یا لااقل کسی به این ترکیب عادت ندارد. اگر از این موارد بگذریم و چند حفره داستانی را هم کنار بگذاریم، درکل مرد بازنده فیلم سرگرم‌کننده‌ای است. شاید این فیلم در چالش‌گری با مفاهیم حیاتی اجتماع ما چندان پیش‌رو نباشد و به همین دلیل کمتر در خاطره‌ها بماند اما از آن جهت که پس از سال‌ها، نخستین تلاش مجدد برای ساختن یک فضای جنایی در ایران معاصر بوده، اثری قابل‌توجه است و همین که بتواند بی‌آنکه به ترهات زرد سیاسی یا مسائل غیراخلاقی متوسل شود، مخاطبش را سرگرم کند، بخش عمده‌ای از رسالت سینمایی‌اش را انجام داده است.

 

 

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=67541
image_print
برچسب ها: سایت سینما روزانسینماروزانمرد بازنده
نوشته قبلی

#شب_طلایی؛ زرد ماسک‌دار با خواهران #نیسان_آبی

نوشته‌ی بعدی

#ملاقات_خصوصی؛ نفر ششم بهتر از پری و هوتن!

مطالب مرتبط

گیشه سینما

تسهیم بدون رونق=تقسیم فقر !/مولودی ناقص‌الخلقه‌ به نام «تسهیم از مبدأ»

20 مرداد 1405

سینماروزان: رونمایی مجدد از طرح تسهیم بلحظه‌ی عواید فروش سینماها توسط رائد فریدزاده، در حالی که اصل طرح حدود هفت...

سریال بدنام

۱۲+۱= پایانِ سریال «بدنام»!؟

14 تیر 1405

سینماروزان: سریال بدنام در قسمت سیزدهم خود نه تنها گرفتار نحسی نشد که یکی از کوبنده‌ترین اپیزودها را ارائه داد....

فیلم رستاخیز

فقط حدود سیصد ثانیه!⇐سرانجام انتشار علت‌العلل توقیف فیلم عاشورایی «رستاخیز»!+ویدئو

6 تیر 1405

سینماروزان: فیلم پرهزینه‌ی "رستاخیز" ساخته احمدرضا درویش بعد از رونمایی در جشنواره فجر۳۲، با وجود دریافت پروانه نمایش در دولت...

نوشته‌ی بعدی
#ملاقات_خصوصی؛ نفر ششم بهتر از پری و هوتن!

#ملاقات_خصوصی؛ نفر ششم بهتر از پری و هوتن!

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    101 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    96 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 38 توئیت 24
  • عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

    22 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • اظهارات غیرمنتظره امیرحسین ثابتی درباره سازندگان “قاتل و وحشی”، “پیرپسر” و “غریزه”/مقایسه حمید نعمت‌الله با محمود کریمی!

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • درگذشت کاوه کاویان بازیگر سینما؛ وردست شیرین جمشید آریا/از آمریکا آمد ولی دلزده شد…

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟

مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

سریال «ریمنی» گرفتار نقاهت/معمای یک قتل منتظره؟

ورود «ناپلئون در باغ زردآلو» به سینماهای ایران

سقوط هواپیما در دنیای آرواره‌ها

نبردی برای فردا⇐قهرمان «لاماسو» در روسیه

سونامی سریال «بدنام»/ فینچربازی را بلعید و تناسخ‌نمایی را قورت داد

جیمز باند ۱۱۶میلیارد/زنده‌شور ۹۰میلیارد/استخر ۸۳میلیارد/آنتیک ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما ۵میلیارد/لباس شخصی ۴میلیارد/نبرد با خرچنگ ۲میلیارد+آمار کامل فروش

برنامه «هم‌کلام» در فیلم‌نت

باخانمان؟!⇐اولین پوستر فیلم «سقف» با بازی  سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی و… رونمایی شد+عکس

تبلیغات

ویژه ها

چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟
خبر وسط

چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟

25 مرداد 1405

سینماروزان: اصغر نعیمی کارگردان و نویسنده، در زادروز علی حاتمی یادداشتی با عنوان «چراغ‌هایی که خاموش نشدند» نگاشته و در...

ادامه مطلب
مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

25 مرداد 1405
سریال «ریمنی» گرفتار نقاهت/معمای یک قتل منتظره؟

سریال «ریمنی» گرفتار نقاهت/معمای یک قتل منتظره؟

25 مرداد 1405
سونامی سریال «بدنام»/ فینچربازی را بلعید و تناسخ‌نمایی را قورت داد

سونامی سریال «بدنام»/ فینچربازی را بلعید و تناسخ‌نمایی را قورت داد

23 مرداد 1405
تعیین تکلیف دو فیلم باقیمانده اکران نوروزی به هفته آینده موکول شد/تعیین قیمت بلیت سینماها در سال96 با توافق سینمادار-تهیه‌کننده-توزیع کننده/تعطیلی سینماها از چهارشنبه عصر تا جمعه صبح

جیمز باند ۱۱۶میلیارد/زنده‌شور ۹۰میلیارد/استخر ۸۳میلیارد/آنتیک ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما ۵میلیارد/لباس شخصی ۴میلیارد/نبرد با خرچنگ ۲میلیارد+آمار کامل فروش

23 مرداد 1405
معمای ازدواج گوگوش و مهرداد آسمانی؟!⇐پسرداییِ مهرداد لب به سخن گشود+ویدئو 

معمای ازدواج گوگوش و مهرداد آسمانی؟!⇐پسرداییِ مهرداد لب به سخن گشود+ویدئو 

22 مرداد 1405
اظهارات غیرمنتظره امیرحسین ثابتی درباره سازندگان “قاتل و وحشی”، “پیرپسر” و “غریزه”/مقایسه حمید نعمت‌الله با محمود کریمی!

اظهارات غیرمنتظره امیرحسین ثابتی درباره سازندگان “قاتل و وحشی”، “پیرپسر” و “غریزه”/مقایسه حمید نعمت‌الله با محمود کریمی!

21 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم