سینماروزان/حامد مظفری: در اغلب آثار ارگانی مرتبط با پهلوی، نوعی یکطرفه بودن روایت به چشم میخورد که باعث میشود درنهایت مخاطب بتواند پایان را به راحتی حدس بزند و نقطه قوت “خط نجات” آن است که دور این روایت یکطرفه را خط کشیده و داستان را برمبنای آدمیت هر دو قطب مثبت و منفی پیش برده…
وحید موساییان کارگردان «خط نجات» به خوبی دریافتهاند دوره ی اینکه ساواکی را یکسره پلید و اهریمنی نشان دهی گذشته و برای همین است که “خط نجات” گرچه با رئیس ساواک-اثباتی/لابد نمادی از پرویز ثابتی- تسویه کامل میکند و او را ماکیاولیستی خودسر نشان میدهد اما در زیرمجموعه، به تصویرسازی ماموری جانفدا میرسد که همهی تلاش خود را برای انجام وظیفه صورت میدهد و بااینکه درنهایت بالادستش او را سپر خویش میکند اما کم نمیآورد و او را جا میگذارد تا ماموریت را به پایان برساند.
مصطفی زمانی در ایفای نقش مامور گرفتار در توطئهی دوگانهی اثباتی-گروهکی، سعی دارد انسان بودن و به نوعی زمینی بودن را به نمایش بگذارد. او انسانی است جایزالخطا و درعین حال تجربهگرا که اگر جایی غیر از ساختار امنيتي رشد میکرد چه بسا چنین مغضوب خلق نبود و مزیت «خط نجات» این است که به خوبی او را هدایت کرده تا آدم بودن را ایفا کند.
«خط نجات» در تولید فیلم استانداردی به نظر میرسد و با اینکه محدودیتهای لوکیشن بیرونی این سالها، آثار نوستالژیک را مشابه هم کرده اما تجربیات آزیتا موگویی تهیهکننده اثر موجب شده نوعی گشاده دستی در تصویرسازی های بیرونی و درونی را همزمان شاهد باشیم. تصویرسازی هایی که با نوعی بازسازی سیجیآی فیلمها و تصاویر باقی مانده از دهه پنجاه خورشیدی در کنار استفاده از لوکیشن های باقیمانده در آن دوران، به اثر، جلای بصری قابل قبول داده.
«خط نجات» گرچه در برخی نقشهای مکمل و مثل نقشی که به حسین سلیمانی سپرده شده، میتوانست بهتر عمل کند ولی درمجموع نوعی یکدستی در بازیها را در خود دارد و به غیر از مصطفی زمانی، لادن مستوفی و آرمین رحیمیان نیز به عنوان بازیگرانی از دو نسل مختلف و گاه متضاد، انتخاب های خوبی بوده اند برای نقشهایی در دو منتهیالیه فیلم. امیر آقایی همان تیپ خشن کاریزماتیک همیشگی است و جواب هم میدهد.
«خط نجات» به دنبال تحلیل سیاسی نیست و انگار دریافته اگر بخواهد طرف هر سو را بگیرد، سوی مقابل را هدف گرفته و این است که در زیرلایه است که فقط بخشی از آنچه را روایت میکند که در فاصله دستگیری تیمسار مقربی-که چه خوب و طنازانه توسط فرامرز روشنایی بازیگر و رسانهای قدیمی ایفا شده- تا وقوع انقلاب توسط گروههای چپ ممکن است رخ داده باشد.
«خط نجات» به کارگردانی وحید موساییان و تهیهکنندگی آزیتا موگویی، ابایی ندارد که تندروی چپها را بنوازد؛ چپکردههایی که حتی به یک مبارز انقلابی رحم نمیکنند و نجات دهندهای را هدف میگیرند که بسیاری از چپها را در لوای رستورانداری-یادآور ارتش سری- نجات داده بود و ازقضا بهخاطر همان رستورانداری با انگ سرمایهداری، باید حذف شود تا شاید اسرار ناگفتهی تشکیلدهنده خط نجات مدفون گردد…

































