سینماروزان/محمد شاکری:
+کیفیت بصری قابل اعتنا و تلاش جهت بومی سازی صحنه و فضا گهگاه حتی بهتر از آثار رئال!
+داستان پردازی خیال انگیز و زدن به دلیل تاریخ و ابرقهرمانانی که بچهها عاشق ش هستند.
+مفرح کردن روایت با تنوع چهره سازی، استفاده از لهجههای مختلف از شمالی تا شیرازی و آذری و حتی وارد کردن بی بی قصه های مجید…
-تکیه بیش از حد بر تفاوت رفتاری بهرام و رفیقش جانا؛ به سبک علی بی غم و حسن جغجغه! زنده باد فیلمفارسی که همیشه جواب میدهد.
+رخوت پلیس ها که اغلب میخواهند بگویند سرقت در حوزه استحفاظی آنها، نادر است!
-تزریق مداوم الهمان های مذهبی مثل مسجد و نماز و ..، حس سفارش میدهد. درست است که باید خواسته های ارگان حامی را برآورده کرد اما بهتر آن که برایش خط و ربط منطقی برآورد.
+تصویری واقعی از افسارگسیختی جغرافیایی شهرها که همه جور تیپ و همه جور خودرویی در خیابانهایش است؛ از پیکان تا سانگ یانگ و از ژیان تا سمند و از بخاری ارج تا هوندا سی جی ۱۲۵
+بزی تاریخی که وارد داستان میشود و حرف زدن سبک تاریخی، خندهدار و هیجان انگیز و یادآور کارتونهای دهه شصتی!

+قرار دادن آوازخوانی رپ و پاپ با سنجابی که شبیه دی جی است برای حل کودکان ایده بدی نیست ولی -میشد این ساخت موسیقی را جدی تر گرفت تا قطعات بدردبخور ی درآید نه ساده ترین ریتم و سهلالوصولترین کلام. موسیقی را هم بهاندازه تصویرسازی جدی بگیرید!
+فرهنگ سازی کم و بیش جواب میدهد به خصوص در زمینه چگونگی برخورد با آثار باستانی که همچنان کم نداریم یادگارینویسانی که ابنیه تاریخی را با سرویسهای بهداشتی اشتباه میگیرند! چنین آثاری شاید بتوانند سر سوزن تغییری در آموزش کودکان ایجاد کند.








































