• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
چهارشنبه 21 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه گفتگو

محمد صالح‌علاء در تازه‌ترین گفتگویش⇐هم از بزرگترین آرزویش گفت و هم از شباهت تلویزیون با «بورس»!!!

20 آبان 1396
در گفتگو
0 0
A A
0
توقف برنامه آرامش‌بخش صالح‌علاء به‌خاطر انتخابات!!!

محمد صالح علاء

سینماروزان: محمد صالح علاء که در سالهای اخیر بیشتر به عنوان مجری در رادیو و تلویزیون حضور داشته از آن هنرمندان چندوجهی است که از نوشتن تا کارگردانی و بازیگری را تجربه کرده است.

به گزارش سینماروزان صالح علاء که در هفته های اخیر با برنامه «چشم شب روشن» در شبکه چهار حضور دارد در گفتگویی با «شرق» کوشیده از همه چیز و همه جا حرف بزند؛ هم از آرزویش برای داشتن هوای پاک بگوید و هم از شباهتهای افت و خیز تلویزیون با «بورس»!

متن کامل گفتگوی محمد صالح علاء را بخوانید:

می‌خواهیم بدانیم این روزها چه می‌کنید؟
از احوال‌پرسی‌تان ممنونم، کار مهم و مؤثری نمی‌کنم، همچنان سال‌هاست در مسیر نوشتن رمان«نای ‌نای» هستم…
  اما شما همواره چه در اجرای تئاتر و چه در انتشار کتاب‌هایتان یک هنرمند آوانگارد بوده‌اید و باعث شگفتی مخاطبانتان شده‌اید، در رمان هم از این روحیه برخوردار هستید؟
نمی‌دانم، این تشخیص خواننده محترممان است.
  خب، بیشتر می‌خواهیم درباره اثر جدیدتان برای خوانند‌گان بگویید، حتما آنها هم کنجکاو هستند بیشتر بدانند.
رمان «نای نای» درون‌مایه‌ ای عاشقانه دارد، دلدادگی عاشق‌هایی است که در اجتماع ما دیده نمی‌شوند، جهان درونشان، پنهان مانده، این رمان شاید از نظر شکلی امروزی باشد، اما درون‌مایه آن در تاریخ رفت‌وآمد دارد.
  با توجه به اینکه شما فعالیت‌های هنری‌تان را در کارگاه نمایش پیش از انقلاب آغاز کردید، فکر می‌کنم پس از انقلاب گسستی بین شما و تئاتر افتاده باشد؟
نه، گسستی بین ما (من و تئاتر) نبوده، من همچنان پر از تئاترم، فقط نتوانسته‌ام کار کنم، یکی از نشانه‌ها، نمایش‌نامه‌هایی است که در این سال‌ها نوشته‌ام، وقتی نتوان اجرا کرد، می‌چرخم به سمت نوشتن، چندی پیش نمایش‌نامه «خفه شو عزیزم» منتشر شد.
  بنابراین متن‌هایتان را منتشر می‌کنید؟
بله.
  اما چرا اجرا نشده است؟
چند سال پیش دعوت شدم نمایشی اجرا کنم، من هم اجرای یک نمایش مستند را پیشنهاد کردم، همه کارها به‌خوبی پیش می‌رفت، تا اینکه سر جای اجرا و انتخاب (تماشاگر) بینمان زاویه باز شد، زیرا به‌ نظر من در نمایش بازیگرها را می‌توان انتخاب کرد، نه تماشاگر را و همین جلوی اجرای آن نمایش مستند را گرفت.
  در واقع شیوه‌ای را در تئاتر تجربه کردید که خود شما و دیگران هم پیگیری نکردند و خودتان هم به‌لحاظ اجرا از تئاتر دور شدید؟
بله، آن وقت، جوانی، دل خوش، و سر پرشور بود، شاید من اشتباه می‌کردم، در آن زمان آن شکل و محتوا، زودهنگام بود، دو سال پیش یکی از دوست‌های هنرمندم، آقای خضرایی، خبر و عکس تئاتری را برایم فرستادند که نشان می‌داد نمایش (زیر چادر اکسیژن) را که ما سال‌ها پیش در کارگاه نمایش و در شیراز اجرا کردیم، آنها پس از چند دهه در اروپا اجرا می‌کنند،
  حالا خودتان تمایل ندارید پس از سال‌ها یک بار دیگر همان تجربه‌ها را دنبال کنید؟
نه، نمی‌دانم، یعنی هم می‌دانم هم نمی‌دانم، شاید پاسخم، عنوان آخرین کتابی است که از من منتشر شده: «حیف، حوصله‌ام پیر شده»، الان بیشتر مکتوبم.
  تئاتر هم می‌بینید تا آنجایی که مطلع هستم.
بله، ولی نه مثل گذشته هر روز، گاهی روزی دو تئاتر، حالا دیگر هر چند ماهی، سالی، باری.
  آیا در این رفت‌وآمدهای کم تئاتر خوبی هم دیده‌اید؟
بله، سه سال پیش‌نمایش «اتللو»، کار آقای آرش کمانگیر را دیدم، کار ایشان مماس با اندیشگی انسان معاصر بود، زیرا این نمایشنامه همچنان کار می‌کند، هنوز این خلق سیاه، مالیخولیای بیرحمی از بالا به پایبن و بالعکس جریان دارد،
  اسمش «پاپا اتللو» بود یا کار دیگری بود؟
هیچ‌کدام نبود، من اشتباه کردم، اتللو نبود، هملت بود.
  جزء آن کارهایی است که دوست دارید؟
بله، اجرایش در سال ٢٠١٤ ترسایی با زمان نویسنده شکسپیر در دوران الیزابت تفاوت‌های ماهوی ندارد.
  علت کم دیدن شما چیست؟
یکسره دستم توی تشت است، هر روز کار دارم، آن هم کاری زمان‌بر.
  برنامه‌های رادیو و تلویزیونتان؟
بله، هر دو.
  با نقد چطورید، مطالعه می‌فرمایید، نقد تئاتر یا سینما؟
شوربختانه، کار نقد منتقدان دشوارتر شده، درحالی‌که همه پذیرفته‌ایم، بدون نقد، عیاری نداریم، ما همیشه منتقدان بادانش و پاک‌دلی داشته‌ایم، اما نقدها دیگر مثل گذشته تبدیل به رویداد فرهنگی و هنری یا تبدیل به حادثه نمی‌شوند، در آن سال‌ها چالش بین منتقد و اثر هنری، هنرمند بود، در این سال‌ها بیشتر چالش‌ها بین منتقد و منتقد است، بین نقد و نقد.
  اما خودتان در آن برنامه (دو قدم مانده به صبح) خیلی چندجانبه به مسائل فرهنگی و هنری با نگاه منتقدانه می‌پرداختید؟
آن برنامه کارش نقد نبود، زمینه‌ بررسی آثار زیباشناختی و ادبی را فراهم می‌کرد، آن‌هم با حضور هنرمندها، اهالی فرهنگ و کارشناس‌های کاربلد.
  فکر می‌کنم نبود خیلی از چیزها در رادیو و تلویزیون، خودش یک اتفاق مهم بود که متأسفانه دیگر هم تکرار نشد.
بله، شاید، ضمنا از قضاوت شما ممنونم.
  با توجه به اینکه خیلی از آدم‌ها همانند شمس لنگرودی به آن برنامه آمدند، خودش می‌توانست زمینه آشتی فرهنگی را فراهم کند که ادامه نیافت؟
بله، بله، شما درست می‌فرمایید، بله، هم، کاش و هم، آه.
  فکر می‌کنم این شیوه برنامه‌سازی از بسیاری از نقدها می‌توانست مؤثرتر باشد، چون حالت کاربردی بیشتری داشت؟
بله، من هم احتمال می‌دهم که هر چیز خوبی حتی خودش هم می‌داند خوب است.
  خیلی عکس‌العمل‌های خوبی داشتند، تا آنجایی که من در جریان هستم، آیا در برنامه جدیدتان هم همان نگاه هست یا سمت‌و‌سوی دیگری گرفته است؟
نه، این برنامه متفاوت است، برنامه دیگری است. شما بهتر از من می‌دانید که تلویزیون پدیده پیچیده‌ای‌است، تلویزیون همه آنچه نمایش می‌دهد و ما می‌بینیم نیست، با هر رویداد، اتفاق داخلی و خارجی، قیمتش بالا و پایین می‌رود، بورس هم پدیده شگفت روزگار ماست. شنیده‌ام، بورس کسانی را به خاک سیاه و کسانی را در عرش نشانده است، مقصود اینکه دائما در موقعیت‌های ویژه‌ای است، تولید آثار هم تابعی از همان موقعیت‌هاست، ما در روزگار و هم جهان پیچیده‌ای به‌سر می‌بریم،
  بهترین معلم زندگی‌تان؟
من که بی‌شمار آموزگار داشته و دارم؛ بهترین و مؤثرترین‌شان خود مردم و هم‌وطنانم بوده‌اند، از خانواده‌ام بسیار آموخته‌ام، تئاتر آموزگارم بوده؛ از ارسطو، بوطیقای او، تا شکسپیر، چخوف، بیضایی، ساعدی، نعلبندیان و… .
  من فکر می‌کنم، شما جزء معدود کسانی  هستید که از روحیه قدردانی بسیاری برخوردارید و به نیکی از این‌همه آموخته یاد می‌کنید؟
شما با من مهربانید، از هرچه می‌گویم، شما خوب‌ترین معنی‌اش را برداشت می‌کنید، ممنونم.
  آیا آرزویی یا مهم‌ترین آرزویی را دارید که هنوز برآورده نشده یا به دنبالش هستید؟
بله، بزرگ‌ترین آرزویم، این ‌است که هم باران بیاید و هم هوا برای نفس‌کشیدن باشد، بعد از اینها آرزو دارم آسمان آبی شود، آبی باشد، خودم می‌دانم اینها آرزوهای بزرگی است که من دارم، کاری نمی‌توان کرد، من همیشه پرتوقع بوده‌ام.
  حالا دست یافتنی هم هست، این آلودگی هوا همه را دارد بیچاره می‌کند؟
نه، چون من هواشناس نیستم، اما خودم را می‌شناسم، می‌دانم، همیشه آرزوهای محال داشته‌ام.
  می‌خواهیم بدانیم جالب ترین اتفاق زندگی‌تان چیست؟
همه اتفاق‌های زندگی‌ام جالب بوده‌اند؛ هربار درختی را دیده‌ام، با هر که آشنا شده‌ام، هر کتابی که خوانده‌ام، هر فیلمی را که دیده‌ام، هر روز که از خواب بیدار شده‌ام و معنی هرچه را فهمیده‌ام، برایم اتفاق جالب و بدون شرحی بوده است.
  دوست دارید با کدام‌یک از افراد سرشناس در خلوتی بنشینید و ناهار بخورید و گپ بزنید؟
من مادرزادی در خلوت‌بودن با دوست را دوست دارم، ولی اهل ناهار نیستم، من اهل شبم، خودم هم از نان‌آوران شبم.
  خب حالا شام؟
دوست دارم یک شب با همه هم‌وطنانم خلوت کنم، با هم دور یک سفره بنشینیم، همه با هم شام ‌بخوریم، زیرا در فرهنگ ما، مهم این ‌است که کسی سر بی‌شام بر زمین نگذارد، هم‌وطنی اگر بی‌ناهار باشد، سر بی‌ناهار بر زمین بگذارد، انگار زیاد اهمیتی ندارد.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=45069
image_print
برچسب ها: چشم شب روشندو قدم مانده به صبحمحمد صالح علاء
نوشته قبلی

همه چیز درباره افزایش ممبر در تلگرام

نوشته‌ی بعدی

مجید برزگر هم به انتقاد از هنروتجربه پرداخت⇐این نوع جدول‌بندی، به رونق اکران آسیب می‌زند!

مطالب مرتبط

چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

10 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: عرضه فیلم "صد سال به این سالها" در شبکه خانگی بعد از حدود بیست سال توقیف، در عین...

نمایش فراموشخانه

تابوشکنی زنانه در “فراموشخانه”/در گفتگو با آیلار نوشهری بازیگر نمایش مطرح شد  

31 تیر 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: نمایش "فراموش خانه" که با گارگردانی سهاب محبعلی روی صحنه رفته، برشی از تاریخ معاصر ایران است که...

جهانگیر کوثری+عادل فردوسی‌پور

افشاگری جهانگیر کوثری ⇐همه‌ را حذف کردند تا عادل فردوسی‌پور بالا بیاید!

9 تیر 1405

سینماروزان: جهانگیر کوثری از گزارشگران و مجریان توانای نسل اول پس از انقلاب که در سال‌های اخیر بیشتر تهیه‌کنندگی سینما...

نوشته‌ی بعدی
طراح پوستر جشنواره فجر و فوتبالیست کلمبیایی در بخش “نوجوان” جشنواره برلین+عکس

مجید برزگر هم به انتقاد از هنروتجربه پرداخت⇐این نوع جدول‌بندی، به رونق اکران آسیب می‌زند!

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    101 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    96 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 38 توئیت 24
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • افشای نون‌دونی تازه‌ی ارگانی‌سازان خاموش⇐تور فیلمسازی شهدا!

    16 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

    15 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • درگذشت کاوه کاویان بازیگر سینما؛ وردست شیرین جمشید آریا/از آمریکا آمد ولی دلزده شد…

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

تسهیم بدون رونق=تقسیم فقر !/مولودی ناقص‌الخلقه‌ به نام «تسهیم از مبدأ»

عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

«ایده» هنرمندان ایرانی به هلند رسید

ادامه‌ی اقبال مخاطبان به “استخر” و تداوم اکران تا نیمه‌ی دوم سال

حبیب دهقان‌نسب؛ هنرپیشه‌‌‌ی تمام فصول!

«ماه کوچولوی من» بر سکوی بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی شیلی ایستاد

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

تبلیغات

ویژه ها

گیشه سینما
خبر وسط

تسهیم بدون رونق=تقسیم فقر !/مولودی ناقص‌الخلقه‌ به نام «تسهیم از مبدأ»

20 مرداد 1405

سینماروزان: رونمایی مجدد از طرح تسهیم بلحظه‌ی عواید فروش سینماها توسط رائد فریدزاده، در حالی که اصل طرح حدود هفت...

ادامه مطلب
عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

عامل اصلی توقیف فیلم «بی‌داد» چه بود؟

19 مرداد 1405
ادامه‌ی اقبال مخاطبان به “استخر” و تداوم اکران تا نیمه‌ی دوم سال

ادامه‌ی اقبال مخاطبان به “استخر” و تداوم اکران تا نیمه‌ی دوم سال

18 مرداد 1405
حبیب دهقان‌نسب؛ هنرپیشه‌‌‌ی تمام فصول!

حبیب دهقان‌نسب؛ هنرپیشه‌‌‌ی تمام فصول!

18 مرداد 1405
نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

16 مرداد 1405
«مصادره» در آستانه 2میلیارد قرار گرفت/«به وقت شام» و «لاتاری» با انبوه سالن و تیزر در حسرت میلیارد/«خرگیوش» با حداقل سالن در مرز 300میلیون قرار گرفت/«فیلشاه» 100میلیون را رد کرد/«فراری» به 100میلیون هم نرسید+آمار کامل فروش

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

16 مرداد 1405
مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

15 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم