سینماروزان/ احمد محمداسماعیلی: حبیب دهقاننسب جزو بازیگران مستعد شیرازی است که در پی موج مهاجرت بازیگران شیرازی بر اثر فشارهای وارده نسبت به تئاتر و سینما در شیراز- شاید ناشی از ترکشهای جشن هنر شیراز- به تهران آمد. امین تارخ ، جمشید اسماعیل خانی، گوهر خیر اندیش و محمود پاک نیت و… از دیگر هنرمندان شیرازی بودند که به تهران آمدند و خیلی زود در تلویزیون و سینما گل کردند.
دهقان نسب هیچگاه مثل تارخ در هیبت یک ستاره در سینما و تلویزیون جای نگرفت اما به واسطه تجربیات ارزشمندش در رادیو و تئاتر توانست نقش های متفاوت و ماندگاری خلق کند. او در چند همکاری با مهدی فخیم زاده در قالب قهرمان مثبت در دو سریال “فوق سری” و “خواب و بیدار” در نقش دو سرهنگ با ذکاوت، تا حدی شیرین و مقتدر بازی کرد و ضدّقهرمان سمپات و رئیس باند خلافکاران باهوش و بی رحم سریال “حس سوم” که حتی ابایی از کشتن زنش ندارد را با معیارهای جدیدی از خلاقیت، آفرید.
دهقاننسب در عین حال در قالب آدمهای عادی و رئالیستی مثل عموی سرخوش و جدی سریال “در پناه تو” تکیه گاه مناسبی برای بازیگران جوان سریالهای تلویزیونی بود تا هم بازیگری را یاد بگیرند و هم آداب معاشرت هنری را.
در سینما حضور دهقان نسب اگر چه بهاندازه تلویزیون نبود اما چند نقش ماندگار بهخصوص در همکاری با رسول ملاقلیپور و بهرام بیضایی بازی کرد. یکی از این نقشهای به یاد ماندنی نقش فرمانده خشن ، عصبی و به ته خط رسیده فیلم “سفر به چزابه” با بازی بیرونی و اگزجره اوست و دیگری در نقش هاشم برید در فیلم “سگ کشی”-تاجری ورشکسته و تندخو با شمایل تجار جهود -که گدامسلکی باعث شده بود حتی بخاری را روشن نکند و از شدت سرمای دفتر مدام دستهایش را میمالد؛ دهقاننسب بهخوبی و مثل همیشه برونریزانه، سرمای بیرونی محیط را با گرمای شهوت پیوند زده و اولین و آخرین ضربهی فیزیکی را به گلرخ کمالی وارد میکند.

دهقان نسب در کارنامه اش نقش تاریخی در سریال هایی مثل “امام علی” و “مختارنامه” داشته و با این توشه در سریال تاریخی “رویای نیمه شب” در نقش تاجر سرد و گرم چشیده و دانای سنگهای قیمتی بازهم کاراکتر را با مهارت رنگ آمیزی و جذاب کرده است. اینکه سریال را دوست داشته باشیم یا نه و اینکه انتقادات به بازیگران جوانتر سریال و ازجمله بهاره افشاری و روزبه حصاری داریم به کنار، انتخاب درست حبیب دهقاننسب در نقشی مکمل اما کلیدی که پیوند ی است میان عاشق و معشوق، بسیار به درد سریال خورده.
در سریال “رویای نیمه شب” دهقاننسب باز هم نقش مکمل است اما چون ذاتش بازیگر است همچنان بی توجه به اندازه نقش، هویتی زیبا و ماندنی از جواهرفروشی خلق میکند که در برزخی دنیوی-اخروی گیر کرده و میخواهد با سیاست از آن بگریزد ولی هرچه بیشتر میگریزد بیشتر به در بسته میخورد و انگار در حال دوران در سیکلی بی پایان است.
دهقاننسب به خوبی ابعاد یک مرد باتجربه و با سیاست را در رفتارش بروز می دهد؛ او در عین اینکه در خلوتش با کنیزان و محارمش به خوبی یک مرد عاشق پیشه و خوشسر و زبان و شاعر مسلک است در بیرون بهدنبال مدیریت تهدیدها و جلوگیری از سرکشی بیدلیل جوانکی کمتجربه و آرمانگرا است و همین است که بازیش میشود جزو معدود نقشهای موثر و درست اثر و نشاندهندهی اینکه چقدر سرمایهی بازیگری در این مملکت داریم و چقدر ابله هستند آنهایی که بهجای بازیگر میروند و نابازیگر یا دستیاران پشتصحنه را برای نقشهای مکمل پا به سن گذاشته میآورند.


































