سینماروزان/محمد شاکری: بعد از رونمایی محدود فیلم استخر در جشنواره فیلم فجر۴۴-محدود چون در آن زمان در شهرستانها، روی پرده نرفت- گرچه برخی، شوخیهای فیلم را داغ ندانستند ولی وجه زناشویی فیلم به شدت مورد توجه قرار گرفت.
سروش صحت در «استخر» دست روی مسالهی درگیریهای بهظاهر ساده و در باطن، پیچیدهی زن و شوهرهای امروزی گذاشته و در کنار روایت یک رقابت عاشقانهی بیاثر، از نسخهپیچی به سبک رواندرمانگران هم پرهیز میکند و میزند به دل فلسفهی خیامی که چون هستی، خوش باش...
همین وجه با اقبال مخاطبان روبرو شده و می بینیم که در اکران پساجنگ رمضان، استخر به شدت مورد توجه مخاطبان قرار گرفته و وضعیت فروش آن طوری است که خیلی زود از صد میلیارد هم گذر خواهد کرد و با این اقبال حالا حالاها روی پرده خواهد ماند.

صدالبته که فروش بالای این فیلم ممکن است برخی دیگر از کمدیسازان را تحریک کند که دل به دریا زده و فیلم خود را روی پرده بفرستند اما یادمان نرود که اوضاع و احوال پساجنگ مردم ایران کم و بیش شبیه اوضاع کاراکترهای امین حیایی و سحر دولتشاهی در استخر است؛ همان قدر که این دو در نقش مرد و زنی متارکهکرده در برزخ بیم و امید هستند، جامعه هم پس از گذار از دو جنگ دوازده روزه و رمضان، همین وضع را دارد و این سمپاتی ویژهای ایجاد میکند بین ایرانیان و استخر.
کمدی روتین اکران کردن در این شرایط ریسک بالایی دارد چون در این اوضاع اجتماعی، مخاطب پاپکورن را کنار اثری نظیر استخر میخواهد که هم حرف دلش را بزند و هم بی توصیه او را بیندازد در دالان «قدر داشتهها را دانستن…» تا قدری روحش آرام گیرد؛ جز این باشد توانایی رقابت با استخر را نخواهد داشت و زود میافتد.



































