• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
شنبه 6 تیر 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه یک سکانس سینمایی

در ستونی همنام فیلم پرفروش نوروز78 روایت شد⇐شرح دیدار بهاره رهنما با دخترک ساکن در یک گورستان شمال شهر

23 فروردین 1397
در یک سکانس سینمایی
0 0
A A
0
روایت بهاره رهنما از ترسناک شدن زنان ایرانی

بهاره رهنما

سینماروزان: بهاره رهنما که در ماههای اخیر به واسطه ازدواج با جوانی کارآفرین(!) به نام امیرخسرو  عباسی در کانون توجهات قرار گرفته بود بعد از مدتها که نامش را به عنوان نویسنده در رسانه‌ها نمی‌دیدیم بار دیگر نوشتن را از سر گرفته است.

بهاره رهنما این روزها همچنان «آینه بغل» را روی پرده سینماها دارد و به تازگی در روزنامه اصلاح طلب «شرق» ستون تازه ای راه انداخته است؛

ستونی به نام «دختران انتظار» که هم همنام شعری است از احمد شاملو و هم همنام فیلمی است از ساخته‌های رحمان رضایی با سناریویی از محمدهادی کریمی که از پرفروشهای نوروز78 بود؛ فیلمی که در روزهای اخیر در بحبوحه بالا رفتن ناگهانی قیمت دلار به واسطه مضمونش در رابطه با اثرات رشد حبابی ارز بر زندگی ایرانیان، مجددا مورد توجه قرار گرفت.

بهاره رهنما در اولین یادداشتش در ستونی همنام یک درام اجتماعی ماندگار، به شرح دیدار خود با دخترکی هندی در گورستانی در شمال شهر پرداخته است.

متن کامل یادداشت بهاره رهنما را بخوانید:

فیلم‌برداری در یک قبرستان کوچک طرف‌های شمال شهر بود. سرجمع شاید صد قبر قدیمی و جدید آنجا وجود داشت، سنگ قبرها معمولا توجه من را با نوشته‌های رویشان به خود جلب می‌کنند، همیشه همین‌طور بوده است. هرموقع در قبرستانی برای خاکسپاری یا فیلم‌برداری رفته‌ام، همیشه با کنجکاوی خیلی زیادی نوشته‌های روی قبر‌ها، اسم‌ها و تاریخ‌ها را با وسواس مثل خواندن داستانی مینی‌مال دنبال می‌کنم. اما در این قبرستان چیزی هست که بیشتر از اسم‌ها و تاریخ‌ها من را به خود جلب کرده؛ آن‌هم دو دختر نوجوان ١٢، ١٣ ساله و ٩، ١٠ساله که لباس‌های آبی خوش‌رنگی پوشیده‌اند که در تضاد کامل با فضای خاکستری قبرستان، خودشان را عجیب به رخ می‌کشند. دختران سیه‌چرده‌ای که حلقه‌ و نگینی در بینی دارند؛ یکی یک حلقه و یکی یک نگین. به چهرشان نمی‌خورد ایرانی باشند. ابتدا گمان می‌کنم از افغان‌های مهاجرند. با آنها حرف می‌زنم، لهجه عجیبی دارند که غریب‌تر از لهجه افغان‌هاست و تقریبا ناآشنا. از بچه‌های فیلم‌برداری می‌پرسم؛ چون از خودشان جواب درستی نمی‌گیرم. بازیگوش هستند و یک لحظه یک‌جا بند نمی‌شوند. متوجه شدم کسی را که فعلا برای نگهداری از این قبرستان گذاشته‌اند، مردی هندی است که با زن و دو بچه‌اش مدتی است در ایران زندگی می‌کند. بچه‌ها اما فارسی را خوب بلدند؛ اگرچه که همان لهجه غریب کنار کلمات فارسی، شیرینی بیان کودکانه‌شان را دوچندان کرده است. مهم این است که به‌هرحال متوجه می‌شوی چه می‌گویند؛ اما مشکل من این است که یک‌جا بند نمی‌شوند که با آنها حرف بزنی و ببینی اصلا قصه چیست و اینجا چه می‌کنند؟ به بزرگ‌شدن دو دختر در فضای یک قبرستان فکر می‌کنم، به شب‌ها و آخر شب‌هایی که ممکن است از خواب بیدار شوند و وسط این همه قبر، هول برشان دارد؛ اما آنها خوشحال‌اند و شاد و سرشار از کودکی و نوجوانی! و‌ احتمالا به چیزهایی که من فکر می‌کنم فکر نمی‌کنند. گل‌ها را روی قبرها جابه‌جا می‌کنند. از آدم‌هایی که بر سر قبر آمده‌اند خوراکی می‌گیرند. دنبال هم می‌کنند. قایم می‌شوند. من فکر می‌کنم حتی در این سن اگر قرار باشد در یک قبرستان با عده‌ای آدم هم‌سن‌وسال خودم قایم‌باشک‌بازی کنم، چقدر فضای ترسناکی می‌شود و جرئت نمی‌کنم در هیچ گوشه‌ای از یک قبرستان پنهان شوم، اما آنها سرخوشانه پنهان می‌شوند و پدیدار می‌شوند، می‌خندند و تمام فضای قبرستان را تحت‌الشعاع شادی خودشان قرار داده‌اند؛ آن‌قدر که برای صحنه‌های فیلم‌برداری مجبوریم از بچه‌ها خواهش کنیم که ساکت باشند. دوست دارم با پدر و مادرشان صحبت کنم. پدر و مادرشان نیستند. بچه‌ها آنجا هستند و یک گروه فیلم‌برداری و عده‌ای که در روز تعطیل بر سر قبر عزیزانشان آمده‌اند، همین. بالاخره در فرصتی، دختر بزرگ‌تر را پیدا می‌کنم، دستی به موهای کلفت خرمایی‌رنگش می‌کشم که چندان نرم نیست، اما به‌هرحال انبوهی از موی سیاه است که با کش آبی‌رنگِ رنگ لباسش بسته شده.
به او می‌گویم: چه لباس‌های قشنگی!
به من می‌گوید: مامانم تندتند برامون لباس می‌دوزه.
می‌گویم: مامانت خیاطی بلده؟
می‌گوید: آهان! خیلی کارا بلده.
همچنان به دنبال دویدن دنبال خواهر کوچک‌ترش است. بالاخره می‌توانم سؤال موردنظرم را از او بپرسم: چه آرزویی داری؟ می‌گوید: آرزو یعنی چی؟
می‌گویم: آرزو یعنی اینکه دوست داری چی برات اتفاق بیفته؟ چی خیلی دلت می‌خواد؟
نگاهم می‌کند و لبخند می‌زند.
می‌گویم: دوست داری بزرگ شدی چه‌کاره بشی؟
می‌گوید: نمی‌دونم.
می‌گویم: الان چی؟ الان چی دوست داری؟ الان چی‌رو خیلی دلت می‌خواد داشته باشی؟
نگاهی به این‌طرف و آن‌طرف می‌کند، چانه‌اش را از میان دستم آزاد می‌کند و می‌گوید یه تاب بلند که طنابش خیلی بالا باشه. می‌گویم: تاب رو می‌خوای کجا بذاری؟
می‌گوید: همین‌جا فقط طنابش رو می‌خوام خیلی بالا بسته شه.
میگم همین‌جا حیاط شما (جرئت نمی‌کنم که بگویم در قبرستان شما) که نمی‌شود تاب وصل کرد. به قسمتی که داربست فلزی بالای چند قبر زده‌اند اشاره می‌کند و به من می‌گوید: اونجا خوبه؟ می‌گویم: اونجا که خیلی بالا نیست. نگاه می‌کند و می‌گوید: آره! نیست! نمیشه وصلش کرد به آسمون؟
من نگاهش می‌کنم و می‌گویم: فکر نکنم بشه.
دارد می‌رود که دستش را دوباره می‌کشم به سمت خودم و از او دوباره می‌پرسم: همین؟
می‌گوید: چی همین؟
می‌گویم: همین یک آرزو رو داری؟
می‌گوید: بله! دلم تاب می‌خواد. یه تاب خیلی بلند که اون بالاها وصل بشه.
می‌خندد و سرخوشانه از من دور می‌شود و من به دختر مهاجری فکر می‌کنم که در فضای عجیب این قبرستان بزرگ می‌شود و در ١٣ سالگی آرزویش داشتن یک تاب است که جایی خیلی بلندتر از سقف بالای سرش وصل شود، شاید به آسمان!
پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=49062
image_print
برچسب ها: بهاره رهنماقبرستان
نوشته قبلی

دعوای همکار سازمان ارزشی با مدیرمسئول «کیهان» بر سر «جمیله»!!!

نوشته‌ی بعدی

واکنش یک کارگردان به نمای فرورفتن حامد بهداد در قامت یک اصولگرا⇐کپی سکانسی از فیلمنامه «خانم اصلاح‌طلب…» است!/شکایتم را به دادسرای رسانه برده‌ام

مطالب مرتبط

مرگ شاپور رحیمی خواننده‌ی «گفتا غم تو دارم…»

مرگ شاپور رحیمی خواننده‌ی «گفتا غم تو دارم…»

4 تیر 1405

سینماروزان: شاپور رحیمی خواننده و نوازنده در ۷۹سالگی مرحوم شد. محمد رحیمی با نام هنری شاپور در سال ۱۳۲۶ متولد...

درگذشت آذر عظیما؛ قدیمی‌ترین خواننده‌ی زن رادیو و اولین زن خواننده‌ی اصفهان

درگذشت آذر عظیما؛ قدیمی‌ترین خواننده‌ی زن رادیو و اولین زن خواننده‌ی اصفهان

3 تیر 1405

سینماروزان: آذر عظیما قدیمی‌ترین خواننده‌‌ی زن رادیو در ۹۹ سالگی در اصفهان درگذشت. آذرمیدخت عظیما سراج‌پور (حنانه) متولد ۱۳۰۶ در...

سیاوش قمیشی

چه کسی برادر سیاوش قمیشی را کُشت؟؟؟⇐روایتی عینی از برادرزاده +ویدئو

30 خرداد 1405

سینماروزان: شاید کمتر کسی بداند که سیاوش قمیشی آهنگساز و خواننده شهیر ایرانی برادر خود را در جریان جنگ رمضان...

نوشته‌ی بعدی
واکنش یک کارگردان به نمای فرورفتن حامد بهداد در قامت یک اصولگرا⇐کپی سکانسی از فیلمنامه «خانم اصلاح‌طلب…» است!/شکایتم را به دادسرای رسانه برده‌ام

واکنش یک کارگردان به نمای فرورفتن حامد بهداد در قامت یک اصولگرا⇐کپی سکانسی از فیلمنامه «خانم اصلاح‌طلب...» است!/شکایتم را به دادسرای رسانه برده‌ام

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • حامد مظفری در سینماهایلایت درباره سریال کلاغ و محسن قصابیان حرف زد

    از امیرعباس هویدا تا قوام‌السلطنه و مستر بین در سریال “کلاغ” !/حامد مظفری در سینماهایلایت مطرح کرد+ویدئو

    305 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 122 توئیت 76
  • اعتراف تکان دهنده آغداشلو دربرابر بهاره افشاری!+ویدئو

    29 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 12 توئیت 7
  • سایه اعدام بر سر آقای کارگردان!؟

    28 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 11 توئیت 7
  • تغییر معاون نظارت؛ بی‌فایده‌ترین اقدام در سازمان سینمایی!

    23 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • زیرکی محمدرضا عباسیان و علی قائم‌مقامی، نقشه‌ی «هفت» را نقش بر آب کرد!

    22 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • متعاقب گزارش انتقادی سینماروزان⇐برنامه تلویزیونی «هفت» تعطیل شد

    20 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 8 توئیت 5
  • اکران پساجنگ و بیزنس سیاهِ «جیمز باند»/حامد مظفری در سینماهایلایت مطرح کرد+ویدئو

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • شرط کارگردان برای ساخت فصل هشتم سریال “پايتخت”

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4

آخرین مطالب

ممنوعیت پخش بازی ایران-مصر در سینماها!

تسلیت به سعید آقاخانی بازیگر محترم ایرانی

مرگ قدرت‌الله دلاوری بازیگر «سرخپوستها»

مرگ شاپور رحیمی خواننده‌ی «گفتا غم تو دارم…»

قلعه‌نویی یا کیروش؟⇐تکرار یک سکانس در جام جهانی پس از ۸ سال

روایت تکان‌دهنده‌ی اکبر گلپایگانی از ماهتابِ کربلا+ویدئو 

درگذشت آذر عظیما؛ قدیمی‌ترین خواننده‌ی زن رادیو و اولین زن خواننده‌ی اصفهان

سریال «متولد آوریل»: سرد، بی‌روح و ملال‌انگیز 

نمایش «سرِ انقلاب» روی صحنه رفت

سریال «سرخدار» با چهره‌های محبوب تلویزیون به شبکه یک می‌آید

تبلیغات

ویژه ها

ممنوعیت پخش بازی ایران-مصر در سینماها!
خبر

ممنوعیت پخش بازی ایران-مصر در سینماها!

5 تیر 1405

سینماروزان: در حالی که برخی مدیران سینمایی مدعی بودند مجوز اکران بازیهای جام جهانی از سوی نهادهای بالادستی صادر شده...

ادامه مطلب
مرگ قدرت‌الله دلاوری بازیگر «سرخپوستها»

مرگ قدرت‌الله دلاوری بازیگر «سرخپوستها»

4 تیر 1405
مرگ شاپور رحیمی خواننده‌ی «گفتا غم تو دارم…»

مرگ شاپور رحیمی خواننده‌ی «گفتا غم تو دارم…»

4 تیر 1405
قلعه‌نویی یا کیروش؟⇐تکرار یک سکانس در جام جهانی پس از ۸ سال

قلعه‌نویی یا کیروش؟⇐تکرار یک سکانس در جام جهانی پس از ۸ سال

3 تیر 1405
روایت تکان‌دهنده‌ی اکبر گلپایگانی از ماهتابِ کربلا+ویدئو 

روایت تکان‌دهنده‌ی اکبر گلپایگانی از ماهتابِ کربلا+ویدئو 

3 تیر 1405
درگذشت آذر عظیما؛ قدیمی‌ترین خواننده‌ی زن رادیو و اولین زن خواننده‌ی اصفهان

درگذشت آذر عظیما؛ قدیمی‌ترین خواننده‌ی زن رادیو و اولین زن خواننده‌ی اصفهان

3 تیر 1405
سریال «متولد آوریل»: سرد، بی‌روح و ملال‌انگیز 

سریال «متولد آوریل»: سرد، بی‌روح و ملال‌انگیز 

2 تیر 1405
سامانه جامع رسانه‌های کشور
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم