سینماروزان: سریال “کلاغ” تازهترین همکاری پلتفرم فیلیمو و محمدحسین مهدویان، یکی از آثار کنجکاویبرانگیز هفته های اخیر بوده.
حامد مظفری منتقد و روزنامهنگار سینما در برنامه سینماهایلایت از شبکه ایران ایندیپندنت، با تحلیل کاراکتر بهروزی/رییس ساواک-با بازی محسن قصابیان- به سریال کلاغ پرداخته است.
فرازهایی از گفته های حامد مظفری در سینما هایلایت را بخوانید:
سریال تازه محمدحسین مهدویان با عنوان “کلاغ” از حیث سبک مستندنمایی که یادآور کارهای اولیه وی و بخصوص “ماجرای نیمروز” و “آخرین روزهای زمستان” است، جلب توجه کرده چون مهدویان در این نوع مستندنمایی به بلوغی رسیده که همچنان در سینما و تلویزیون ایران کمیاب است.
وجه داستانی “کلاغ” روایت نرد عشق یک مامور ساواک با یک دختر چریک است. خطی که در “به رنگ ارغوان”- فیلم مدتها توقیف حاتمیکیا- نیز آن را جور دیگر دیده بودیم؛ عشق یک مامور به فرزند دو چریک قدیمی!
فضای بصری که مهدویان برای “کلاغ” استفاده کرده، چه رنگ بندی و چه مدل دکوراسیون و چه طراحی لباس، خیلی یادآور دهه شصت است یعنی انگار عمدا سعی شده از قابهای شاد و ملون پرهیز شود شاید به خاطر فرار از ممیزی و هجمهی دلواپسانی که با طلایی نشان دادن دوره پهلوی مساله دارند…
“کلاغ” در عنوان هم یادآور آخرین و تلخترین همکاری بهرام بیضائی و پروانه معصومی است و هم یادآور فیلمی ترسناک از هانری ژرژ کلوزو ی فرانسوی- در این فیلم فرانسوی، نامههایی از شخصی به نام کلاغ به مردمان یک روستا رسیده و اسرار پنهانی اهالی روستا را فاش میکند و جالب اینکه در سریال مهدویان نیز راوی-هادی حجازی فر- انگار در حال نوعی خاطره نگاری ذهنی است که بناست اسرار خودش و آدمهای اطراف را برملا نماید…
“کلاغ” یک کاراکتر رییس ساواک دارد که محسن قصابیان بازی میکند؛ کاراکتری با پیپ و کلاه و پالتویی که از یک طرف یادآور امیرعباس هویدا نخست وزیر مرموز پهلوی دوم است و از طرف دیگر یادآور قوام السلطنه نخست وزیر سالیان قاجار.
تیپ قصابیان یادآور “کمیسر مِگره” هم هست؛ مگره مخلوق ژرژ سیمون نویسنده فرانسوی بود. مگره به غیر از اینکه زمینه تولید یک سری سریال و فیلم بود از جمله تیپ های محبوب مستر بین یا همون روان اتکینسون هم بود به طوری که اتکینسون در یکی دو فیلم سعی کرد نقش مگره را به طور کاملا جدی بازی کند.

#سریال_کلاغ !/حامد مظفری مطرح کرد
به غیر از هویدا، پیپ قصابیان، یادآور پیپ رجال سیاسی مختلفی است. در اواخر دهه چهل و اوایل پنجاه، سیاسیون شروع به کشیدن پیپ کردند. قبل از آن سیگار میکشند و اغلب سیگار را با دستگاه کوچکی که در جیب جا میگرفت میپیچاندند و با یه لیس به کاغذ می چسباندند. برخلاف هویدا که سعی میکرد با پیپ و عصا، ژست سازی کند، محمدرضا پهلوی بیشتر سیگار می کشید به شیوه ی همفری بوگارت و گری کوپر. البته او سیگاری نبود و برای ژستش می کشید.
روشنفکرهای چپ آن دوران بیشتر سیگار زر میکشیدند که ارزان ترین بود و کارگرها هم میتوانستند بخرند؛ شاید به خاطر ژست همراهی با طبقه کارگر.
ورای این شمایل قصابیان و صداسازی خفه و دوپهلو-در نقش بهروزی- که هم شیرین است و هم ترسناک، سریال کلاغ با استفاده ای تازه از محسن قصابیان، جلوه تازه ای از هنر او را رقم زده.
البته که محسن قصابیان بازیگری بسیار باتجربه است منتها بعد از حذف حمید فرخ نژاد-که مدتها نقش ماموران امنیتی فیزیکی را کنترات کرده بود- رجوع به قصابیان بسیار بیشتر از قبل شد و تازه معلوم شد او چقدر خلاق تر از فرخ نژاد است و سعی میکند هیچ دو نقش حتی مشابهی را بدون خلق هویت تازه، ایفا نکند و همین است که نقش مکملش در “کلاغ” را جذاب تر از نقشهای اصلی، کرده.
برای تماشای ویدئو اینجا را ببینید.
































