• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
سه شنبه 2 تیر 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه یادداشت

سست، بی‌تعلیق، خنده‌دار و دروغی به نام “ضدّغیرت بودن” که کمکی است به بالا رفتن فروش “فروشنده”!

11 شهریور 1395
در یادداشت
0 0
A A
7
حامد مظفری

حامد مظفری

سینماژورنال/حامد مظفری: آیا اصغر فرهادی می تواند زیربنای تولید یک کمدی بفروش باشد؟

سابقه ای که از او در “دایره زنگی” به خاطر داریم می‌گوید بله!
اما اگر ظرف زمانی که او در آن قرار گرفته را رصد کنیم باید بگوییم، خیر! فرهادی بعد از اسکاری که برای “جدایی…” گرفته محال است جرأت کند اله‌مانهای آشنای سینمای مینی مالیستی تلخ نمایانه خود را رها کرده و یک کمدی مفرح بسازد.
با این حساب “فروشنده” باید یک محصول جدی و البته تنش آلود باشد؟
خیر!
“فروشنده” برای مخاطبی آشنا با سینمای فرهادی، یک فیلم مفرح و البته خنده‌دار است.
منهای سکانسهایی که در کلاس درس و به هنگام روخوانی “گاو” یا در سالن نمایش “گاو” می گذرد و البته ذاتا دارای موقعیت کمیک است، فیلم برای این ساخته نشده که فرح‌بخش(!) یا خنده‌دار باشد اما تلاش بیش از حد فیلمساز برای تصویرسازی موقعیتهای بحرانی چون زیربنای متنی محکم نداشته به جای ایجاد التهاب، می‌خنداند.
این خود یک نتیجه محافظه کاری فیلمسازی است که پیمودن مسیرهای تجربه شده قبلی را به تجربه فضای جدید ترجیح می دهد و می کوشد آدمها و موقعیتهایی را برای روایت انتخاب کند که پیشتر در “جدایی…” و تا حدی “چهارشنبه سوری” با آنها روبرو بودیم.
همین می شود که برای مخاطبی که برای تماشای یک تجربه جدید به سینما آمده جای جای فیلم پر می شود از دیالوگها و نماهایی کاملا جدی که خنده آور هستند.

لبخندهایی که حاصل سست بودن زیربنای درام است

از همان ابتدای فیلم و ریزش نمادگرایانه ساختمان و کمک مرد اول فیلم “عماد” به بیماری محتضر به نام “حسین” که لباسی سبزرنگ به تن دارد(!) تا این دیالوگ عماد که از آرزویش برای لودر انداختن زیر شهر و از نو ساختن آن می گوید و حتی پاسخ بابک که از انجام پیشتر چنین تجربه ای می گوید؛ این لبخند است که بر لب مخاطبان می نشیند.
از نماهای ماکارونی خوران عماد و رعنا بعد از گره اصلی و طعنه های خاله زنک مابآنه همسایه ها و “مرتیکه هرزه” خطاب کردن بابک از سوی عماد تا رفتار پیرمرد متعرض، بازجویی عماد از پیرمرد و حتی رفتار همسر پیرمرد و “عزیز جون” گفتنش این کمدی ناخواسته است که شکل می گیرد.
چرا؟
به یک دلیل مهم و آن هم سست بودن زیربنای درام و به خصوص ابلهانه بودن گره اندازی اصلی و در کنارش تلاش برای حرکت آرام و بر مدار دنیای خاکستری تجربیات موفق پیشین.
به این موقعیتها می خندیم چون گره فیلم با حداقل ظرافت انداخته شده و پیامدهای پس از گره هم بی کمترین آشنایی زدایی و تعلیق پیش می‌رود.
دست فیلمساز را خوانده ایم و می دانیم که نه پرسوناژهای تازه ای دارد و نه حرف تازه و فقط می سازد چون می داند همچنان اعتبار اسکار برایش سرمایه زاست و این گرفتاری در حرکت آونگی است که همه چیز را میان مایه جلوه می دهد.

کارگردانی که بدون تحقیق درباره بیزنس بدنامان، گره افکنی کرده

گره فیلم با تجاوز به یک زن متاهل افکنده می شود. گره کجا افکنده می شود؟ در خانه ای که پیشتر زنی بدنام در آن ساکن بوده!
کسب و کار زن چگونه نمایش داده می شود؟ هر که زنگ در خانه را می زند ایشان در ورودی را باز کرده و در واحد را نیز نیمه باز می گذارد برای تشریف فرمایی مشتری بدون حتی چک کردن تلفنی ماجرا!!!
متجاوز کیست؟ یک پیرمرد نزار که حال بالا آمدن از پله ها را هم ندارد و مدام از وضعیت جسمی نابسامانش می گوید!!!
درامی که زیربنایش حداقل تحقیق و جستجو درباره موقعیت و آدمهای علت یا معلول گره اصلی را ندارد نمی تواند واقع گرایانه جلوه کند و این آسیبی است که “فروشنده” فرهادی را از فرط سست عنصر بودن اسباب گره افکنی به محصولی خنده آور بدل کرده است.

همه نوآوری فرهادی در “فروشنده” ارجاع به ساختار فیلم در فیلم بوده که نمونه های بهترش را مثلا بیضایی در پروژه ناتمام “لبه پرتگاه” ارائه داده بود. فرهادی البته به جای فیلم، نمایش “مرگ فروشنده” را به درام اصلی افزوده؛ اما این افزودن بی دلیل که شاید برای کشیدن پای آرتور میلر به داستان و استفاده ار نام او در کنفرانسهای مطبوعاتی بوده اما بیشتر سبب بالا رفتن زمان فیلم و مطول شدن دوسوم ابتدایی آن شده است.

حتی قدر عطاران هم جسارت ندارید

فرهادی اگر حتی قدر رضا عطاران و “دراکولا”یش به تجربه گرایی اهمیت می داد، حداقل کاری که می کرد قرار دادن آدمهای خاکستری و همواره مرددش در ژانری تازه و با حال و هوایی نو بود.
ساده ترین راه هم بدل کردن “فروشنده” به یک درام معمایی بود به خصوص که خط اصلی یعنی تجاوز به زن در خانه شخصی و تلاش برای یافتن متجاوز، انگ معماسازی و رکب زدن پیاپی به مخاطب بود اما امان از اسکار که دست و پای فیلمساز ما را بسته و محدودش کرده به پیمودن نهایتا یک اپسیلون-همان ساختار فیلم در فیلم-  بیشتر از مسیر پیشین.

گزاره جعلی “ضدغیرت بودن فروشنده”
“فروشنده” منهای عقبه سازنده و دو جایزه اش از کن، به یک دلیل دیگر شوری عمومی را به هنگام آغاز اکران تجربه کرده و آن هم خدمتی است که تندروها به آن کرده اند.
این گزاره برخی رسانه های تندرو که فرهادی فیلمی در مذمت غیرت و تعصب ناموسی ساخته و  طرح این ادعا که مرد “فروشنده”، متجاوز به همسرش را می بخشد کاملا جعلی هستند؛
در جعلی بودن این ادعاها همین بس که مرد داستان نه تنها به بازجویی پر از تحقیر و شکنجه روحی، متعرض به همسرش می پردازد بلکه علاوه بر زندانی کردنش، دقیقا دو بار هم او را تا سرحد مرگ می برد و برمی گرداند که البته در همه این مراحل تقابل فیزیکی هم چاشنی کار است.
پس اتفاقا انتقام ناموسی هم در فیلم وجود دارد و البته نه با چاقوی دسته نقره زنجان، بلکه با محبوس کردن متعرض در واحدی از آپارتمانی فروپاشیده و بازجویی و سپس تحقیر روحی و جسمی تا سرحد مرگ.

خدمت برادران تندرو به فرهادی، الکساندر ماله گی و فاطمه الرمیحی

اینکه برخی تندروها این انتقام را ندیده اند-یا نخواسته اند که ببینند-و فیلم را ضدغیرت و نماد دیاثت خوانده اند، بهترین ضدتبلیغ برای فیلمی میان مایه است چون فیلم را جوری نشان می دهد که نیست و کنجکاوی ایجاد می کند برای تماشای فیلم.
و جالب، سکوت فیلمساز در برابر این اتهام است. او کمترین تلاشی برای رفع اتهام انجام نمی دهد چون بهتر از هر کس می داند فارغ از کارکرد موثر این ضدتبلیغات در داخل، به هنگام حضورهای بعدی در رقابتهای سینمایی آلوده به سیاست نیز نفی دوستان تندرو، به شدت به نفع اثر و شرکای تولید آن است؛ شرکایی که از الکساندر ماله گی فرانسوی گرفته تا فاطمه الرمیحی قطری را دربرمی گیرد.

فروشنده اصغر فرهادی
نمایی از “فروشنده” اصغر فرهادی
پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=27901
image_print
برچسب ها: asghar farhadihamed mozafarisalesmanاصغر فرهادیالکساندر ماله گیترانه علیدوستیحامد مظفریشهاب حسینیفروشنده
نوشته قبلی

ادعای ابوالحسن داوودی⇐سینماگران حاضرند بودجه راه اندازی یک شبکه تلویزیونی مختص “سینما” را بدهند

نوشته‌ی بعدی

کارگردانی الهام چرخنده برای رسانه ملی+عکس

مطالب مرتبط

جام‌جهانی۲۰۲۶ در تلویزیون⇐ شبکه ورزش یا شبکه سوم؟/محمدحسین میثاقی یا رسول مجیدی؟کدامیک؟

جام‌جهانی۲۰۲۶ در تلویزیون⇐ شبکه ورزش یا شبکه سوم؟/محمدحسین میثاقی یا رسول مجیدی؟کدامیک؟

31 خرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: طبق رسم بازیهای جهانی فوتبال، برنامه‌های تخصصی جام۲۰۲۶ تلویزیون در دو شبکه سه و ورزش ارائه می شود....

رقابت بوخوالد و مارادونا در جام جهانی ۹۰ ایتالیا

جام جهانی۲۰۲۶؛ جامی برای پیرمردها!؟

28 خرداد 1405

سینماروزان/ احمد محمد اسماعیلی: اولین تجربه جدی من با جام جهانی فوتبال برمی گردد به جام جهانی ۱۹۸۲ اسپانیا و...

سریال صفا با خانواده

سریال «صفا با خانواده» و لرزیدن تن کوبریک توی گور؟!

26 خرداد 1405

سینماروزان/هونام حقانی: سال گذشته و ابتدای امسال توأم با دو جنگ بزرگ علیه ایران توسط امریکا و اسرائیل بود. طبیعی...

نوشته‌ی بعدی
خانم چرخنده! این همه استرس از کجا نشأت گرفته؟

کارگردانی الهام چرخنده برای رسانه ملی+عکس

دیدگاه‌ها 7

  1. لاله می‌گوید:
    قبل 10 سال

    تا حالا همچین قصه بدی از فرهادی ندیده بودم
    دور باااطل یک کارگردان ترسو
    همون موقع که کار با المادوار و ول کرد و برگشت ایران فیلم بسازه معلوم بود ترسیده و جا زده چون میدونست اگه فیلم خارجی دومش هم مثل گذشته بشه کارش تمومه
    این شد که اومد اینو ساخت بلکه دوباره اسکار بگیره و دوپینگی بشه برای کار بعدی

    پاسخ
  2. نسترن قاعدی می‌گوید:
    قبل 10 سال

    کارگردانی که اسکار میگیره باید عرصه های جدیدو کشف کنه مثل ایناریتو که یهو رفت تو دل کوه و فیلم بدوی “بازگشته” رو ساخت درباره ماجرای اساطیری هابیل و قابیل
    اما کارگردان اسکاری ما چون اعتماد به نفس کشف و شهودو نداره افکار قبلیشو بازنشر میکنه بلکه دو ریال کاسبی کنه

    پاسخ
  3. رضی ا.. عنه می‌گوید:
    قبل 10 سال

    همون روزی که کار با المادوارو و ول کرد و برگشت ایران کاملا معلوم بود این ادم حدش همینه…ادم ترسو نمیتونه رشد کنه و فرهادی ترسوئه؛ اونقدر ترسو که با همکاری ممنتو و اون موسسه فیلم دوحه هم جرات نکرده دوربین شو بیاره تو خیابون و یه کم هم از اجتماع شهری حرف بزنه؛ تپیده تو خونه و هی لاس میزنه با تردیدای ادما

    پاسخ
  4. من سیاسی نیستم می‌گوید:
    قبل 10 سال

    به یه نکته درست که اشاره کردید اینه که فرهادی موقع ریزش اپارتمان اصلا اون بیمار محتضر و چرا اسمشو گذاشته حسین! بعد لباس سبز تن یارو کرده!! تا اشاره بکنه به اون بابایی که الان تو حصره؟؟
    ایا فرهادی میخواد بگه کاندیدای شکست خورده 88 یک بیمار بوده؟؟ که از پس نجات خودش هم برنمیومده؟

    پاسخ
    • رهی می‌گوید:
      قبل 10 سال

      ایضا دیالوگ پشت بوم؟ این شهر رو باید خرابش کرد دوباره ساخت. بعد بابک کریمی میگه : تازه دو باره ساختن این شده
      این یک اعتراض گل درشت بود به اصلاحات

      پاسخ
  5. علی می‌گوید:
    قبل 10 سال

    به شدت با حرفاتون موافقم . موقع تماشای فیلم باورم نمیشد فرهادی پشت دوربینه . باورنکردنی بود . تیر خلاص به فیلم هم سکانس پایانی توی اتاق گریم و اون موسیقی احمقانه و بی ربط بود

    پاسخ
  6. سیاسی نیس می‌گوید:
    قبل 10 سال

    البته فیلم یه بازیگر داغون و خسته داره اونم پیزمرد متجاوزه. متوشالح!

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • سایه اعدام بر سر آقای کارگردان!؟

    سایه اعدام بر سر آقای کارگردان!؟

    28 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 11 توئیت 7
  • اعتراف تکان دهنده آغداشلو دربرابر بهاره افشاری!+ویدئو

    27 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 11 توئیت 7
  • دستور کار حسین انتظامی: حذف کامل سلبریتی‌های خاموش و وسط‌خواب از پروژه‌های حاکمیتی!

    24 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 10 توئیت 6
  • چگونه آناهیتا افشار جای ترانه علیدوستی در «تهران کنارت» را گرفت؟/چطور یک پارتی در فستیوال کن موجب تولید این فیلم شد؟/«بن سای» هم یک پریناز ایزدیار دارد که هزار الله اکبر!/اگر در ایران ماندم، کمدی می‌سازم

    23 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • تغییر معاون نظارت؛ بی‌فایده‌ترین اقدام در سازمان سینمایی!

    23 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • زیرکی محمدرضا عباسیان و علی قائم‌مقامی، نقشه‌ی «هفت» را نقش بر آب کرد!

    21 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • صدور پروانه برای چهار کمدی و یک فیلم جنگی

    19 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • اکران پساجنگ و بیزنس سیاهِ «جیمز باند»/حامد مظفری در سینماهایلایت مطرح کرد+ویدئو

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5

آخرین مطالب

نمایش «سرِ انقلاب» روی صحنه رفت

سریال «سرخدار» با چهره‌های محبوب تلویزیون به شبکه یک می‌آید

رادیو؛ راوی حماسه کربلا در تاسوعا و عاشورا

جام‌جهانی۲۰۲۶ در تلویزیون⇐ شبکه ورزش یا شبکه سوم؟/محمدحسین میثاقی یا رسول مجیدی؟کدامیک؟

نادر فلاح به «برای فروش» پیوست

فیلمی اجتماعی با بازی بهنوش بختیاری/ فیلمبرداری «رقصِ سپید» به پایان رسید

پوستر فیلم سینمایی «براسو» رونمایی شد

چه کسی برادر سیاوش قمیشی را کُشت؟؟؟⇐روایتی عینی از برادرزاده +ویدئو

فروش ۱۴ هزار و ۵۰۰ بلیت برای اکران دیدار ایران و بلژیک در سینماها

روزهای گرم تئاتر در عمارت نوفل‌لوشاتو

تبلیغات

ویژه ها

جام‌جهانی۲۰۲۶ در تلویزیون⇐ شبکه ورزش یا شبکه سوم؟/محمدحسین میثاقی یا رسول مجیدی؟کدامیک؟
خبر وسط

جام‌جهانی۲۰۲۶ در تلویزیون⇐ شبکه ورزش یا شبکه سوم؟/محمدحسین میثاقی یا رسول مجیدی؟کدامیک؟

31 خرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: طبق رسم بازیهای جهانی فوتبال، برنامه‌های تخصصی جام۲۰۲۶ تلویزیون در دو شبکه سه و ورزش ارائه می شود....

ادامه مطلب
سیاوش قمیشی

چه کسی برادر سیاوش قمیشی را کُشت؟؟؟⇐روایتی عینی از برادرزاده +ویدئو

30 خرداد 1405
آیدین آغداشلو و بهاره افشاری

اعتراف تکان دهنده آغداشلو دربرابر بهاره افشاری!+ویدئو

29 خرداد 1405
برنامه تلویزیونی هفت

متعاقب گزارش انتقادی سینماروزان⇐برنامه تلویزیونی «هفت» تعطیل شد

29 خرداد 1405
اکران “لاک قرمز” در گروه آفریقا/”سلام بمبئی” در گروه آزاد روی پرده می رود

کفایت مذاکرات ۱۱۰میلیارد/جیمز باند ۹۲میلیارد/آنتیک ۵۱میلیارد/تهران‌کنارت ۴۴میلیارد/تاکسیدرمی ۱۴میلیارد/افتتاحیه سرد شمشیر و اندوه+آمار کامل فروش  

29 خرداد 1405
حامد مظفری در سینماهایلایت درباره سریال کلاغ و محسن قصابیان حرف زد

از امیرعباس هویدا تا قوام‌السلطنه و مستر بین در سریال “کلاغ” !/حامد مظفری در سینماهایلایت مطرح کرد+ویدئو

28 خرداد 1405
رقابت بوخوالد و مارادونا در جام جهانی ۹۰ ایتالیا

جام جهانی۲۰۲۶؛ جامی برای پیرمردها!؟

28 خرداد 1405
سامانه جامع رسانه‌های کشور
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم