• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
جمعه 16 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه یادداشت

روایت پایه‌گزار سینمای گلخانه‌ای از دهه 60، میوه فروشی خیابان 30 تیر و فاجعه پلاسکو

24 بهمن 1395
در یادداشت
0 1
A A
0
تازه‎ترین اظهارات معمار سینمای گلخانه‌ای⇐با یک شبکه “من و تو” صداوسیما غلاف کرده!!/در فارابی، قاچاقی ماهواره نصب کردیم/باید فیلم مبتذل ایرانی اکران کنیم/شورای پروانه نمایش برای دهه 60 بود و دیگر جواب نمی‌دهد

سیدمحمد بهشتی

سینماروزان: سیدمحمد بهشتی که بسیاری او را پایه گذار سینمای گلخانه ای دهه 60 می دانند در تازه ترین یادداشتی که برای «اعتماد» نگاشته با ذکر خاطره ای از میوه فروشی خیابان 30 تیر نقبی زده است به ماجرای پلاسکو و جایگاه این ساختمان در تاریخ ایران.

متن کامل یادداشت بهشتی را بخوانید:

من در عجبم ز مي‌فروشان كايشان/ زين به كه فروشند چه خواهند خريد

آن سال‌هايي كه در بنياد سينمايي فارابي مشغول بودم، معمولا براي خريد به ميوه‌فروشي‌اي در خيابان سي‌تير مراجعه مي‌كردم. ميوه‌فروشي‌اي كه بيشتر به جواهرفروشي مي‌مانست؛ انگار به جاي سيب و انار و پرتقال، ياقوت و زمرد و عقيق مي‌فروخت. ميوه‌هايش چنان با ذوق روي هم چيده شده بود كه توجه هر رهگذري را جلب مي‌كرد. اما بيشتر از خود ميوه‌ها، اين سكنات ميوه‌فروش بود كه مغازه و كاسبي او را خاص كرده بود؛ باوقار بود و خوش‌بيان. ميوه‌هايش را عزت مي‌گذاشت و با چشم نوازش‌شان مي‌كرد. پيدا بود كه كالايش را حراج نكرده؛ نه خبري از پلاكاردهاي قيمت بود و نه حتي ادعاي ارزان‌فروشي براي ترغيب خريدار. مشتري كه وارد مي‌شد، ميوه‌فروش اول سراپايش را برانداز مي‌كرد و بعد پاسخ مي‌داد. حتي بسيار پيش مي‌آمد كه با جوابي سرسري وي را از خريد منصرف كند. بيشتر از اينكه خريدار، ميوه او را بپسندد او بايد خريدار را مي‌پسنديد و قبل از اينكه ميوه را در ترازوي پيشخوانش بگذارد، مشتري را سبك و سنگين مي‌كرد. مسلما ميوه‌هاي او با بسياري ميوه‌هاي ديگر، به لحاظ شكل و ابعاد و خواص، تفاوتي نمي‌كرد، ولي اين او بود كه به ميوه‌هايش «شخصيت» داده بود و دغدغه‌اش اين بود كه مشتري بفهمد از چه «كسي» دارد چه «چيزي» مي‌خرد! مشتري‌هايش هم كم‌كم ياد گرفته بودند كه بايد شخصيت ميوه‌ها را به جا بياورند و مثلا نگويند «يك كيلو سيب بدهيد» آنان «هر ميوه‌اي» نمي‌خواستند، بلكه قصد خريد «آن ميوه‌ها» را داشتند.
احتمالا هريك از ما به نحوي در زندگي به چنين افرادي برخورده‌ايم؛ كساني‌كه هنرمندانه قادرند شغل‌شان، محل زندگي‌شان و خلاصه هر چيزي كه با آن سروكار دارند را  تبديل به موضوعي ويژه ‌كنند. در واقع آنان هر امر به ظاهر «ناچيز» را «چيزي» مي‌كنند؛ يعني به آن چنان «تشخصي» مي‌بخشند كه مخاطب و متقاضيان «اهل تشخيص» پيدا كند. يك سده‌اي هست كه برخورد اهالي و مديران شهر پاريس با اين شهر چنين است. آنان با معابر و پلاك‌هاي شهري قديمي و جديد، همچون جايي صاحب شخصيت برخورد مي‌كنند. سرگذشت و قصه‌ها و زيبايي‌هاي پاريس، به تنهايي براي تشخص يافتنش در جهان كافي نبود، بيشتر اين مديران و اهالي آنجا بودند كه اين امتيازات را به جا آورده و آن را چنان صيقل دادند كه حالا مردم دنيا پذيرفته‌اند كه پاريس از آب و گل ديگري سرشته شده است. درحالي كه به زعم من بسيارند شهرهايي كه همسنگ پاريس زيبا و تاريخي‌اند، فرقش اين است كه به دست جواهرفروشان نيفتاده‌اند.
واقعيت اين است كه پاريس هم از همان سنگ و سيماني ساخته شده كه شهري چون تهران. حتي مثل تهران ادواري از گسترش بي‌رويه و ساخت‌وسازهاي بي‌كيفيت و سودازده را پشت سرگذاشته، جاي‌جايش تخريب و نوسازي شده و بسياري از بناهاي ارزشمندش را از دست داده است. ليكن مديران و برنامه‌ريزان و اهالي‌اش مدت‌هاست سرعقل آمده‌اند و تلاش كرده‌اند از «جايي» بودنش حفاظت كرده و از آن پرده‌برداري كنند تا به چشم‌ آيد. اكنون پاريس نه فقط نزد فرانسويان كه نزد مردم دنيا، جايگاهي دارد كه هر نوع رفتار و كلامي را برنمي‌تابد؛ چه برسد به تخريب و نوسازي. پاريسي كه اجازه نداريم «تو» خطابش كنيم و بايد حتما «شما» بگوييم.
اين درست عكس رفتاري است كه ما با شهرهاي‌مان پيش‌گرفته‌ايم. ما حتي با نشانه‌هاي شهري‌مان همچون مكان‌هايي بي‌نام و نشان برخورد مي‌كنيم؛ ساختمان پلاسكو از آنجا كه از نخستين بناهاي بلند تهران بود و چند دهه با خاطرات اهل شهر پيوند خورده بود، واجد شخصيت شده بود. از همين‌رو براي نشاني دادن نيازي به كدپستي و پلاك نبود و اگر مي‌گفتيم «ايران، تهران، ساختمان پلاسكو» جاي پرسشي باقي نمي‌ماند. هرچند اين شخصيت ساخته و پرداخته مردم آن‌هم در دوران خوش‌احوالي مدني بود، در اين چند دهه بحران‌زده نيز با وجود همه جفاهايي كه مالكين و مديران شهري در حقش كرده بودند، تشخصش را كمابيش حفظ كرده بود. شاهدش نيز عظمت يافتن سانحه آتش‌سوزي بود؛ شايد اگر اين اتفاق براي مكان ديگري مي‌افتاد، چنين پژواكي نمي‌يافت.
به زعم بنده ساختمان پلاسكو از لحظه اين رويداد، حتي شخصيتي ممتازتر از قبل يافته است؛ اگر تا ديروز ساختمان پلاسكو «يكي از بلندترين بناهاي تهران» بود، زين پس، «بلندمرتبه‌ترين ساختمان تهران» است، نه به اعتبار تعداد طبقات و ارتفاع از سطح زمين، بلكه به دليل عزم بلند آتش‌نشانان شجاعي كه پيش چشم مردم به داخل آتش رفتند و بيرون نيامدند. با اينكه ديگر اثري از آن باقي نيست ولي در ذهن مردم هنوز سوختنش به پايان‌نرسيده؛ جسم پلاسكو با بولدوزر «جمع شد» ولي «شخصيت» آن به سادگي قابل جمع كردن و به فراموشي‌سپردن نيست و اصلا اين ادبيات را برنمي‌تابد!
چطور مي‌شود جايي را كه هزاران چشم اميدبسته به پيدا شدن عزيزي به آن دوخته شده بود از خاطر محو كرد. مصرّانه برآنم كه اگر قرار باشد چيزي جاي پلاسكو ساخته شود، بايد بتواند اين شخصيت و اين كيفيت از جايي بودن را به نمايش بگذارد؛ «جايي» كه ايرانيان را به صفت ايثار معرفي كند و نه سودازدگي. شهر ما پر است از مكان‌هايي كه ما با تقليل دادن‌شان به «ناكجا» آنها را به كالايي قابل فروش تبديل كرده‌ايم. وقتش رسيده كه به آن ميوه‌فروش خيابان سي‌تير اقتدا كنيم و بفهميم كه اين گوهرشناسي و فهم ما است كه به امور اطراف‌مان بها مي‌دهد و آنها را تبديل به امري غيرقابل معاوضه مي‌كند. واقعا به چه قيمتي مي‌شود آسمان و زمين «جايي» را فروخت و در ازاي اين جواهرات، چه چيز بهتري مي‌توان خريد!
تيتر از اشعار خيام است.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=34677
image_print
برچسب ها: پلاسکوفارابیمحمد بهشتی
نوشته قبلی

علاقمندی فیلمسازان یا ممیزی اداره نظارت؛ کدامیک عامل این وضعیت است؟⇐ویترینی پر از جنازه برای سال جدید سینما

نوشته‌ی بعدی

آنا نعمتی و مهران احمدی به پردیس کوروش می‌روند

مطالب مرتبط

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در چند دهه اخیر هم در تلویزیون و هم در سینما آثار متعددی درباره محیط زیست و تقابل...

رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

6 مرداد 1405

سینماروزان/حامد مظفری: شنیدن خبر رونمایی از سامانه تسهیم عواید فروش سینماها توسط رائد فریدزاده رییس سازمان سینمایی، دود از کله...

فیلم خواب نما

هماغوشی سنت و موقعیت در فیلم «خواب نما»⇐شبِ زنانه‌ی بیژن 

5 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: رضا مقصودی نام شناخته‌شده‌ای در حوزه نویسندگی به خصوص آثار طنز است. دو تجربه موفقش با کمال تبریزی...

نوشته‌ی بعدی
آنا نعمتی و مهران احمدی به پردیس کوروش می‌روند

آنا نعمتی و مهران احمدی به پردیس کوروش می‌روند

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    100 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    96 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 38 توئیت 24
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • دستور اکران فیلم توقیفی نورالدین کیانوری و ناخدا افضلی+اکران دو فیلم دیگر

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • افشای نون‌دونی تازه‌ی ارگانی‌سازان خاموش⇐تور فیلمسازی شهدا!

    15 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • صدور پروانه برای یک روحانی!+صدور پروانه برای فرمانده‌ی آتش به اختیار+صدور سه پروانه دیگر

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

ادامه موفقیت‌های جهانی «ماه کوچولوی من»؛ حضور در جشنواره ماربیا اسپانیا

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

دو قصه فضایی تازه، با دوبله اختصاصی، در نمایش خانگی/ «اربابان جهان» و «شهر ستارگان» را فارسی ببینید!

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

دور جدید اجراهای نمایش کمدی «مادرکیو» در عمارت نوفل لوشاتو/ بازیگران معرفی شدند

انیمیشن‌ها در اکران سیار هم پیشتاز شدند/ رشد ۱۰ درصدی مخاطبان

۱۲۰میلیارد فروش در کمتر از ۲۰ روز/رونق گیشه تابستان با فیلمهای “زنده شور” و “استخر”

تبلیغات

ویژه ها

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت
خبر

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

15 مرداد 1405

سینماروزان: محمد حقیقی سینماگر فعال در امور صدا و تدوین درگذشت. محمد حقیقی کار حرفه‌ای خود را از اوایل دهه...

ادامه مطلب
چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405
ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

13 مرداد 1405
احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

12 مرداد 1405
لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

12 مرداد 1405
آئورت عشق⇐شهاب حسینی+محمدرضا فروتن+آناهیتا افشار در فیلم “بی‌دار”

آئورت عشق⇐شهاب حسینی+محمدرضا فروتن+آناهیتا افشار در فیلم “بی‌دار”

10 مرداد 1405
چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

10 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم