سینماروزان: اسفندیار شهیدی فیلمبردار در ۸۰ سالگی مرحوم شد.
اسفندیار شهیدی زاده ۱۳۲۴ در تهران و دانشآموخته فیلمبرداری از کالج ملی فیلم لندن بود.
شهیدی در ابتدای انقلاب به ایران آمد و مشغول تدریس در دانشکده صداوسیما شد و در اواسط دهه شصت و با مدیریت فیلمبرداری “تشکیلات”(منوچهر مصیری) وارد کار حرفه ای فیلمبرداری شد.
او با وجود آن که یک استاد دانشگاه موفق بود و فیلمبرداران بسیاری را پرورش داد اما در سینما بیشتر به عنوان فیلمبردار آثار تجاری اکشن نظیر خانه ای مثل شهر(حجت سیفی)،گریز(ناصر مهدی پور)، یاران(ناصر مهدی پور)، حرفهای(اسماعیل فلاح پور) و…، شناخته شد.
مهمترین کارهای شهیدی به عنوان فیلمبردار در تلویزیون رخ داد؛ او مدیریت فیلمبرداری دو سریال پس از باران و او یک فرشته بود را انجام داد که هر دو در زمره آثار ماندگار تلویزیون هستند.
اسفندیار شهیدی از جمله فیلمبردارانی بود که بسیار طرفدار حرفهایگری بود و کمبودهای سرصحنه را برنمیتابید و در عین حال بسیار سوال میکرد و تا قانع نمیشد، کار را شروع نمیکرد.

اسفندیار شهیدی سابقه حضور در جنگ به عنوان فیلمبردار را هم داشت و ازجمله در گروه شهید مصطفی چمران به عنوان فیلمبردار حاضر بود. خودش درباره آن روزها به آیفیلم گفته بود: گروهی حدوداً صدنفره بودند که شب برای عملیات حرکت کردند و من هم به عنوان فیلمبردار همراهشان شدم. دوربین ها بسیار دوربین های سنگینی بودند. بعدها فهمیدم که این ها می خواهند بروند عملیاتی را در مرز عراق انجام بدهند. من با همان روحیه اروپایی خودم که بعد از چندین سال از خارج آمده بودم، خودم را از آنها بهتر میدانستم و غر می زدم که چرا به من مثلا جلیقه ضد گلوگه و تفنگ و… نمی دهید… این طفلکی ها بچه اصفهان بودند و با صبر و بردباری چیزی نمی گفتند. ما رفتیم در دل شهر، با خودم فکر کردم که اگر بخواهند فیلمبرداری بشود، من چه کار کنم؟ چطور فیلمبرداری کنم؟ رسیدیم به جایی که میدان مین بود و قرار بود رزمنده ها از این میدان عبور کنند؛ اما راه را گم کرده بودند و هرچه گشتند پیدا نکردند. بعد دیدم یکیشان رفت پای درخت ایستاد و گفت الله اکبر و خوابید زمین! یکی دیگر هم از آن راه رفت و گفت الله اکبر و یک مین دیگر زیرش منفجر شد، بعد نفر سوم و چهارم؛ فهمیدم این ها دارند روی این مین ها پل می زنند. باور نمی کردم که واقعا این اتفاق بیفتد. آخر سر فرمانده گفت: شما نمی آیید؟ گفتم: از کجا بیایم؟ گفت: از روی اینها! و تردید مرا که دید، گفت: هر طور میل داری… و شروع کرد به رفتن. من دیدم در این شب تاریک، تنها مانده ام. از ترس روی آنها راه رفتم و … از آن شب به بعد نگاه من به جنگ به شدت عوض شد.
از اسفندیار شهیدی فرزندی به نام نیلوفر شهیدی مانده که بازیگر است.






































