• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
سه‌شنبه 27 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه خبر وسط

فیلم “مگالوپولیس”؛ پوچ، بی سر و ته، زمخت!!+فقط یک دقیقه‌ نبوغ!

نقطه‌نظر یک روزنامه‌‌نگار ایرانی درباره "مگالوپولیس" فیلم تازه فرانسیس فورد کوپولا

30 اردیبهشت 1403
در خبر وسط, رک و راست, ویژه
30 0
A A
0
فیلم "مگالوپولیس"؛ پوچ، بی سر و ته، زمخت!!+فقط یک دقیقه‌ نبوغ!

فیلم "مگالوپولیس"؛ پوچ، بی سر و ته، زمخت!!+فقط یک دقیقه‌ نبوغ!

سینماروزان: لادن موسوی روزنامه‌نگار ایرانی که در جشنواره هایی مانند کن و برلین حضوری فعال دارد و ریویوهای خواندنی بعد از رونمایی آثار ارائه می‌دهد، بعد از تماشای “مگالوپولیس” ساخته فرانسیس فورد کوپولا در جشنواره کن۲۰۲۴، تحلیلی عمدتا منفی نسبت به این فیلم ارائه داده که در روزنامه اعتماد منتشر شده.

متن تحلیل را بخوانید:

امسال همه حاضرین در جشنواره کن به‌ شدت چشم انتظار دیدن آخرین ساخته فرانسیس فورد کاپولا بودیم. کارگردان قدر امریکایی که فیلم‌هایی تکرار ناشدنی و بی‌نظیر مثل «پدرخوانده»‌ها، «دراکولا»، «گفت‌وگو» و « اینک آخر زمان» را در کارنامه کاری خود دارد. کاپولا این کارگردان هشتاد و پنج ساله امریکایی پس از سال‌ها غیبت، امسال با فیلم « مگالوپولیس» (کلان‌شهر) در بخش مسابقه اصلی جشنواره کن حضور دارد.

داستان این فیلم که در آن بازیگران بزرگی مثل « آدام درایور»، «شیا لبوف» و «داستین هافمن» بازی می‌کنند در امریکای امروز می‌گذرد اما درامی یونانی است: شهر خیالی«نیو روم» باید عوض شود. این موضوع باعث دعوا بین «سزار کاتیلینا» هنرمند نابغه‌‌ای که می‌‌تواند زمان را متوقف کند و «فرانکلین سیسرو» شهردار به ‌شدت محافظه‌کار می‌شود. درحالی که «سزار کاتیلینا» آرزوی شهری رویایی را دارد، شهردار اما به دنبال ماندن در قالب قدیم و حمایت از پولداران و قدرتمندان است. دختر شهردار که در شهر معروف به جشن و پایکوبی است عاشق «سزار کاتیلینا» می‌شود و شروع به کار کردن برای او می‌کند و کم‌کم با او وارد رابطه می‌شود. پدرش اما از این رابطه به ‌شدت دلخور است و سعی در جدایی این دو دارد… کاپولا سعی در خلق فیلمی جدید و به قول معروف آینده‌نگر دارد اما نتیجه کار متاسفانه به یکی از بدترین فیلم‌های این کارگردان و البته جشنواره امسال کن (تا به اینجا) تبدیل شده است. 
فیلمی که سر تا تهش همین داستان دو خطی است که برای‌تان گفتم و نیم ساعت هم نمی‌شود، دو ساعت باقی‌مانده فیلم متشکل از صحنه‌هایی پر زرق و برق و حراف است که نه سر دارند و نه ته. شخصیت «سزار کاتیلینا» که «آدام درایور» نقشش را بازی می‌کند، از همان ابتدا و پلان اول فیلم تا به انتها، بی‌وقفه در حال مونولوگ‌گویی با جملاتی قلمبه و فلسفی است و از زندگی و مرگ و آینده می‌گوید اما تهش چیزی به تماشاگر اضافه نمی‌کند. این مونولگ‌ها مثل خود فیلم «مگالوپولیس» پوچ‌اند و فقط ظاهری آراسته و زرق و برقی دارند.
کاپولا که روزی یکی از قدرترین کارگردانان جهان بود امروز دیگر حتی نمی‌تواند بازیگران فیلمش را به درستی هدایت کند. تمام این ستاره‌های گران‌قیمت، به صورت اگزجره بازی می‌کنند و هیچ کدام از نقش‌های اصلی فیلم باورپذیر نیستند. نقش‌هایی که حتی به درستی ساخته و پرداخته نشده‌اند شخصیت‌های مرد فیلم یا سیاهند و یا سفید و در هر دو حال زمخت و بی‌لایه هستند و انگار که از داستان شاه و پری که برای کودکان نوشته شده قرض گرفته شده‌اند و اما فاجعه این ساخت و پرداخت‌های غلط در شخصیت‌های زن فیلم به چشم می‌خورد. زمانی که دیگر همه، چه کارگردانان قدیمی و چه نسل‌های جدید، از نقش سنتی زنان فاصله گرفته‌اند، «کاپولا» همچنان در شصت، هفتاد سال پیش، در دهه پنجاه میلادی و زنان سنتی گیر کرده است.

