سینماروزان/حامد مظفری: محمدهاشم سبوکی تهیهکننده قدیمی سینمای ایران در ۷۸سالگی مرحوم شد.
محمدهاشم سبوکی متولد ۱۳۲۷ در روستای سبوک استان فارس، فرزند زندهیاد وکیلرزاق سبوکی از افسران انتظامی دوره پهلوی اول است. وکیل رزاق، فرزند مُلامختار و ایشان برادر ملااسفندیار جد خاندان اسفندیاری سبوکی بود.
علاقه به فیلم، هاشم سبوکی را به سمت سینما کشاند و او در عین سینماداری در شیراز-سینما تخت جمشید-، وارد عرصه واردات و اکران فیلمهای روز خارجی شد. از جمله آثار معروفی که سبوکی از بالیوود خرید، فیلم معروف «شعله» بود که انحصار پخش آن در سینمای ایران تا مدتها در اختیار سبوکی بود.
سبوکی گرچه بعد از پیروزی انقلاب وارد تهیهکنندگی سینما شد اما سینماداری باعث ارتباط وی با مشهورترین بازیگران ایران نظیر فردین، ناصرملکمطیعی، ایرج قادری، سعید راد، جمشید مشایخی، جمشید هاشمپور و… شده بود و همین ارتباطات بود که باعث شد، حین تولید «برزخیها» به کمک برود و لوکیشن هایی خوب در کوهمره سرخی شیراز فراهم کند جهت فیلمبرداری در کوران انقلاب.

هاشم سبوکی بعد از انقلاب و از طریق موسسه متبوعش-شیرازفیلم- وارد تهیهکنندگی شد و یکی از اولین فیلمهای جنگی سینمای ایران-عبور از میدان مین(جواد طاهری)- را با بازی سعید راد تولید کرد.
«آوار»(سیروس الوند/نوشته صادق هاتفی برادر رحمان هاتفی روزنامهنگار)-که بی شباهت به نمایشنامه میراث بیضایی نبود و «جدال»(محمدعلی سجادی) ، فیلمهای بعدی سبوکی بودند.
سبوکی در اواخر دهه ۶۰ اولین فیلم ضدّصهیونیستی سینمای ایران که درنهایت بهترین فیلم از این حیث شد یعنی «سرب»(مسعود کیمیایی) را تولید کرد.
«یاغی» و «مجازات» (جهانگیر جهانگیری) و «مارال»(مهدی صباغزاده) دیگر کارهای سبوکی بودند. یک بار هم در اواسط دهه هفتاد و بعد از آن که مخملباف از آن تندروی دهه شصتی کم کرد نزد وی رفت تا با هم فیلم «من طاها علی حامد هستم» را بسازند که به جایی نرسید.
سبوکی از همان دهه ۶۰ و به واسطه ازدواج دومش-پریا رضوانی/فرزند یدالله رضوانی و لی لی سلیمی- که تبعهی آمریکا بود- مرتب میان ایران و آمریکا در رفت و آمد بود ولی در سالهای اخیر و بعد از جدایی، بیشتر در ایران بود و گاهی در شیراز و گاهی در کرج زندگی میکرد. سبوکی از ازدواج دومش یک فرزند دختر و یک فرزند پسر داشت.
مهدی سبوکی برادرش هم در برخی کارهای وی و ازجمله-یاغی و عبور از میدان مین و سرب به عنوان بازیگر همکاری داشت. مهدی سبوکی در سرب، ایفاگر خبرنگاری بود که به دنبال ورود مستقیم به تلآویو است ولی کلکل با آقای مهیر، او را منصرف میکند.

سبوکی حین فعالیت حرفهای با بی مهری های متعددی از مدیریت سینمایی مواجه شد. چنان که خودش به نگارنده گفته بود با اینکه در کوران جنگ ایران و عراق، هزینه زیادی برای تولید سرب انجام داد ولی فیلم توسط معماران سینمای گلخانهای با بایکوت در جشنواره فجر روبرو شد تا محسن مخملباف و منسوبین به او بالا بیایند. یا فیلم مارال او با اینکه یکی از اولین و متفاوتترین تصاویر از عشق ممنوع در سینمای بعد از انقلاب را ارائه میداد با کارشکنیهای متعدد در ساختار نظارتی سینما مواجه شد و حتی پخش تیزر آن ممنوع گشت.
یا این اواخر که سبوکی میخواست با فرزان دلجو فیلمهایی نظیر-«بابای ایرانی من» و «سوال»- را تولید کند باز هم حمایتی نشد وحتی پروانه ساخت نگرفت.
سبوکی در آخرین گفتگوی خود با نگارنده همچنان از علاقه خود به سینما و فعالیت مستقل میگفت و همچنان ناراحت بود که چرا در دو ساختار مدیریتی به ظاهر مختلف، چوب لای چرخش گذاشتهاند.
سبوکی چنان که خودش گفته چه در دهه ۶۰ و چه در دهه ۷۰ مغضوب جریانی بود موسوم به اصلاحطلبی. آنها که بعد از دوم خرداد اجازه ندادند سبوکی یکی از فیلمنامههای ایرانگرای ناصر تقوایی- با بازی محمدعلی فردین- را تولید کند همانها بودند که در دهه ۶۰ و در ساختار سینمای گلخانهای، سرب را کنار گذاشتند تا بایسیکلران و مخملباف پروار شوند.
«… مرتب به فیلمهای من درجه جیم دادند و میخواستند مرا نابود کنند ولی خدا با ما بود که بی دست اندازی به بیت المال فیلمهایی ساختیم مثل سرب و مارال که همچنان از تلویزیون تا شبکه های ماهواره ای، مرتب آنها را پخش میکنند.»؛ اینها آخرین حرفهای سبوکی، بود.


































