• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
جمعه 16 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه خبر وسط

اهل کلیسا رفتن نبود! 

یادی از آرشاک قوکاسیان به همراه مرور گفتگویی جذاب با این صدای ماندگار 

16 آذر 1403
در خبر وسط, ویژه, یک سکانس سینمایی
13 0
A A
0
آرشاک قوکاسیان

آرشاک قوکاسیان

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: چندی پیش مثل خیلی شب های دیگر بی خوابی به سرم زد و رفتم تلویزیون را روشن کردم  دیدم مستندی به کارگردانی ابوالفضل توکلی در باره آرشاک قوکاسیان در حال پخش است…

 

در این مستند خصلت های برخی از ما ایرانی‌ها که خوش‌استقبال و بدبدرقه هستیم تکرار شونده آمد. خیلی از ماها  با اصرار می خواهیم هنرمندان مقیم خارج از کشور را به این طرف بکشانیم و مدتی هم در کنارشان هستیم و بعدش هم آنها را تنها ول می کنیم تا دوباره برگردند و یا دق کنند.

 

نمونه اش محمد مطیع است که به روایت خودش برای کاری شخصی به ایران آمده بود و محمدرضا ورزی می‌بیندش و با اصرار فراوان در کشور نگهش می دارد و در سریالش از او استفاده می‌کند ولی… محمد مطیع تنها ماند. یک بار به خانه اش که آن دوره در خیابان سراج بود رفته بودم، دیدم که تک و تنها در آپارتمانی بزرگ زندگی می کرد چون زن و بچه هایش آن ور بودند و تمایلی برای برگشت نداشتند و از برخوردهای بعد از بازگشت، گلایه مند بود. مطیع در تنهایی و بر اثر بیماری قلبی از دنیا رفت و سالهای آخر هم کسی سراغش را نمی گرفت و هرازگاهی تماسی بین ما ردوبدل می‌شد و پر از افسوس و درددل از همکارانی که مدعی رفاقت هستند ولی در همان پیش تولید و برای دو ریال کمتر خرج کردن، دستیار و هنرور را می‌گذارند جای بازیگر حرفه ای و…

 

این اتفاق برای پرویز کیمیاوی نیز رخ داد؛ او را نیز برای فیلم ساختن به ایران کشاندند ولی در این قضیه ناکام بود( به جز یک فیلم) تا سرخورده دوباره به پاریس برگردد و یادم هست که در همان دوره حضور در ایران چنان از سرکار گذاشتن ناراحت بود که جز دریغ و حسرت برایش باقی نمانده بود. عین این اتفاق برای حبیب محبیان هم افتاد که اگرچه مجوز بازگشت به وطن گرفت ولی نتوانست نه آلبوم دهد و نه اجرای زنده داشته باشد…

 

آرشاک قوکاسیان نیز به اصرار برخی سینماگران و ازجمله حامد بهداد بدون زن و فرزندانش به ایران برگشت و بهداد در مراسم بزرگداشتش با حرارت گفت: استاد قوكاسيان عزيز با چه زباني بگوييم که شما را مي‌پرستيم و دوست‌تان داريم. با چه زباني بگوييم که عاشق شما هستيم. چگونه بگوييم که چقدر از شما چيزهاي زيادي ياد گرفتيم. شايد بسياری لحظه‌ها آمد و رفت و ما افتخار آشنايي با شما را از نزديک بدست نياورديم…

 

شنیدن این نوع جملات  پاسداشت  مناسبی برای  آدمهای  با خرد، ساکت ، آرام و مهربانی مثل قوکاسیان بود که کمتر از استحقاقشان قدر دیده بودند و آدم های نان به نرخ روز خوری نبودند و به هدف و اصولشان وفادار بودند. خب از قوکسیان سن و سالی گذشته بود و در آن زمان تنها بود و کسی را نداشت و بسیاری از خوش‌استقبالان هم شاید به علت مشغله از او فاصله گرفتند و حتی جواب تلفن هایش را هم ندادند و شاید هم شوقشان فروکش کرده بود…

 

برخی با یک بازی و یا  یک کارگردانی و یا یک دوبله در ذهن و خاطره مردم جاودانه و مانا می شوند. آرشاک قوکاسیان دوبلور ارمنی تبار سینمای ایران با گویندگی در نقش سعید کنگرانی در فیلم “در امتداد شب” این ویژگی را به خصوص برای نسل های بعد که این فیلم را در ویدیوهای تی سون با هزار دنگ و فنگ و ترس و لرز در بعد از انقلاب تهیه کردند، ایجاد نمود…

 

اولین مواجهه من با آرشاک برمی گردد به سال ۱۳۹۳ که او چند سالی بود تازه از کانادا به ایران بازگشته بود و مهمانش شدم برای یک گفتگوی تفصیلی. در ادامه مروری کوتاه دارم به بخش های جذاب این گفتگو که با او در یک بعد از ظهر گرم تابستانی انجام شد:

 

زندگی در دوران کودکی

 

اساس زندگی من با کار در طلا فروشی شکل گرفت. شغلی که بعدها در غربت باعث شد مستاصل و درمانده نشوم و بتوانم خرج خانواده ام را در بیاورم و پسر و دخترم بتوانند با رفاه نسبی تحصیل کنند. قدیم ها مدل و نوع نگاه پدرو مادرها با این روزگار فرق میکرد و اصراری نداشتند که بچه برود و حتما تحصیل کند. فقط سواد و خواندن و نوشتن برایشان مهم بود و اصرار داشتند پسرها صنعتی یاد بگیرند که بعدا به دردشان بخورد. مغازه پدرم درچهارراه عزیز خان و در خیابان جامی بود و به جبر پدرم به این سمت رفتم. شش سالم بود و روی تاکید پدرم این کار را انجام دادم و صبح های زود سر کار می رفتم و…

 

آشنایی با سینما و دوبله

 

اصلا با دیدن فیلم تموچین و دوبله معرکه نصرالله محتشم عاشق دوبله شدم. محتشم جای جان وین در این فیلم حرف زد. بیشتر برای فیلم دیدن به سینماهای لاله زار و میدان حسن آباد می رفتم. این علاقه گذشت تا گرفتن مدرک ششم ابتدایی و تا مدتی این کار را ادامه دادم تا تمام فکر و ذهنم دوبله شد. خواستم برای گویندگی تمرین کنم و رفتم چهارراه استانبول و به کتابفروش گفتم که یک نمایشنامه به من بدهید. کتابفروش، هملت شکسپیر را به من داد! کتاب را آوردم خانه و هرچی می خواندم چیزی متوجه نمی شدم. با پرس و جو و پرسیدن از این و آن مفهومش را درک کردم و الان هم بعداز سالها نصفش را از حفظ دارم.

تا اواخر دهه سی در مغازه پدرم همچنان مشغول بودم و برای ورود به دوبله دنبال راهی می گشتم. در آن سالها استودیوهای دوبله زیادی مثل استودیو شهاب وجود داشت و برای ورود به دوبله به آنجا نزد روبیک منصوری مراجعه کردم. بعدش هم در استودیو کاوه با ابوالحسن تهامی آشنا شدم و در مورد علاقه ام به دوبله صحبت کردم که تلفنم را گرفت اما خبری نشد. چند سال بعد در ۱۷-۱۸ سالگی دوباره به استودیو شهاب رفتم که سعید شرافت از من تست گرفت و موقعی که به من متنی را برای خواندن پیشنهاد داد، من بخشی از اتللو را خواندم؛ او به من گفت تئاتر کار کردی؟ و من گفتم نه وشرافت گفت بهتر شد زیرا با تئاتری‌ها مشکل دارد چون آنها درکارشان اغراق دارند وعلاقه ای به متن های محاوره‌ای گفتن ندارند. بعدها با هوشنگ لطیف پور آشنا شدم و بزرگترین درس های زندگیم را از این دو نفر آموختم…

آرشاک قوکاسیان دوبلور برجسته
آرشاک قوکاسیان دوبلور برجسته

دیدگاه دینی 

اهل کلیسا رفتن نبودم. خودم انجیل را می خوانم و اگر چیزی را نمی‌فهمیدم از دیگران می پرسیدم.

 

اولین جمله در دوبله 

 

جمله “شیر و یا خط”  که جوانی در یک کلوب می گفت و در این فیلم که حول و حوش سال ۱۳۳۸ دوبله شد حسین شایگان نقش برایان کید شخصیت اصلی فیلم را دوبله می کرد.

 

حضور در تلویزیون… 

 

در دهه چهل کار دوبله به دلیل راه اندازی شبکه های تلویزیونی زیاد بود و در خیلی از فیلم های تلویزیونی مثل فیلم های برگمان مثل توت فرنگی های وحشی و همچون در یک آئینه گویندگی کردم.

 

فرزندان

 

پسرم فارغ التحصیل رشته هنری از یکی از بهترین دانشگاههای کانادا است و در زرگری هم در دوران تحصیلش به من کمک می کرد و الان در سن پترزبورگ زندگی می کند و دختر و همسرم هم در کانادا زندگی می کند.

 

اولین پس از بازگشت

 

اولین فیلم مهمی که بعد از بازگشت به ایران دوبله کردم، فیلم “هوش مصنوعی” اسپیلبرگ بود که دوست عزیزم امیرهوشنگ زند از من خواست که این کار را انجام بدهم.

 

ساخت مستند درباره زندگیم در کانادا

 

شاهرخ بحرالعلومی روزی برای تعمیر بند ساعتش به مغازه آمد و مرا شناخت و استارت کار از آنجا شکل گرفت… بخش هایی از فیلم ساختار مصاحبه ای دارد و زندگیم مرور می شود. زمان فیلمبرداری این مستند حامد بهداد ، مهناز افشار و بهرام رادان برای حضور در جشنواره تورنتو به کانادا آمده بودند و در بخش هایی از فیلم حضور داشتند.

 

تفاوت؟

تفاوت های بازیگران استار سینمای بعد از انقلاب با ستاره های قبل از انقلاب سینما مثل ناصر ملک مطیعی آن است که در آن زمان سینما مردمی تر بود و واقعا ستاره ها از زندگی شخصی تا زندگی حرفه ای سعی می‌کردند خیلی چیزها را رعایت کنند. البته هر بازیگری در بازه زمانی خودش، قابل ارزیابی است و در مجموع، مقایسه، کار درستی نیست.

 

 

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=85260
image_print
برچسب ها: آرشاک قوکاسیاناحمد محمداسماعیلی منتقد سینماسعید کنگرانی
نوشته قبلی

“زودپز” ۱۹۰میلیارد/”صبحانه با زرافه‌ها” در مرز ۸۲میلیارد/”ببعی قهرمان” از ۵۳میلیارد گذشت/”هفتاد سی” در آستانه ۴۵میلیارد/”باغ کیانوش” ۱۱میلیارد/”شنگول منگول” در نزدیکی ۶میلیارد!/فروش نازل فیلم دیده‌‌شده‌ی کیمیایی!+آمار کامل فروش

نوشته‌ی بعدی

یک چهره‌ی کم‌حرف؛ لیدر فصل چهارم “زخم کاری”؟ 

مطالب مرتبط

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

15 مرداد 1405

سینماروزان: محمد حقیقی سینماگر فعال در امور صدا و تدوین درگذشت. محمد حقیقی کار حرفه‌ای خود را از اوایل دهه...

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در چند دهه اخیر هم در تلویزیون و هم در سینما آثار متعددی درباره محیط زیست و تقابل...

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

13 مرداد 1405

سینماروزان: سریال جنایی «کوری» در حال پخش است و در همین حال برخی مخاطبان از مشکلات صدای نسخه نهایی گله...

نوشته‌ی بعدی
یک چهره‌ی کم‌حرف؛ لیدر فصل چهارم "زخم کاری"؟ 

یک چهره‌ی کم‌حرف؛ لیدر فصل چهارم "زخم کاری"؟ 

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    100 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    96 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 38 توئیت 24
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • دستور اکران فیلم توقیفی نورالدین کیانوری و ناخدا افضلی+اکران دو فیلم دیگر

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • افشای نون‌دونی تازه‌ی ارگانی‌سازان خاموش⇐تور فیلمسازی شهدا!

    15 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • صدور پروانه برای یک روحانی!+صدور پروانه برای فرمانده‌ی آتش به اختیار+صدور سه پروانه دیگر

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

ادامه موفقیت‌های جهانی «ماه کوچولوی من»؛ حضور در جشنواره ماربیا اسپانیا

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

دو قصه فضایی تازه، با دوبله اختصاصی، در نمایش خانگی/ «اربابان جهان» و «شهر ستارگان» را فارسی ببینید!

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

دور جدید اجراهای نمایش کمدی «مادرکیو» در عمارت نوفل لوشاتو/ بازیگران معرفی شدند

انیمیشن‌ها در اکران سیار هم پیشتاز شدند/ رشد ۱۰ درصدی مخاطبان

۱۲۰میلیارد فروش در کمتر از ۲۰ روز/رونق گیشه تابستان با فیلمهای “زنده شور” و “استخر”

تبلیغات

ویژه ها

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت
خبر

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

15 مرداد 1405

سینماروزان: محمد حقیقی سینماگر فعال در امور صدا و تدوین درگذشت. محمد حقیقی کار حرفه‌ای خود را از اوایل دهه...

ادامه مطلب
چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405
ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

13 مرداد 1405
احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

12 مرداد 1405
لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

12 مرداد 1405
آئورت عشق⇐شهاب حسینی+محمدرضا فروتن+آناهیتا افشار در فیلم “بی‌دار”

آئورت عشق⇐شهاب حسینی+محمدرضا فروتن+آناهیتا افشار در فیلم “بی‌دار”

10 مرداد 1405
چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

10 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم