سینماروزان: علی بهراد کارگردان جوان سبنمای ایران که فیلم پرمخاطب “تهران کنارت” را روی پرده دارد در گفتگویی مفصل با روزنامه شرق درباره چند و چون ساخت این فیلم صحبت کرده است.
فرازهایی از حرفهای علی بهراد را بخوانید:
–وقتی فیلم اولم «تصور» اکران شد، متأسفانه میزان سانسور فیلم به حدی بود که از مخاطب خجالت میکشیدم. حتی در قاببندی دوربین، رنگ و نور هم دست برده شد. مثلا جایی آنقدر نور را دستکاری کردند که لباس لیلا حاتمی در فیلم جلوهگر نباشد. وقتی مردم «تصور» را میدیدند و میگفتند فیلم را دوست داریم، توضیح میدادم این نسخه اصلی نیست، اصلا پایان فیلم تغییر کرده است و مجبور بودم به آدمها توضیح بدهم.
–«تصور» در کن حضور داشت و من در میهمانیهایی به واسطه حضور فیلم شرکت میکردم. یک بار در میهمانیای شرکت کردم که اتفاقا در رودربایستی قرار گرفتم و قبول کردم بروم. فکر کردم پنج دقیقه در میهمانی باشم و بعد به شکلی در بروم. اتفاقا به دوستم گفتم بعد از چند دقیقه به من زنگ بزند و به بهانهای من را از میهمانی بکشد بیرون. از پلهها پایین رفتم، در باز شد و یک دختر از ته قاب من رد شد و اگر عشق در یک نگاه وجود داشته باشد احساس میکنم در آن لحظه تجربه کردم و نهتنها از میهمانی فرار نکردم، بلکه تا آخرین لحظات در میهمانی بودم و دو روز بعد به کن رفتم و هفت ماه در پاریس بودم و هیچوقت آن دختر را ندیدم و حتی با او حرف هم نزدم. اما تمام چیزهایی که فکر میکردم با آن دختر میتوانستم تجربه کنم، شد فیلمنامه «سرنتیپیتی» یا «تهران کنارت». اسم اول این فیلم «سرنتیپیتی» به معنی سورپرایز است، به معنی اتفاق خوشایندی که توقع آن را نداری. به این اسم ایراد گرفتند که نام فیلم فرنگی است و باید فارسی شود. در صورتی که ریشه کلمه فارسی است. در نهایت اسم فیلم به «تهران کنارت» تغییر پیدا کرد.

—ابتدا فیلمنامه -تهران کنارت- برای دختر و پسری با سن بالاتر بود که قرار بود ترانه علیدوستی بازی کند. ترانه چند جلسه به دفتر آمد و براساس حضور او و با ایده هایش، فیلمنامه را بازنویسی کردیم. اما نشد که او در فیلم بازی کند. فیلم هزینهبر بود؛ تمام فیلم دکور است و فقط تهیهکنندهای مثل علی مصفا این شرایط را قبول میکرد. کل فیلم در 43 جلسه ساخته شد. بعد از اینکه ترانه علیدوستی دچار اتفاقات زیادی شد، به علی مصفا پیشنهاد دادم سن شخصیتها را پایین بیاوریم و بر این اساس فیلمنامه را بازنویسی کردم. علی شادمان انتخاب اولم بود و در مورد شخصیت دختر از آدمهای مختلفی تست گرفتم. آناهیتا افشار را چند سال قبل جایی دیده بودم و در ذهنم بود و به نظرم همیشه آدمی بود که با وجود توانایی زیادش به حقش نرسیده است.
—فیلم بعدی من «بنسای» هم یک پریناز ایزدیار دارد که هزار اللهاکبر! فکر میکنم فیلم سوم من «بنسای» هم حرفهای تازهای دارد و به نظرم مشکل دوستان با فیلم «تهران کنارت» هم این است که تازه است. با وجود مشکلات زیادی که داشتیم، خوشبختانه فیلم آماده نمایش است. فکر میکنم فیلم جالبی شده است و در سینمای ایران جدید و تازه است. در سطح بینالملل هم فکر میکنم جزء خوبهای این ژانر است و هیچ ربطی هم به فیلمهای قبلی من ندارد. غیر از اینکه یک پسر شکستخورده دارد؛ ولی متفاوت است. در فیلمهای کوتاه اولم ابتدا کاملا کلاسیک میساختم، به این معنی که شروع، میانه و پایان کاملا مشخصی داشتند. ولی سعی کردم در «تصور» و در «تهران کنارت» ساختار راه بههم بریزم. البته در ادامه دوباره به همان فضای کلاسیک برگشتم و فیلم جدیدم «بنسای» را کاملا بر اساس اصول کلاسیک ساختم.
–بعد از «بن سای» اگر فیلم بعدی را شروع کنم، احتمال دارد در استانبول فیلمبرداری کنم، اما اگر نشد و در ایران کار کنم مطمئنا کمدی خواهم ساخت.

































