• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
شنبه 17 مرداد 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه یادداشت

پاسخ کارگردان ناراضی به احمد طالبی‌نژاد: مي‌روم و قبل از رفتنم همه‌چيز را مي‌سوزانم!

11 تیر 1394
در یادداشت
2 0
A A
4
انتقاد احمد طالبی‌نژاد از کارگردانی که خود را همتراز بیضایی قلمداد کرده؛ ما خرفتيم و قادر به درك عمق استعداد و نبوغ شما نيستيم/از ایران برويد بلكه جهانيان شما را درك كنند

رضا ثروتی

سینماژورنال: روز گذشته احمد طالبی نژاد منتقد پیشکسوت سینما با اشاره به حضورش در یکی از اجراهای نمایش “فهرست” به انتقاد از گفته هایی پرداخت که کارگردان نمایش بعد از اجرای اثرش بیان کرد.

به گزارش سینماژورنال همان انتقادات سبب ساز آن شد که یک روز بعد رضا ثروتی کارگردان “فهرست” پاسخی مبسوط به طالبی نژاد بدهد.

البته که ثروتی در این یادداشت که برای “اعتماد” نگاشته شده ادعا کرده که هدفش پاسخگویی به طالبی نژاد نبوده اما خط به خط یادداشت نشان دهنده عزم جزم او در پاسخ به این منتقد بوده است.

سینماژورنال متن کامل یادداشت ثروتی را ارائه می دهد:

پرخاش، استراتژي من براي مقابله با بيماري نخبه‌كشي است

امروز اين سطور را در جواب كسي كه بر من تاخته نمي‌نويسم، زيرا آن بزرگاني كه او از آنها حرف زد با من موافقند و قصورشان را در اين چند شبِ گفت‌وگو پذيرفته‌اند! ديگري را خطاب قرار مي‌دهم كه آن شنبه‌شب حضور داشت. كه جاي مادرم بود: با ليلي فرهادپور حرف مي‌زنم. آن شب به من گفتي پنبه‌ها را از گوش‌هايم درآورم، در دهانم فرو كنم و گوش كنم.

من شنبه شب (٦ تيرماه) مهم‌ترين هنرمنداني كه مي‌شناختم را دعوت كردم كه به تماشاي «فهرست» بنشينند و عده كثيري از چهره‌هاي شناخته شده تئاتر، سينما، موسيقي، هنرهاي تجسمي، ادبيات و… به تالار حافظ آمدند. در آن شب قضيه‌اي را مطرح كردم و چند شب پيش نيز بانوي سينماي ايران سيمين معتمدآريا و خسرو سينايي هم آمدند و كار را ديدند. شش سال پيش خسرو سينايي بعد از تماشاي عجايب‌المخلوقات در نوشته‌اي تحت‌ عنوان «چرا چنين‌ايم؟!» گفته بود كه اگر تو ثروتوفسكي بودي و از خارج از ايران مي‌آمدي كسي اينقدر به تو حمله نمي‌كرد!

متاسفم كه چرا در اين شش سال به جغرافياي ديگري نرفتم و دكترايم را نگرفتم

و حالا من رضا ثروتي متاسفم كه چرا در اين شش سال به جغرافياي ديگري نرفتم و دكترايم را نگرفتم. كه اگر چنين كرده بودم مي‌توانستم امروز با موهاي رنگ زده با نام ثروتوفسكي كارهايم را به احترام دوستدارانم چند روزي در ايران اجرا كنم و بازگردم و نه از داخلي‌ها فحش بخورم و نه از خارجي‌ها، كه آنها ياد گرفته‌اند چگونه ظرف سالمي را براي يك استعداد مهيا كنند! اما شنبه شب كه بسياري از هنرمندان عرصه‌هاي مختلف آمده بودند، من مي‌توانستم انتخاب كنم كه بعد از تشويق‌ها از نمايشم، سكوت كنم و بگذارم بزرگان هنر و فرهنگ مملكت به خانه‌هاي‌شان بروند و من و گروهم را ستايش كنند! اما من اين انتخاب را نكردم! وقتي از آنها خواستم كه بعد از تشويق لحظاتي را بنشينند و حرف‌هاي مرا گوش كنند به عنوان مخاطب با همه آنها حرف زدم و نه هنرمندي كه به ديدن اثرش نشستند!

شما دشمني را به من ياد داديد

گفتم من از جايي كه مخاطب هنر شدم ظرف كثيفي را مشاهده كردم كه پر از حسد و دشمني و كينه بود! گفتم پاي حرف هر كدام‌تان نشستم، دو به هم‌زني كرديد و عليه ديگر هنرمندان حرف زديد؛ حرف‌هايي در سكوت، حرف‌هايي در خفا! شما مقصريد و من به خاطر شماست كه مي‌خواهم مهاجرت كنم. مهاجرت من به منزله فرار نيست، اما داستان اينجاست كه شما دشمني را به من ياد داديد، ياد داديد كه هنرمند براي هنرمند ديگر چطور حسادت كند، قساوت كند، تكذيب كند و… و مدام با يك گزاره‌اي كه خود جناب سينايي، دولت‌آبادي، رفيعي، مهندس‌پور و… گفتند، مرا دعوت به سكوت كرديد؟! كه سكوت كنم و در آرامش كار كنم و من هم فقط كار كردم و من هم كار كردم، كار كردم! اما امروز ديگر با نظرات شما موافق نيستم!

بايد حمله كرد، با ادبياتي تند و گزنده

الان مي‌گويم بايد حمله كرد، با ادبياتي تند و گزنده، چون اگر تنها راه گفت‌وگويي سالم و مودبانه بود بايد تا به امروز نتيجه مي‌گرفتيم. من در حال حاضر نه به عنوان يك هنرمند بلكه به عنوان يك مخاطب، يك فعال فرهنگي حرف مي‌زنم. خودمان كه اين حرف‌ها را مي‌زنيم از همه بيمار‌تريم ولي مي‌خواهيم براي مردم نسخه الگوهاي انساني و رفتاري را تجويز كنيم؟! در وضعيت بيمارگونه خود كه نخبه‌كشي را سر منشأ كار خود قرار داده‌ايم، آيا نمي‌خواهيم كمي به خودمان سخت بگيريم و به عنوان كساني كه تعهد اجتماعي دارند تنها دو درصد تلاش كنيم براي نسل‌هاي بعدي اين بيماري را درمان كنيم؟ هريك به وسع خود!

من زخم‌ها و عمق فاجعه را فرياد خواهم زد!

امروز؛ اين لحن و اين پرخاش، استراتژي من براي مقابله با بيماري است! زيرا ايمان دارم كه از پس يك جنگ فرهنگي، آنگاه كه چند صباحي ديگر به آرامش رسيديم، فضا براي گفت‌وگويي سازنده باز مي‌شود، تا آن زمان من زخم‌ها و عمق فاجعه را فرياد خواهم زد! به بهانه اينكه «رضا ثروتي» هستم، يعني آن شخص هنرمند با القابي كه برايم به‌كار مي‌برند؛ دن كيشوت ابله، بي‌ادب، آدم سيستم، دزد، رياكار، تبليغاتچي و گرين‌كارت بگير و حتي آماده‌ام و منتظر تا مرز آن‌كه لگد مالم كنند و به رويم تف بيندازند! اما من حرف مي‌زنم، پيش از مهاجرتم، خودم را به عنوان يك نمونه آزمايشگاهي، در اختيار طرفين قرار مي‌دهم! حتي در ازاي كالبدشكافي و تكه‌تكه شدنم!

كيفيتم را اكثريت تاييد مي‌كنند

حالا كه ديگر قيدي به كاركردن در اين ظرف كثيف ندارم؛ حالا كه كيفيتم را اكثريت تاييد مي‌كنند، حالا كه هيچ خطري آبروي كاري و شخصي‌ام را نمي‌تواند تخريب كند! آرامش و لذت را انتخاب نمي‌كنم! اين انتخاب را نه براي خودم، كه آرزوهاي بسياري دارم، بلكه براي ديگري، آن‌كه مثل من پوست كرگدن ندارد انجام مي‌دهم! و گرنه اگر كفاف دهد حالا كه سربازي‌ام تمام شده، دوست دارم شاعر سرگرداني شوم كه از كشوري به كشور ديگر آوارگي مي‌كند، دوست ‌دارم جغرافياي ويژه‌اي نداشته باشم! با اينكه مي‌دانم هر كسي كه رفته است ميزان بسياري از نبوغ و خلاقيتش را از دست داده! چون هرچه دارد را از خاك و ريشه‌هايش گرفته! اما با ايمان به همه اين حرف‌ها مي‌روم و قبل از رفتنم همه‌چيز را مي‌سوزانم! تا آنجا كه از دستان كوتاهم برمي‌آيد! مي‌سوزانم؛ هر كه و هرچه ناحق است! اين كار را فقط و فقط براي نسلي انجام مي‌دهم كه بعد از ما مي‌آيند! نسلي كه شايد توان و ظرفيت من را نداشته باشد و من نمي‌گذارم اين نيروهاي بي‌بديل تازه نفس، زير چرخ‌دنده‌هاي اين دوستان از پا بيفتند.

من بيمارم و اگر مي‌خواهيد تيمارمان كنيد پنبه‌ها را از دهان‌مان ‌برداريد

فرزندت در يك روز و يك سال، چون من، به دنيا آمده است! در زماني كه مادران سرزمينم ژن‌هاي ترس و اضطراب را از پس مبارزه در خيابان‌هاي انقلاب، در خون ما ريختند! من با آن ژن بزرگ شدم و كودكي‌ام با آن اضطراب شكل گرفت! روي پاهايم كه ايستادم از پنجره براي هواپيمايي كه از بالاي سرم عبور مي‌كرد، دست تكان مي‌دادم، مادرم من را با صداي جيغ به پناهگاهي مي‌برد و من صداي مهيب انفجار‌ها را مي‌شنيدم! صداي موشك‌هايي كه خانه را مي‌لرزاند! لرز و جيغ از آن روزها، موتيف‌هاي زندگي من بودند و تو موسيقي را خوب مي‌شناسي مادر! نوجوان كه شدم، بي‌آنكه بدانم كجاي جهان ايستاده‌ام در دانشگاه مي‌دويدم و مي‌دويدم. جوان كه شدم ياد گرفتم در سكوت در خيابان راه بروم و منتظر بمانم كسي كه هم عقيده‌ام نيست با من گفت‌وگو كند! به سوال‌هايم جواب دهد! اما نيافتم. چون همه همديگر را مي‌زدند. من نه مي‌خواهم انقلاب كنم نه اينكه از جغرافيايم بدم مي‌آيد، باورم كن، من اين عقيده را ايمان دارم! من بيمارم و نه من كه نسل ما و آنهايي كه بعد از ما مي‌آيند! اگر مي‌خواهيد تيمارمان كنيد پنبه‌ها را از دهان‌مان ‌برداريد، روي زخم‌هاي‌مان قرار دهيد! خوني كه بند نمي‌آيد، عاقبت روزي دامن‌تان را مي‌گيرد! مي‌دانم نگران فرزندت هستي! من تصميمم را گرفته‌ام، حتي اگر اشك‌هايت را بر پيشاني‌ام بريزي! براي آيندگان خود را قرباني مي‌كنم، براي آينده‌اي ‌سالم‌تر!

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=5818
image_print
برچسب ها: احمد طالبی نژادخسرو سيناييرضا ثروتیفاطمه معتمدآريافهرست
نوشته قبلی

محمدرضا شرف‌الدین: تا وقتی که پروانه ساخت فیلم‌ام را نگیرم، در انجمن دفاع مقدس می‌مانم

نوشته‌ی بعدی

این پردیس میلیاردی نه بوفه دارد و نه سیستم تهویه‌اش، خنک می‌کند!+عکس

مطالب مرتبط

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

16 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در سالهای اخیر تئاتر ایرانی رویکرد متفاوت‌تری نسبت به جلب مخاطب داشته است و با گذر از جریان...

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در چند دهه اخیر هم در تلویزیون و هم در سینما آثار متعددی درباره محیط زیست و تقابل...

رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

6 مرداد 1405

سینماروزان/حامد مظفری: شنیدن خبر رونمایی از سامانه تسهیم عواید فروش سینماها توسط رائد فریدزاده رییس سازمان سینمایی، دود از کله...

نوشته‌ی بعدی
این پردیس میلیاردی نه بوفه دارد و نه سیستم تهویه‌اش، خنک می‌کند!+عکس

این پردیس میلیاردی نه بوفه دارد و نه سیستم تهویه‌اش، خنک می‌کند!+عکس

دیدگاه‌ها 4

  1. ماهان می‌گوید:
    قبل 11 سال

    این مدلی حرف زدن و زمینو به زمان دوختن که کاری نداره این همه استعداد درجه یک که هم نسل حضرتعالی بودن و کسی بهشون بی احترامی نکرده چون کارشونو درست انجام دادن…جناب بیضایی که یکی از ستون های هنر این مملکتن اونور یه استاد دانشگاهن و بس!شما برو ببینیم چی کار میکنی کشتی مارو با این نخبه نخبه گفتنت من یکی که بی صبرانه منتظرم شاهکارهای اونورآبیتونو ببینم!

    پاسخ
  2. رضا می‌گوید:
    قبل 11 سال

    خب می خوای بری این همه داستان نداره ، خیلی هم خوبه که بری و خوش باشی ، از منش اونا مایه بذار و برو ، از شیوه ی اونا ، سهراب شهید ثالث و ابراهیم گلستان، امیر نادری هم بود و از اونم می تونی اسم بیاری و به خودت بچسبونیش ای نخبه ی سرزمین من ، مخملباف هم مثل تو رفت و قبادی هم ! حداقل توو این همه مدت که کار هنری دیدم هنرمند رو هوچی گر ندیدم ، کسی به قباش برمی خوره که این چیزایی باشه که بهش می بندن، کسی که کارش درسته میره جلو و کارش رو می کنه ، قضاوتش باشه واسه ی مردم این سرزمین و تاریخش

    پاسخ
  3. محمود می‌گوید:
    قبل 11 سال

    دانا چون طبله عطار است….خاموش و هنرنمای
    و نادان چون طبل غازی…. بلند آواز و میان تهی

    به قول جناب طالبی نژاد تشریفتان راببرید آن ور آب ببینیم چه گلی به سر خودتان میزنید

    پاسخ
  4. احسان می‌گوید:
    قبل 10 سال

    من كه كار از ايشون نديدم، ولى حتى اگه به همين خوبى هم كه خودش فكر مى كنه باشه فرقى در اصل قضيه نمى كنه، اين كه ايشون يك بچه پرروى از خود متشكره. هنرمند خوبه يه كم مؤدب و يه كم متواضع باشه، ما به كمش هم راضى هستيم!

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رائد فریدزاده+منوچهر شاهسواری+حبیب ایل بیگی

    پُز رائد فریدزاده با میراث حسین انتظامی؟

    100 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25
  • ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به اداره نظارت جهت دبیری فجر!؟/فرزند شهید و برادرزاده‌ی امام جمعه!

    96 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 38 توئیت 24
  • فیک یا واقعی؟⇐مسعود فراستی درباره‌ی فیلم “زنده شور” چه گفت؟+ویدئو 

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • دستور اکران فیلم توقیفی نورالدین کیانوری و ناخدا افضلی+اکران دو فیلم دیگر

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • عادل فردوسی‌پور، تله‌ی بوسه و آهِ بابای باران!

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • افشای نون‌دونی تازه‌ی ارگانی‌سازان خاموش⇐تور فیلمسازی شهدا!

    16 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • صدور پروانه برای یک روحانی!+صدور پروانه برای فرمانده‌ی آتش به اختیار+صدور سه پروانه دیگر

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

ادامه موفقیت‌های جهانی «ماه کوچولوی من»؛ حضور در جشنواره ماربیا اسپانیا

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

دو قصه فضایی تازه، با دوبله اختصاصی، در نمایش خانگی/ «اربابان جهان» و «شهر ستارگان» را فارسی ببینید!

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

دور جدید اجراهای نمایش کمدی «مادرکیو» در عمارت نوفل لوشاتو/ بازیگران معرفی شدند

تبلیغات

ویژه ها

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی
خبر وسط

نمایش «برای فروش» و گرایشات مردمی

16 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در سالهای اخیر تئاتر ایرانی رویکرد متفاوت‌تری نسبت به جلب مخاطب داشته است و با گذر از جریان...

ادامه مطلب
«مصادره» در آستانه 2میلیارد قرار گرفت/«به وقت شام» و «لاتاری» با انبوه سالن و تیزر در حسرت میلیارد/«خرگیوش» با حداقل سالن در مرز 300میلیون قرار گرفت/«فیلشاه» 100میلیون را رد کرد/«فراری» به 100میلیون هم نرسید+آمار کامل فروش

جیمز باند ۱۱۴میلیارد/زنده شور نزدیک به ۷۵میلیارد و استخر در مرز ۷۰میلیارد/عبور آنتیک از ۶۰میلیارد/تهران‌کنارت ۵۴میلیارد/خواب‌نما در آستانه ۵میلیارد/لباس شخصی ۳میلیارد/نبرد با خرچنگ ۱/۵میلیارد+آمار کامل فروش

16 مرداد 1405
مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

مرگ محمد حقیقی صدابردار «سفر به چزابه»/کاندید شد اما به مخملباف، باخت

15 مرداد 1405
چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

چگونه گرداب کلیشه‌ها، سریال «سرخدار» را غرق کرد؟

14 مرداد 1405
ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

ربط مشکل صدا با سانسور تصویر⇐کارگردان سریال “کوری” شرح داد

13 مرداد 1405
احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

احضار به‌خاطر سرقت؟!/پیمان معادی، فیلم کافه ستاره و سامان مقدم

12 مرداد 1405
لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

لذت قتل زنجیره‌ای؛ رونمایی از آنونس سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی حامد بهداد، علی مصفا، آزاده صمدی، ستاره پسیانی و…+ویدئو

12 مرداد 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم