سینماروزان: با شهادت رهبر جمهوری اسلامی انتظار میرفت لااقل بخشی از هنرمندانی که در ادوار مختلف، از مواهب ارگانهای حاکمیتی بهرهمند بودند، زودتر از بقیه پیامهای تسلیت خود را صادر کنند ولی به جز ابراهیم حاتمیکیا که خیلی زود پیامی حماسی در رثای رهبری صادر کرد، مابقی یا چند روز طول کشید پیام دهند یا اگر هم پیام دادند، دوپهلو، در لفافه و یکی هم که بهجای پیام مستقیم گزارش یک مسابقه ورزشی را منتشر کرد و تازه بعد از آن که از سوی مخاطبان نقد شد، پیامی داد در رثای رهبر.
در این اوضاع و احوال از همه زودتر علیرضا داوودنژاد بود که پیامی مستقیم برای رهبر شهید داد و از یگانگی او گفت؛ آن هم فقط در یک پاراگراف.
داوودنژاد نه مثل برخی از سینماگران غوطهور در پروژههای ارگانی، گودرز را به شقایق ربط داد و هزار کلمه نوشت که از رهبر نگوید یا کمتر بگوید و نه شعر و متل و مثل و گزارش ورزشی را بهجای پیام تسلیت به خورد مخاطب داد و نه مثل برخی از صنوف متصل به نظام، از افشای وابستگیهای خویش به رهبری، وحشت کرد و نه مثل برخی روسای ساختارهای هنری نظام، اسم و فامیل خود را فاکتور گرفت و با امضای حقوقی، پیام داد مبادا پاسپورت دومش باطل گردد.
داوودنژاد فقط با حدودِ ۵۰ کلمه چنین نوشت: به دلیل رویدادی آشکار و تاریخی نمیتوان در یگانه بودن رهبر فقید ایران تردید کرد؛ ترور هیچ شخصیتی در جهان معاصر نمیتوانست به موشکباران اسراییل و پایگاههای نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا منجر شود. اینک حقیقت پیش چشم همه جهان آشکار میشود: «شهید، خطرناکتر از قهرمان است»/به نقل از براندو در فیلم «سوختن» ساخته جیلو پونتو کوروو

اینکه علیرضا داوودنژاد که در ساختار سینمای موسوم به فارسی، استارت زد و با امثال ایرج قادری، جمشید شیبانی، علی عباسی، اسماعیل کوشان کار کرد و بیش از همه با ایرج قادری به عنوان نویسنده همکاری داشت و سپس وارد عرصه کارگردانی شد، زودتر از همه از فقدان لیدر یگانه نوشته، معنایی ندارد جز آن که همچنان اصالت همان جایی است که مردم حضور دارند. داوودنژاد با امضای خودش و به صریحترین شکل ممکن و درست به سیاق همان سنت سینمای مردمی فارسی، واضح و آشکار، حرف دلش را زد و دهها نفر از مواهببگیران نظام که مدام فیلمفارسی را نهی کردند و آویزان انتلکتبازی جشنوارهای شدند، حتی جرات نداشتند نصف داوودنژاد باشند.

