مگالوپولیس ساخته فرانسیس فورد کوپولا
مگالوپولیس ساخته فرانسیس فورد کوپولا

زنان فیلم او دو دسته‌اند: یا به دنبال پول و قدرت‌اند و شیطان‌صفت و به خاطر پول حاضر به هر کاری، حتی خودفروشی و یا آدم‌کشی هستند و یا زنان خوبی هستند که فقط به دنبال آرامش و آسایش شوهران‌شان و بچه آوردن هستند و به غیر از این هیچ فکر و ذکر دیگری ندارند.
«واو پلاتینوم» خبرنگاری است که مدتی هم معشوقه «سزار» بوده اما تا می‌بیند که «سزار» قصد ازدواج با او را ندارد، با پیرمرد بانکدار فوق‌العاده پولداری که سنش از پدربزرگش هم بیشتر است ازدواج می‌کند و سپس تا پای کشتن او با مردان فامیل هم پیش می‌رود. زن خواننده‌ای هم در فیلم وجود دارد که او هم به دنبال محبوبیت و پولدار شدن است و مثلا سوگند به پاکی و باکره بودن خورده. او هم اما دروغگو است و به دنبال شهرت و پول و تا دستش برای مردم رو می‌‌شود، از آن دختر پاک و معصوم به فاحشه‌ای تبدیل می‌شود که برای معروف شدن و جلب‌توجه از هیچ کاری کوتاهی نمی‌کند.

خواننده‌ای که وجودش در فیلم به هیچ دردی غیر از خواندن دو آهنگ نمی‌خورد و نه تنها در جلو بردن داستان نقشی دارد که کمی بعد کاملا از فیلم حذف می‌شود. اصلا دلیل حضور او در فیلم مشخص نیست… زنان به اصطلاح خوب فیلم هم که «جولیا» و مادرش هستند، فقط به فکر همسر و آسایش شوهر و بچه‌داری هستند و کلا سر از هیچ چیزی در نمی‌آورند و اگر دنیا را آب ببرد هم از خواب بیدار نمی‌شوند. شخصیت زن دیگری هم که وجود دارد، مادر «سزار» است که در سه، چهار سکانس نقش دارد و اصلا نمی‌فهمیم چه می‌گوید و چه می‌خواهد…. یکی، دو خاطره و یا چند جمله فلسفی می‌گوید و تمام… مضحک است که کارگردانی که ادعای ساخت فیلمی آینده‌نگر و جلوتر از زمان خود را دارد، حتی آن‌قدر به‌روز نیست که بداند که دوره این‌گونه نقش‌ها و این‌گونه نگاه‌ها به زنان، سال‌هاست که به سر آمده… 

در شهر رویایی که «کاپولا» تصور می‌کند، تنها چیزی که مدرن و آینده‌نگر است معماری ساختمان‌هاست و استفاده از ماده‌ای برای ساخت شهر که خیالی است و در حقیقت وجود خارجی ندارد! «کاپولا» که از هیچ خرجی برای فیلمش کوتاهی نکرده عروسی را در فیلم به تصویر می‌کشد که در آن بریز و بپاش غیرقابل وصفی اتفاق می‌افتد.

عروسی که ناخودآگاه ما را به یاد عروسی اول «پدرخوانده» می‌اندازد و مجبور به مقایسه می‌کند… کاپولا در «پدرخوانده» با عروسی که در اول فیلم به تصویر می‌کشد یکی از بهترین و زیباترین صحنه‌های این فیلم را خلق می‌کند و در عین حال تقریبا تمام شخصیت‌های مهم و اصلی فیلم را به تماشاگر معرفی می‌کند.

درحالی که عروسی «مگالوپولیس» به سیرکی شبیه است که از هر طرفش آتشی برپاست و صدایی می‌ترکد و آن‌قدر پر زرق و پرخرج است که به سختی حتی می‌توان اتفاقات را در آن از هم تميیز داد… و در آخر بود و نبودش، (مثل وجود زن خواننده) فرقی در جلو بردن داستان ندارد.
رویدادی عجیب اما در فیلم رخ افتاد که استثنایی است و بارقه‌ای از نبوغ گذشته «کاپولا» را به ما نشان داد. در اواخر فیلم، ناگهان مردی را دیدیم که روی صحنه آمد و با میکروفون و پایه‌اش در دست، در جلوی تصویر شروع به حرکت کرد. اول همه ماندیم که چه اتفاقی افتاده است و چگونه کسی به خود جرات داده که در جشنواره کن و هنگام پخش فیلم «فرانسیس فورد کاپولا»ی بزرگ روی صحنه برود. لحظاتی بعد متوجه شدیم که این پرفورمنس هم جزو فیلم است.

مرد با میکروفونش در گوشه صحنه، رو به تصویر و پشت به ما ایستاد و مانند یک خبرنگار سوالی را مطرح کرد و «سزار» در فیلم جواب او را داد. مرد سپس پایه و میکروفونش را برداشت و از صحنه خارج شد و رفت… این حرکت جرقه‌ای از نبوغ گذشته «کاپولا» را نشان داد و برای لحظاتی دنیای فیلم و دنیای واقعی، سینما و زندگی، رویا و حقیقت را به‌هم آمیخت. متاسفانه اما، این حرکت عجیب و بی‌مانند کوتاه و لحظه‌ای بود و در همان حد ایده باقی ماند. استفاده‌ای دقیقه‌ای و تک سوالی یک جمله‌ای، این ایده بی‌نظیر را حیف کرد. 

ایده‌ای که البته فقط برای جشنواره کن درنظر گرفته شده، چون حتی با وجود ثروت بی‌حد و حصر «کاپولا»، فرستادن شخصی به تمام سینماهای جهان برای تکرار این صحنه در هر سانس نشدنی است… این صحنه و ورود فیلم به دنیای ما آدم‌های واقعی تنها دقیقه‌ای از فیلم بود که از دیدن «مگالوپولیس» لذت بردم و نشانی از نابغه‌ای که به دنبالش بودم را، هر چند کوتاه و گذرا دیدم. بیش از پنجاه سال از ساخت «پدرخوانده» می‌گذرد، بیش از نیم قرن… و بیش از چهل سال از ساخت «اینک آخر زمان» (۱۹۷۹) که نخل طلای جشنواره کن را برای «کاپولا» به ارمغان آورد هم می‌گذرد. زمان زیادی گذشته است و اینکه من و امثال من به دنبال دیدن شاهکاری در آن حد و اندازه بودیم شاید بیش از اندازه نامعقول و رویایی بود…

در کنفرانس خبری فیلم، «کاپولا» گفت که خوشحال است که هر فیلمی که خواسته را ساخته و هر کاری در زندگی می‌خواسته کرده، چون می‌تواند در راحتی و آرامش بمیرد. من هم تصمیم گرفتم که از غصه خوردن از دیدن زوال چنین کارگردانی، از سقوط این غول بزرگ سینمای جهان دست بردارم و به این فکر کنم که هر چیزی پایانی دارد، حتی «فرانسیس فورد کاپولا» و نبوغش… و باید با آن کنار آمد. مهم این است که «کاپولا» روزی، روزگاری شاهکارهایی را خلق کرد که آنها همیشه پایدارند و هرگز پایانی ندارند.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=81953
image_print
برچسب ها: جشنواره فیلم کن۲۰۲۴فرانسیس فورد کوپولافیلم مگالوپولیسلادن موسوی
نوشته قبلی

مواجهه‌ی مهران مدیری با خبره‌های “گل یا پوچ”+اولین تصاویر

نوشته‌ی بعدی

«مادرکشی» به «مستندهای ایران‌شناسی» رسید

مطالب مرتبط

تلخ و شیرین سفر اجباری⇐رونمایی از تیزر کمدی «سقف» با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی+ویدئو 

تلخ و شیرین سفر اجباری⇐رونمایی از تیزر کمدی «سقف» با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی+ویدئو 

26 مرداد 1405

سینماروزان: اولین تیزر فیلم کمدی «سقف» منتشر شد. ‌‌ «سقف» روایتگر تلخ و شیرینِ سفری اجباری در پی اتفاقی غیرمنتظره...

چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟

چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟

25 مرداد 1405

سینماروزان: اصغر نعیمی کارگردان و نویسنده، در زادروز علی حاتمی یادداشتی با عنوان «چراغ‌هایی که خاموش نشدند» نگاشته و در...

مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

25 مرداد 1405

سینماروزان: پروا خواننده موسیقی سنتی ایرانی در ۷۷ سالگی در اتریش درگذشت. پروا با نام اصلی معصومه شاه‌پروری، متولد خرداد...

نوشته‌ی بعدی
«مادرکشی» به «مستندهای ایران‌شناسی» رسید

«مادرکشی» به «مستندهای ایران‌شناسی» رسید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    101 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    97 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 39 توئیت 24
  • عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

    22 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • اظهارات غیرمنتظره امیرحسین ثابتی درباره سازندگان “قاتل و وحشی”، “پیرپسر” و “غریزه”/مقایسه حمید نعمت‌الله با محمود کریمی!

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • درگذشت کاوه کاویان بازیگر سینما؛ وردست شیرین جمشید آریا/از آمریکا آمد ولی دلزده شد…

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

تلخ و شیرین سفر اجباری⇐رونمایی از تیزر کمدی «سقف» با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی+ویدئو 

ریلیمو؛ آزمونی برای آینده سریال‌های عمودی

اردوی تاریخ معاصر «کاراگاهان تاریخ» همراه با اکران «لباس شخصی» اجرایی می‌شود/ فرصتی برای کشفِ حقیقت

چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟

مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

سریال «ریمنی» گرفتار نقاهت/معمای یک قتل منتظره؟

ورود «ناپلئون در باغ زردآلو» به سینماهای ایران

سقوط هواپیما در دنیای آرواره‌ها

نبردی برای فردا⇐قهرمان «لاماسو» در روسیه

سونامی سریال «بدنام»/ فینچربازی را بلعید و تناسخ‌نمایی را قورت داد

تبلیغات

ویژه ها

تلخ و شیرین سفر اجباری⇐رونمایی از تیزر کمدی «سقف» با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی+ویدئو 
خبر

تلخ و شیرین سفر اجباری⇐رونمایی از تیزر کمدی «سقف» با بازی سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی+ویدئو 

26 مرداد 1405

سینماروزان: اولین تیزر فیلم کمدی «سقف» منتشر شد. ‌‌ «سقف» روایتگر تلخ و شیرینِ سفری اجباری در پی اتفاقی غیرمنتظره...

ادامه مطلب
چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟

چرا آوینی بر حاتمی تاخت؟/چپ رفت؟ بلندگو شد؟ رسالت‌پذیر نبود؟

25 مرداد 1405
مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

مرگ پروا؛ خواننده‌ی زن ایرانی در غربت

25 مرداد 1405
سریال «ریمنی» گرفتار نقاهت/معمای یک قتل منتظره؟

سریال «ریمنی» گرفتار نقاهت/معمای یک قتل منتظره؟

25 مرداد 1405
سونامی سریال «بدنام»/ فینچربازی را بلعید و تناسخ‌نمایی را قورت داد

سونامی سریال «بدنام»/ فینچربازی را بلعید و تناسخ‌نمایی را قورت داد

23 مرداد 1405
تعیین تکلیف دو فیلم باقیمانده اکران نوروزی به هفته آینده موکول شد/تعیین قیمت بلیت سینماها در سال96 با توافق سینمادار-تهیه‌کننده-توزیع کننده/تعطیلی سینماها از چهارشنبه عصر تا جمعه صبح

جیمز باند ۱۱۶میلیارد/زنده‌شور ۹۰میلیارد/استخر ۸۳میلیارد/آنتیک ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما ۵میلیارد/لباس شخصی ۴میلیارد/نبرد با خرچنگ ۲میلیارد+آمار کامل فروش

23 مرداد 1405
معمای ازدواج گوگوش و مهرداد آسمانی؟!⇐پسرداییِ مهرداد لب به سخن گشود+ویدئو 

معمای ازدواج گوگوش و مهرداد آسمانی؟!⇐پسرداییِ مهرداد لب به سخن گشود+ویدئو 

22 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم