سینماروزان: مهم این است که در محیط کاری احترام وجود داشته باشد. من با همه کارگردانان-چه پیر چه جوان- طوری رفتار میکردم که تفاوتهای فرهنگی باعث فاصله نشود. آنها هم همینطور بودند و اجازه نمیدادند اختلاف دیدگاه، کار را خراب کند. به نظر من امروز هم سینما به همین نیاز دارد. باید بتوانیم اختلافها را کنار بگذاریم و برای خود سینما کار کنیم. اگر این اتفاق نیفتد، همه ضرر میکنیم. البته طبیعی است که همیشه آدمهایی هستند که نمیتوان با آنها به تفاهم رسید، اما بخش زیادی از مشکلات با گفتوگو و شناخت حل میشود.
امیرحسین شریفی تهیهکننده باسابقه با بیان مطلب فوق به خبرگزاری تسنیم گفت: «ضیافت» را برای مسعود کیمیایی و «پری» را برای داریوش مهرجویی تهیه کردم و همه ارتباطات و توانم را گذاشتم که هر دوی این کارگردانان عین فیلمنامهی دلخواه خود را بسازند.با مسعود کیمیایی در «ضیافت» کار کردم. با بهرام بیضایی هم قرار بود همکاری داشته باشیم و «سگکشی» و «دیباچه نوین شاهنامه» را کار کنیم اما به دلیل اختلاف نظرهایی درباره انتخاب بازیگر-سگ کشی- و برخی مسائل تولید و عدم صدور مجوز قطعی-دیباچه نوین شاهنامه- این همکاری شکل نگرفت.
وی ادامه داد: زمانی که «ضیافت» را با مسعود کیمیایی کار میکردیم، سکانسی داشتیم که مربوط به شخصیتی بود که حسن جوهرچی بازی میکرد که در جبهه مجروح شده بود. مسعود کیمیایی گفتند این سکانس را نمیگیرند، پرسیدم: چرا؟، گفت: این صحنه برای من قابل اجرا نیست چون دیالوگهایی دارد که نمیخواهد آنها بیان شود…
کیمیایی دلایل شخصی داشت، من گفتم این بخش جزئی از قصه است و ما دربارهاش صحبت کردهایم، اما دیدم ایشان قبول نمیکند، تصمیم گرفتم کار را متوقف کنم و موضوع را پیگیری کنم، خلاصه فیلمبرداری تعطیل شد و من مستقیم به وزارت فرهنگ رفتم.
مدیر آفاقفیلم افزود: آن زمان عزت ضرغامی معاون سینمایی بود، موضوع را با ایشان مطرح کردم و او گفت: “این بخش جزو کار است و باید گرفته شود.”، بعد میان کیمیایی و ضرغامی و من صحبتهایی انجام شد، درنهایت کیمیایی پذیرفت و گفت آماده است کار را تمام کند. اینکه چهچیزی بین ضرغامی و کیمیایی و من ردوبدل شد، نمیتوانم بیان کنم اما هرچه بود آن سکانس مرتبط با جبهه بی ممیزی گرفته شد. این اتفاق نشان میدهد که حتی در اختلافنظرهای هنری هم باید گفتوگو و درک متقابل وجود داشته باشد. کیمیایی فیلمساز بزرگی است و خودش هم نویسنده فیلمنامه بود؛ بنابراین نگاهش به قصه و شخصیتها بسیار جدی بود.

اميرحسين شریفی درباره تجربه ناکام فیلم “محمد”(علی حاتمی) اظهار داشت: با علی حاتمی هم تجربه همکاری داشتم. ایشان انسان بسیار بزرگی بود؛ هم از نظر اخلاقی و هم از نظر اعتقادی. حاتمی خیلی زودتر از دیگران به دنبال ساخت فیلم کودکی پیامبر اسلام بود و زمانی قرار بود فیلم «محمد رسولالله» را با همکاری ایشان پیش ببریم. جلساتی هم در مشهد و با مجموعههایی مثل آستان قدس رضوی داشتیم تا زمینه ساخت فیلم فراهم شود…حدود سالهای 1374 و 1375 بود. متأسفانه در همان دوران بیماری علی حاتمی شدت گرفت. ایشان به سرطان مبتلا شد و شرایط جسمیاش اجازه ادامه کار را نداد. پروژه متوقف شد و بعدها متأسفانه ایشان را از دست دادیم.
او تاکید کرد: همچنین با ناصر تقوایی هم روی «چای تلخ» همکاری داشتیم. مراحل اولیه کار انجام شد، اما در روند بررسی فیلمنامه و دریافت پروانه مشکلاتی پیش آمد. ناصر تقوایی هنرمندی بود که روی نگاه و فیلمنامه خودش بسیار تأکید داشت و در نهایت همکاری به نتیجه نرسید. با محسن مخملباف هم در مقطعی ارتباط کاری داشتیم، اما شرایط تغییر کرد و مسیر ایشان جدا شد در حالی که اگر در ایران می ماند هم برای خودش بهتر بود و هم برای سبک کاری اش.
































