سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: سریال “درو تخته” به قول تهیه کننده اش که در پشت صحنه سریال عنوان کرد اثری سفارشی در باره فرزند آوری و تشویق ازدواج جوان ها است. تا اینجای قضیه خیلی از سریال ها با نگاه سفارشی ساخته می شوند و این محل بحث و مناقشه نیست، نکته مهم، نوع پرداخت ، زاویه نگاه سازنده و جنس و فرمت کار است.
سازنده اثر برای انتقال پیام اثرش ساختار کمدی را در نظر می گیرد، نه کمدیِ خلاقانه و متکی بر خلق موقعیت بلکه نوعی کمدی سطحی که بیشتر جنبه سرگرم کننده دارد تا اثر گذاری بر مخاطب و این نکته مهمی است که سازنده از آن غفلت کرده است.
پایهی اصلی داستان سریال، تغییر نوزاد دو خانواده در هفده سال قبل است؛ بعد از این مدت پرستار زایشگاه که در آستانه مرگ است این قضیه را به پدر دو خانواده بیان می کند و دو پدر در طی ماجراهایی در پی راهکاری برای افشا کردن این راز به اعضای خانواده هستند…
فارغ از عدم توانایی در ایجاد کمدی مفرح، سریال به لحاظ زیربنای دراماتیک نیز فاقد منطق است؛ در جامعه ای که شرایط زیست خانواده ها به دلیل مسائل اقتصادی بسیار سخت شده است آیا منطقی است که دو نوجوان برای اینکه در خانواده هایشان بمانند تن به ازدواج زود رس بدهند؟
سریال بدون اینکه برای همین زیربنای متخلخل، چفت و بستی پیدا کند میچسبد به همان کمدی بازی های کلامی و دیالوگ هایی که بعضا آن قدر نخنما و بیمزه هستند که لبخند هم حاصلشان نیست.
شتابزدگی در پیشبرد حوادث و درنهایت پایان خوش و هندیوار -باز بدون قراردهی چفت و بست منطقی برای پایان بندی- باعث میشود “در و تخته” نتواند به عنوان محصولی قابل تامل، جلوهگر شود و سریال تمام شد و در و تخته، جفت نشدند!

شناخت مقتضیات اجتماعی هر جامعه در سریال سازی یک اصل مهم است و متاسفانه “درو تخته” نسبت به آن بی تفاوتی بوده و فقط خواسته براساس سوژهای که شاید خودش هم باورش نداشته، سریالی بسازد.
ورود به فیلمسازی و سریال سازی گرچه سادهتر از دوران نگاتیو شده اما برنده، سازندگانی هستند که حتی اگر بر تکنیک، اشراف ندارند، ظرف زمانی جامعه را بشناسند.

































